تبلیغات تولید ایرانی تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
کد خبر : 4806
تاریخ انتشار:چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۴| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ

باز هم ۸۸

وقایع روز یکشنبه مجلس شورای اسلامی حقیقتا تاسف‌بار بود. اگرچه بی‌انصافی محض است که سهم هر دو طرف این نزاع یکسان دیده شود اما تعیین سهم طرفین در واقع چیزی از فاجعه‌بار بودن اصل موضوع کم نمی‌کند. بدترین نتیجه آنچه در روز یکشنبه اتفاق افتاد اساسا مربوط به صحنه سیاست داخلی کشور نیست. از جنبه […]

وقایع روز یکشنبه مجلس شورای اسلامی حقیقتا تاسف‌بار بود. اگرچه بی‌انصافی محض است که سهم هر دو طرف این نزاع یکسان دیده شود اما تعیین سهم طرفین در واقع چیزی از فاجعه‌بار بودن اصل موضوع کم نمی‌کند.

بدترین نتیجه آنچه در روز یکشنبه اتفاق افتاد اساسا مربوط به صحنه سیاست داخلی کشور نیست. از جنبه داخلی ماجرا این است که رئیس یک قوه اراده کرده بود وزیر خود را قربانی کند تا صحن مجلس بدل به صحنه محاکمه رئیس قوه دیگر شود و آن دیگری هم در این شرایط چاره‌ای جز دفاع نداشت.

مردمی که مذاکرات روز یکشنبه مجلس را شنیدند احتمالا قبل از هر چیز احساس نومیدی کرده‌اند. احساس بعدی هم لاجرم این بوده است که در میانه این همه مشکلات مهیب که مردم را زیر فشاری خردکننده قرار داده، چرا کسانی این همه اصرار دارند صحنه سیاسی و رسانه‌ای کشور حتی یک روز خالی از دعوا و مجادله نباشد؟ و اگر انرژی و توان و نیرویی هست چرا به جای دویدن از پی حل مشکلات مردم، صرف بدل کردن جایی مثل صحن مجلس به مجلس تعزیه می‌شود؟ بیش از ۴ سال است که این سوال‌های آزاردهنده بسیاری از دلسوزان را رها نکرده است که چرا معرکه‌گیری از صحنه سیاسی کشور، بر زبان آوردن حرف‌های شاذ و اصرار بر آن، ایستادن روبه‌روی مقدسات دینی و محترمات عرفی مردم، گرفتن تصمیم‌های آشکارا نادرست و هزینه پرداختن برای آن تا جایی که صدای سینه‌چاکان و مخلصان هم در‌آید، توطئه‌پنداری همه اختلافات و به هیچ انگاشتن همه نظامات و شئونات قانونی کشور، از دید برخی آقایان یگانه روش سیاست‌ورزی است؟

چرا برخی به هم ریختن کشور و به گروگان گرفتن مشکلات آشکار و نهان آن را مزیت نسبی خود در عرصه فعالیت سیاسی می‌دانند؟ قطبی‌سازی مداوم شرایط سیاسی کشور و به هم زدن ثبات و آرامش که باعث تبدیل شدن برخی از گرانبها‌ترین فرصت‌های نظام به تهدید شده، از کدام آبشخور آب می‌خورد؟

