سردار سلیمانی، الگویی برای جامعه اسلامی است

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛ دکتر اسحق شیرین کام، استاد دانشگاه های هرمزگان در یادداشتی اختصاصی برای سایت خبری هرمز در مورد سردار سلیمانی، الگویی برای جامعه اسلامی است، نوشت:

اگر نگاهی به تعلیمات دینی در قرآن و سنت بیندازیم دو تدبیر برای تعلیم و تربیت و مقابله با ناهنجاری ها می‎یابیم، یکی تعلیم و آموزش قواعد و اصول است و دیگر الگو سازی است؛ یعنی قرآن کریم و سنت معصومین (ع) از یک طرف معارفی را ارائه داده اند و اصول و فروع ارزش ها را آموزش داده اند و حتی به وعظ و نصیحت پرداخته‏ اند و از طرف دیگر در کنار این آموزش، الگوهای عینی نشان داده اند.

برای تربیت، آموزش به تنهایی کافی نیست، الگو هم شرط است، برای اینکه، معارفِ کلی، انتزاعی و عقلی هستند، ولی الگو بیشتر محسوس و به چشم آمدنی است، از اینرو تأثیر همگانی‎اش بیشتر است، جاذبه هم بیشتر دارد تا صرف بیان مقررات، کلیات برای فرزانگان و خردمندان شاید جذاب است، اما برای عموم مردم در کنار آن باید الگو سازی بشود؛ البته همگان نیازمند آموزش هستند، اما ارائه نمونه عینی مکمل آموزش است.

تعاریفی که جامعه‌شناسان برای «فرهنگ» ارائه کرده‌اند، فرهنگ را شامل هفت مؤلفۀ هنجارها، نمادها، نقش‌ها، بینش‌ها، ارزش‌ها، ساختارهای اجتماعی و علوم و فنون می‌دانند. انتقال مفاهیم فرهنگی بین نسل‌های مختلف ضامن بقای آن فرهنگ است و با توجه به اینکه رفتارها، اخلاقیات، اعتقادات، قضاوت‌ها و ارزش‌ها آموختنی هستند؛ در هر دوره‌ای از زندگی، انسان به واسطۀ پیروی از الگوها، قواعد و سبک زندگی را می‌آموزد؛ این الگوها می‌توانند واقعی و زنده یا نمادین و سمبولیک باشند؛ اما کارکرد آنها در انتقال فرهنگی یکسان است

رسانه ها در دوران كنوني بخشي جدايي ناپذير از زندگي مخاطبان شده اند. اين مخاطبان در دنياي اطلاعاتي و ارتباطي امروز، بخش عظيم فرهنگ، ارزش ها و هنجارهاي جامعه خود و ديگر جوامع را از رسانه ها دريافت مي كند؛ به عبارتي در دوران معاصر كه به عصر اطلاعات و جامعه اطلاعاتي و ارتباطي معروف است،بخش عظيمي از جامعه پذيري مخاطبان از طريق رسانه ها انجام ميشود و نفوذ و تأثير رسانه ها تا جايي است كه برخي از نظريه پردازان ارتباطي بر اين باورند كه رسانه ها اولويت ذهني و حتي رفتاري ما را تعيين مي كنند و اگر چگونه فكر كردن را به ما ياد ندهند، اينكه به چه چيزي فكر كنيم را به ما مي آموزند .
طبقه ي جوان ونوجوان یکی از مخاطبین و پر استفاده کننده ترین افراد از فضای مجازی است.
تغييرات هنجارها و ارزش هاي اجتماعي به سرعت در رسانه هاي گروهي منعكس مي شود و ممكن است به آساني مورد پذيرش مخاطبان قرار گيرد. گسترش سريع گرايش هاي جديد در فرهنگ جوانان، عمدتاً به رسانه هايي مانند تلويزيون، راديو، مجلات ويژه جوانان و سينما بستگي دارد. ( روشه، 1366 ، ص 3370).

یكي از ويژگي‎هاي شخصيتي انسان در دوره نوجواني و جواني، قهرمان‌جويي و الگويابي است كه همزمان با رشد و شكل‌گيري هويت فرد رخ مي‎دهد. نوجوانان و جوانان در اين دوران به دنبال الگويي هستند كه آن را دوست داشته باشند و مي‌كوشند هويت و شخصيت خود را با هويت آن الگو هماهنگ كنند. طبيعي است اگر الگوي انتخاب‌شده كاملاً مثبت باشد، اين الگو مي‌تواند بر بسياري از رفتارهاي جوانان اثر بگذارد و از آسيب‌هاي اجتماعي پيشگيري كند.

