من یار مهربانم بی جا و بی مکانم !!!
+ پ -
من یار مهربانم بی جا و بی مکانم !!!
حکایتی تلخ از بی خانمانی کتاب در قشم؛

من یار مهربانم بی جا و بی مکانم !!!

روزگار نامناسب، مردم ناسازگار؛ چقدر زود دیر می شود! سال ها گذشته اما انگار همین دیروز بود؛ “دیروزی” که “کبری، تصمیم اش” را گرفت! چه زود فراموش می شود .

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛ به نقل از قشم آزاد ؛ امروز خاطرات سالیان دور و دیر را مرور می کنم؛ خاطراتی که بهای آن “زرد شدن رنگ رخ” و “پوسیده شدن تدریجی ام” بود، اما برایم رنج آور نیست!
سال ها از”تصمیم کبری” می گذرد؛ اما همین”تصمیم بزرگ”، شوق و امید را در وجودم دمید و به آینده ای بهتر، امیدوارم ساخت.
با تمامی کج مداری ها و نامرادی ها، هنوز امیدوارم که”تصمیم کبری” مثل خیلی چیزهای دیگر، همه گیر شود و اصلاُ “چالشی” شود در سراسر میهن ام و میان مردم سرزمین ام؛ “چالش تصمیم کبری” برای ” خواندن”؛ برای”فهمیدن” و برای “ساختن” دنیایی بهتر! همیشه که نباید” چالش آب یخ” و و و باشد و از آن سوی آب ها برای مان لقمه پیچیده شود!
یکبار هم خودمان، برای خودمان” لقمه بپیچیم” و به یادگار بگذاریم و چه لقمه ای بهتر از لقمه کبری! ” لقمه خواندن و نگه داشتن، یار همیشه مهربان”!
اما امروز، روز من نیست؛ از همان روز” تصمیم کبری” تا به امروز هیچگاه روز من نبوده اما امروز؛ امروز روز دیگری است و تمام و کمال دریافته ام که” روز من فرا رسیده است”!
من، یار مهربان ام اما امروز، بی جا و بی مکان مانده ام و این” بی جا و بی مکانی” از همه دردها، سخت تر و جانفرساتر است.
سال هاست، هم مدیران و مسوولان؛ از منِ کتاب می گویند؛ از تهمیت من، از لزوم ارتقای کمی و کیفی نوشته ها و محفوظاتم، از الزام همگان برای توجه همه جانبه اما سال هاست که در بر همان پاشنه چرخیده و می چرخد و تمام این تکریم ها و تعظیم ها و بزرگداشت ها در حد همان”حرف” مانده است.
تلاش ها و سخنان این سال ها نتوانسته است بر “افزایش سرانه مطالعه” اثری مثبت داشته باشد و تمام آمار مربوط به مطالعه در حد همان”۲-۳-چند دقیقه ای” خلاصه شده است.
امروز اما می خواهم”خودخواهی”کنم؛ می خواهم از خودم بگویم و برای یک بار هم که شده، از رنج و درد خودم بگویم؛ مهربان ام، که باشم؛ مهربانی هم حد و اندازه ای دارد و اگر از حد و اندازه بگذرد، آفتی می شود که روح و جسم را توامان، می بلعد و نابود می کند.
پای دردها و انتظارات هر کدام از دست اندرکاران”چاپ و نشر کتاب” که بنشینی، حکایت ها دارند، فراوان! از کاستی ها و بی توجهی ها و ناملایمات و نامردی های روزگار و مردمانش.
همگان می دانند که”پایین بودن سرانه مطالعه در کشور” جدای از”کاهلی”، دلایل مختلفی دارد که زنجیروار بهم پیوسته اند و حاصل آن، امروز شده است همان چیزی که از آن می ترسیدیم: یعنی پایین آمدن سطح مطالعه؛ ناشر از تاجر می نالد و گرانی کاغذ و چسب و مزد کارگرو …، تاجر از مالیات می نالد و بی رحمی های گمرک در گرفتن حقوق و عوارض!