چرا هنوز دعوای قبلی خاتمه نیافته و صدای داد و هوار آن معرکه از گوش‌ها بیرون نرفته، صحنه‌ای دیگر آراسته می‌شود؟ چرا نباید حتی یک روز آب خوش از گلوی مردمی پایین برود که تا امروز نجیبانه و با اقتدا به مولای خویش ایستاده و این صحنه‌ها را به این امید که «این یکی دیگر آخری باشد» نگریسته‌اند؟ و مهم‌تر از همه، وقتی دشمنان اصلی این کشور، تاریخی‌ترین و بی‌سابقه‌ترین پروژه فشار خود علیه ملک و ملت را کلید زده‌اند، چرا عده‌ای اصرار دارند دائما این آدرس را به افکار عمومی بدهند که آن بیرون خبری نیست و دشمن واقعی همین جا بیخ گوش ما در مجلس، قوه قضائیه، دولت، دستگاه امنیتی یا … خفته است؟ چرا برخی نگرانند که همه انرژی کشور به سمت مبارزه با دشمن اصلی تجمیع شده و همه نیروها در این راستا همگرا شوند؟ جواب البته چندان پیچیده نیست، حالا دیگر قطعا نیست. خیلی حرف‌ها می‌توان زد که حالا مجالش نیست اما همین یک نکته را عنایت بفرمایید که وقتی کسی می‌داند کشور دلمشغول نبرد با خونی‌ترین دشمنان خود است و در این اوضاع به آرامش و ثبات داخلی نیاز دارد و آن وقت با رو کردن مشکلات و اشکالاتی که به اقتضای مسؤولیت کاری‌اش در جریان آن قرار گرفته (یا برخی را خود به‌وجود آورده)، آرامش کشور را به گروگان می‌گیرد، در واقع کاری جز اینکه در میانه جمع دوستان جدول دشمن را پر کرده باشد، نکرده است.

اما گفتم که قصه اصلی در داخل کشور نیست، اگر بود چندان بیمی نبود، چرا که این کشور به برکت تکیه‌گاهی استوار به نام «ولایت فقیه» از گردنه‌هایی بس دشوارتر از این هم گذشته است. مساله اصلی این است که درست زمانی که دشمن در حال رسیدن به این نتیجه است که فشارها قادر به متوقف کردن ایران نیست و توطئه‌های منطقه‌ای‌اش هم موثر از آب در نیامده و خود را برای در پیش گرفتن مشی و رویه‌ای جدید آماده می‌کند، کسانی از داخل کشور سر بر می‌آورند و امید ناامید شده دشمن را دوباره احیا می‌کنند تا دشمن یک بار دیگر به این نتیجه برسد که هنوز برای کنار گذاشتن مسیر فشار زود است و به امید تشدید درگیری‌های داخلی هم که شده، تصمیم بگیرد چند صباحی دیگر به همین راه برود.

هیچ یادم نمی‌رود که در آستانه انتخابات ۸۸ هم همین صحنه تکرار شد. آن زمان هم پس از مذاکرات ژنو ۱ ( در پاییز ۸۷) آمریکایی‌ها دریافته بودند که چاره‌ای جز رسیدن به یک راه‌حل مشترک با ایران ندارند اما شب انتخابات کسانی از داخل ایران آنها را متقاعد کردند که اکنون وقت سازش و امتیاز دادن نیست و بهتر است صبر کنند چون در انتخابات اتفاقاتی رخ خواهد داد که معادله را تغییر می‌دهد. آن روز بزرگ‌ترین خیانت فتنه‌گران این نبود که چند سطل آشغال در خیابان‌های تهران آتش زدند بلکه اصلی‌ترین خیانت آنها این بود که روحیه باخته و ضعیف شده دشمن را بازسازی‌ کرده و موجب شدند دور جدیدی از فشار و توطئه علیه ملت ایران با قطعنامه ۱۹۲۹ در خرداد ۸۹ آغاز شود.

تاریخ این سال‌های ما گویی فشرده شده است. در بازه‌های زمانی کوتاه در معرض آزمون‌هایی مشابه قرار می‌گیریم ولی باز جالب است که کسانی همچنان با اینکه سوال‌های امتحان به همراه جواب‌هایش قبلا در اختیار آنها قرار داده شده، باز هم رفوزه می‌شوند.

مهدی محمدی – صراط

برچسب ها:
لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=4806
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها
نظرات بینندگان
تعداد نظرات: بدون نظر
ارسال نظر





  • نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
  • توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.

یادداشت

گفتگو

بین الملل