تبلیغات تولید ایرانی تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز

کد خبر : 5440
تاریخ انتشار:دوشنبه ۰۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۷| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ

مهدی هاشمی نسب ترور شد

همین چند وقت پیش جایی رفته بودم که یک راننده وانت نیسان من را شناخت و چون پرسپولیسی بود، بدترین الفاظ را نثارم کرد؛ دعوا کردیم و من کتکش زدم. نامه دادگاهش درِ خانه مان آمد.اما این منم که کم نمی آورم. به گزارش” هرمز “مهدی هاشمی نسب را از جهت “یاغی بودن” با مجتبی […]

همین چند وقت پیش جایی رفته بودم که یک راننده وانت نیسان من را شناخت و چون پرسپولیسی بود، بدترین الفاظ را نثارم کرد؛ دعوا کردیم و من کتکش زدم. نامه دادگاهش درِ خانه مان آمد.اما این منم که کم نمی آورم.

به گزارش” هرمز “مهدی هاشمی نسب را از جهت “یاغی بودن” با مجتبی محرمی مقایسه می کنند. بعضی ها حتی پا را از این هم فراتر می گذارند و می گویند او “یاغی ترین” و “جنجالی ترین” بازیکن تاریخ فوتبال ایران است.

 به هر حال روزی،روزگاری نه خیلی دور او با ۱۰۰ میلیون در انتقالی جنجالی از پرسپولیس به استقلال رفت و این انتقال حاشیه های فراوانی برایش داشت.

 حاشیه های بعضا تلخی که شنیدن آنها مایه تاسف است. اینکه برخی طرفداران پرسپولیس مادرو برادرش را به طرز وحشتناکی کتک زدند. اینکه انواع و اقسام فحش های رکیک نثارش شد و…

 آنچه در ادامه می خوانید بازنشری است از گفت و گوی جنجالی و جالب مهدی هاشمی نسب.

 مهدی هاشمی نسب استقلالی است

 من استقلالی ام.استقلالی خداحافظی کرده ام و استقلالی می میرم.

 دندان های خواهرم را شکستم!

 من بچه بودم، خواهرم استقلالی بود و من پرسپولیسی. در یکی از داربی‌ها با هم کری‌خوانی داشتیم. پرسپولیس به استقلال باخت و من از داغ دل، خواهرم را آن‌قدر کتک زدم که دندان‌هایش شکست.

 گلی که به اندازه ۴ گل می ارزد!

 یک گل زده ام به اندازه همه آن چهار گل می ارزد.بروید از استقلالی ها بپرسید.از پرسپولیسی ها هم بپرسید.آن گل چهار گب بیشتر زیر زبانشان مزه کرده؟یا آن گلی به پرسپولیس زدم بیشتر ناراحتشان کرده… اصلا بگذارید ماجرا را تمام کنم.پرسپولیس در وجود من مرده

 رفتن من به استقلال، به هیچ بنی‌بشری ربط ندارد

 من یک سوال دارم.چطور می‌شود در جام باشگاه‌های آسیا، پرسپولیس در دو بازی، به دو تساوی صفر بر صفر می‌رسد و در بازی آخر مرحله مقدماتی، تنها در صورتی به چهار تیم نهایی صعود می‌کند که بازی را ببرد، اما بازی تا دقیقه ۷۵، صفر بر صفر بود و پرسپولیسِ در آستانه حذف است. مهدی هاشمی‌نسب در دقیقه ۷۰ گل پیروزی‌بخش و صعود پرسپولیس را در بازی سوم به ثمر می‌رساند و بعد کنار گذاشته می شود؟

 من به خاطر این رفتارها به استقلال رفتم، اصلا به هیچ بنی‌بشری ربط ندارد. من قراردادم به پایان رسید و به استقلال رفتم.همین.