«آرنولد گِزِل»، معتقد است: «نوجوان و جوان، در پي آن است كه الگوهاي بزرگسالي را تقليد كند و به ستايش قهرمانان محبوب خودش بپردازد. او حتي در تاريخ و شرح حال بزرگان، براي خودش الگوي تقليد جست‌وجو مي‎كند«.
علاقه طبيعي براي داشتن قهرمان‌ها، آرمان‎ها و رؤياها، كمك خوبي است كه به واسطه آن مي‎توان جوان را به انتخاب الگويي مناسب فرا خواند. نياز جوان به الگو، در ويژگي كمال‌گرايي انسان ريشه دارد. ويژگي كمال‌گرايي آدمي، او را از درون به حركت وا مي‎دارد تا خود را به كساني كه مظهر كمال اخلاقي هستند، نزديك كند و صفات آنها را بگيرد. از سوي ديگر، جوانان مي‎خواهند قواعد زندگي را بياموزند و از بهترين رفتارها پيروي كنند تا بتوانند به شخصيت مرد يا زن كامل دست يابند.
انسان بر اثر حس كمال‎جويي كه در فطرت و سرشت او نهفته است، مايل به پيروي از انسان‎هايي است كه درجه‎هاي بيشتري از كمال را پشت سر نهاده، وجود خويش را به فضايل و صفات پسنديده بيشتري آراسته‎اند، اما امروزه بيشتر جوانان در شيوه لباس پوشيدن و آرايش موي سر و برخي رفتارهاي ظاهري، بيشتر از هنرپيشه‎ها، ستارگان سينما، قهرمانان ورزشي به ويژه فوتبال و… تقليد مي‎كنند. نكته مهم اين است كه انتخاب الگو، همسو با ارزش‎هاي هر فرد است و اساس نظام الگوي رفتاري جوان را ارزش‎هاي حاكم بر آن فرد تشكيل مي‎دهد. مهم‎تر آنكه ارزش‎هاي حاكم بر جامعه، با الگوهاي رفتاري افراد آن جامعه ارتباط تنگاتنگي دارد و يكي از نهادهايي كه اين ارزش‎ها را براي جامعه تعيين و جوان نيز به وسيله آن الگوگزيني مي‎كند، رسانه ملي به ويژه سيما است.

بدين ترتيب، الگوسازي رسانه ها از مباحث مهمي است كه در پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي جوانان نقش اساسي دارد و بايد برنامه‌سازان به طور جدي بدان توجه كنندرسانه ها با طراحی برنامه های متناسب با علایق ونیاز نوجوانان و جوانان می توانند نقش موثری در الگو دهی و شکل دهی ارزش ها در جامعه باشند .
نقش حساس رسانه ملي در الگودهي به نسل جوان و اثرگذاري بر آنها، تا آنجاست كه مقام معظم رهبري بارها به اين مسئله اشاره كرده‌اند: «رسانه‎هاي جمعي در همه جاي دنيا يكي از حساس‎ترين مراكز به شمار مي‎روند؛ زيرا دستگاه تبليغاتي و وسيله عمومي مانند صدا و سيما همواره با مردم است و بايد گفت: هر عملي كه در اين رسانه انجام شود، آثارش به زودي در جامعه ديده خواهد شد.» همچنين ايشان در جاي ديگر مي‌فرمايند: «سرگرم كردن جوان‎ها به چيزهايي كه جوان‎هاي دنيا پيش از جوان‎هاي ما به آنها سرگرم شدند و امروز دارند تاوانش را پس مي‎دهند، كمك به نسل جوان اين كشور نيست. عده‎اي سعي مي‎كنند جوان ايراني را به بهانه‎هاي گوناگون به سمت مسائل سرگرم‌كننده، به موسيقي‎هاي مضر و به سرگرمي‎هاي جنسي و از اين قبيل سوق دهند. اين همان لجن‎زاري است كه جوان غربي و جوان امريكايي و اروپايي را در خودش دارد غرق مي‎كند. اين تقليدكردني نيست، در مقابل اين بايستيد»

شهیدقاسم سلیمانی حاصل یک تربیت و رشد بلند مدت است یعنی سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی با حاج قاسم سلیمانی دوران جبهه ها، فرسنگها فاصله دارد زیرا در این مکتب مسیر طولانی طی کرده و به رشد رسیده است.