خواننده از بی پولی و گرانی قیمت کتاب می نالد و گله از”جیب خالی” برای خرید کتاب می کند و این چرخه چند ده ساله، همچنان می چرخد و می چرخد و حاصل اش می شود همانی که سال هاست پا برجا مانده است: پایین بودن سرانه مطالعه!
اما این روزها ، روز من است؛ “یار مهربان” هم باید اجازه داشته باشد تا دست کم در ایامی که به “نام اش” شده، محلی از اعراب داشته باشد؛ یار مهربان ام اما بی جا و بی مکان.
امروز از بی مکانی خودم می گویم، شاید گره ای باز شود؛ دوست و همپالکی ام در مرکز استان اگر چه سال هاست جا و مکان اش را گرفته اند (کتابخانه شهدا)، اما نوید روزهای بهتری را داده اند. روزهایی که بتواند در”فرهنگسرای رسانه”، گوشه ای خزیده و آرام بگیرد؛ اما حکایت من،” حکایتی است پر آب چشم…”.
کلنگ ساخت بزرگترین کتابخانه هرمزگان، با نام زیبای”خلیج فارس” در سال ۸۴ به زمین زده شد؛ در زمینی به مساحت تقریبی ۵ هزار متر مربع؛ رویای داشتن سرپناه و ” کتاب خانه ای” بزرگ و درخور بزرگترین جزیره خلیج فارس، جوانه زد و امیدوار ساخت تمامی فرهنگ دوستان و کتاب خوان ها و البته “خودم” را اما وعده شیرین داده شده رنگ حقیقت به خود نگرفت و شد آنچه نباید می شد: بی جا و مکان ماندن یاری که به او لقب مهربان عطا کرده بودند!
آذر ۸۹ معاون اسبق عمرانی سازمان منطقه آزاد قشم از بهر برداری از کتابخانه خلیج فارس در هفته دولت سال ۹۰ خبر داد و ۳ سال بعد مدیرکل اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی منطقه آزاد قشم در اولین بازدید خود از کتابخانه نیمه کاره خلیج فارس در بهمن ۹۳ ابراز امیدواری کرد تا در هفته دولت سال ۹۴، به بهره برداری برسد.
این موارد گوشه ای از حرف ها و وعده های عملی نشده ای بود که هرگز نتوانست آرزوی قشر کتابخوان و فرهنگ دوست جزیره قشم و منطقه خلیج فارس را محقق نماید و در نهایت، سرانه فضای کتابخانه های عمومی بزرگترین جزیره خلیج فارس با نزدیک به ۱۳۰هزار نفر جمعیت، به چند ساختمان کوچک قدیمی با امکانات محدود مبدل شده است. این در حالی بود که عملیات ساخت کتابخانه بزرگ خلیج فارس از حدود ۱۱ سال قبل آغاز شده.
امروز ساختمانی که زمانی قرار بود مکان مطالعه و بحث و فحص باشد، به ساختمانی اداری و ستادی مبدل شده است و زمانی که ضجه ها و مویه های”بی جایی و بی مکانی ام” دل صخره ها و سنگ های جزیره را هم زم کرده بود، مقرر شد تا بخشی هر چند کوچک، به عنوان”کتابخانه جزیره” واگذار شود، اما متاسفانه، تا به امروز، همین وعده کوچک نیز تحقق نیافته است.
امروز، روز من است و از خودم می گویم؛ هنوز هم” مهربان ام” و “دل رحم”؛ هنوز هم امیدوارم؛ به آینده؛ به ویژه آن که امیدم به مدیری است که بر صندلی مدیریت ارشد منطقه آزاد تکیه زده و رفتارها و افکار فرهنگی اش، مرا همچنان امیدوار نگه داشته است.

fff
دیدگاه ها

لطفا پیش از ثبت دیدگاه قوانین زیر را مطالع بفرمایید.

  • دیدگاه خود را مرتبط با همین خبر بنویسید.
  • از توهین بر اشخاص و ادیان پرهیز کنید.
  • تکمیل تمامی فیلدها الزامی می باشد.
  • دیدگاه شما پس از بررسی و تائید نمایش داده خواهد شد.

fff fff


شبکه اجتماعی سلام نشر خبر اول خبر fff