 ماجرای آن گل عجیب

 کار آن بالایی بود.شما فقط به این نکته مهم توجه کن.احمد عابدزاده در تمام طول عمر بازیگری‌اش، حتی در بازی‌ای که ما همراه با پرسپولیس، در کره جنوبی بودیم و هوا به شدت بارانی بود، سُر نخورد، اما آن روز سُر خورد؛ می‌دانید چرا؟ چون افشین ایستاد و وقتی توپ را ارسال کردند، احمد عابدزاده به سمت من آمد و با صدای بلند گفت: «منم!» به همین دلیل افشین ایستاد. احمد پایش سر خورد و من با سر به توپ ضربه زدم و توپ به گل تبدیل شد. از وقتی توپ به تور خورد و ورزشگاه منفجر شد، دیگر هیچی نفهمیدم. در آن بازی آن‌قدر عصبی شده بودم که بین دو نیمه عضلات دوقلویم گرفته بود، حتی منصورخان می‌خواست مرا تعویض کند، اما یک حسی به من می‌گفت که باید در زمین بمانم. باید یک اتفاقی می‌افتاد که افتاد.کار خودم را کردم.اما حیف که غش کردم. اگر در بازی می‌ماندم، شاید استقلال پیروز می‌شد.ای کاش غش نمی‌کردم! ای کاش! با آن گل که جواب خیلی‌ها را دادم، در زمین می‌ماندم و نمی‌گذاشتم تا علی کریمی گل مساوی را بزند.

 کتک خوردم،ترور شدم

 کتک خوردم.ترور شدم اصلا.خیلی‌ از پرسپولیسی‌ها به من بد و بیراه گفتند، اما همه آنها را حلال می‌کنم. مهدی هاشمی‌نسب از پرسپولیس رفت، اما همه می‌دانند که در قلب آنها قرار دارم، اما همه آنها بدانند که من یک استقلالی دوآتشه هستم که با استقلال از فوتبال حرفه‌ای خداحافظی کردم. حتی در تیم‌هایی که مقابل استقلال ایستادم، هیچ وقت از هواداران استقلال فحش نخوردم و تا زمانی که به استقلال رفتم، همیشه مورد محبت هواداران استقلال بودم.

 بهترین گل زندگی‌ام

 آخر این سوال است؟معلوم است! بهترین گل زندگی‌‌ام را به پرسپولیس زده‌ام؛ نه به خاطر این‌که تیم سابقم بود، بلکه حقم بود! باز هم اگر به آن روزها برگردم، به استقلال می‌روم و استقلالی می‌شوم تا خیلی‌ها را بسوزانم.

  پرسپولیسی ها مادرو برادرم را به طرز وحشتناکی کتک زدند

 اصلا در گلویم عقده شده بود. می‌دانی چرا در آن بازی سعی کردم به پرسپولیس گل بزنم؟ برای آن‌که در بازار کرج، هواداران پرسپولیس بعد از رفتن من به استقلال مادرم را به بدترین وجه کتک زدند و همین مانده بود تا چاقویش بزنند و اگر مردم به دادش نمی‌رسیدند، شاید مادرم را از دست می‌دادم. همین‌طور برادرم را جلوی در خانه‌مان و در چند جای دیگر کرج کتک زدند. من برای پرسپولیسی‌ها چهار گل زده بودم و مزه آن گل‌ها هنوز زیر دندانشان است، اما من دندان‌هایشان را با آن گل مسواک زدم و بهتر بگوبم جرم گیری کردم تا مزه‌اش از بین برود.

 راننده نیسان را زدم چون فحش داد

 همین چند وقت پیش جایی رفته بودم که یک راننده وانت نیسان من را شناخت و چون پرسپولیسی بود، بدترین الفاظ را نثارم کرد؛ دعوا کردیم و من کتکش زدم. نامه دادگاهش درِ خانه‌مان آمد.اما این منم که کم نمی‌‌آورم..

منبع : حوادث دات نت

برچسب ها:
لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=5440
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

6,249 Spam Comments Blocked so far by Spam Free Wordpress

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

یادداشت

گفتگو

بین الملل