شهید حاج قاسم سلیمانی از جمله فرماندهان و پیشکسوتان دوران دفاع مقدس به شمار می‌آید که علاوه بر اثر گذار بودن در معادلات سیاسی و نظامی جهان در حوزه حفظ و نشر معارف و ارزش‌های دفاع مقدس که توسط رزمندگان آفریده شده بود هم بی وقفه در تکاپو بود.

یکی از کارهای حاج قاسم در مقام فعال رسانه‌ای علاوه بر حمایت از چاپ آثار پیرامون زندگی شهدا، مدیر مسئولی نشریه‌ای به نام «ثارالله» بود. او سال ۷۸ به‌عنوان مدیر مسئول نشریه ثارالله مجوز این نشریه را گرفت و رسانه‌ای شد.

هر یک از ایدئولوژی ها و تفکرات و نظامات نقاطی دارند که با بررسی آن می توان به کارآمدی یا عدم کارآمدی ایدئولوژی و نظامات پی برد. یک ایدئولوژی و تفکر می تواند خود را به عنوان تفکر موفق ارائه دهد تا تربیت کننده الگوهای موثر و موفق و در واقع نماینده ابعاد کلی آن تفکر و ایدئولوژی باشد.

جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی امروز با افتخار این ظرفیت را دارد که شهید حاج قاسم سلیمانی را الگو و ساختار نظام و تفکر انقلاب به حیات بشر معرفی کند که اتفاقاً این الگو منطبق بر ویژگی های انسان عادی و دست یافتنی است نه یک انسان عجیب و اسطوره ای.

در معرفی شخصیت حاج قاسم رسانه ها میتوان ابعاد محتلف حاج قاسم را به نسل جوان معرفی نمایند تا بعنوان الگوهای دست یافتنی معرفی شود.

سه شاخص اخلاق ، تخصص و معنویت بعنوان مولفه قابل معرفی باید در دستور کار قرار گیرد.

بعد نظامی حاج قاسم سلیمانی همان بعدی است که ما به عنوان تخصص از آن یاد می کنیم؛ تمامی کارشناسان نظامی تأکید ویژه بر هوش و استعداد و توانمندی فوق العاده سردار سلیمانی در فرماندهی داشتند اما آنچه که شهید قاسم سلیمانی را به این جایگاه والا رسانده چیزی فراتر از این تخصص بود یعنی در کنار تخصص، بحث اخلاق و اخلاص و معنویت نیز مطرح است.

وقتی شهید حاج قاسم سلیمانی به عنوان یک الگو معرفی می شود یعنی کل اقشار جامعه باید از او الگوگیری کنند، به عنوان مثال یک خبرنگار هم باید بداند که اگر اخلاص و اخلاق و معنویت را روی تخصص خود سوار کند آنگاه او نیز یک حاج قاسم سلیمانی در عرصه رسانه است و می تواند به اندازه او در این حوزه اثرگذار بوده و این مدل زندگی را ترویج کند.

یکی از تولیدات رسانه ای برای معرفی حاچ قاسم بعنوان الگو می تواند برنامه نمایشی باشد، برنامه‎هاي نمايشي، مي‎توانند با طراحي و ارائه شخصيت‎ حاج قاسم بعنوان جذاب قهرمان، براي مخاطب الگوسازي كنند.

قهرمان داستان كسي است كه مخاطب سِير داستان را از دريچه چشمان او مي‌بيند و بيش از ديگر شخصيت‎ها در ذهن مخاطب مي‎ماند؛ زيرا از نظر احساس و فكر با او همراه مي‎شود و مي‌كوشد رفتارهاي خود را با وي سازگار كند؛ معمولاً قهرمان داستان ويژگي‎هاي مثبت برجسته‎اي دارد كه به هم‌ذات‌پنداري مخاطب با وي مي‎انجامد. بدين ترتيب، مخاطب خواسته يا ناخواسته از چگونگي راه رفتن، سخن گفتن و پوشش وي تقليد مي‎كند.

انتهای پیام/