تبلیغات تولید ایرانی تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
کد خبر : 4828
تاریخ انتشار:جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۷:۵۶| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ

بشاگرد را بیشتر بشناسیم

به گزارش سرویس وبگردی پایگاه خبری تحلیلی هرمز،جوان بشکردی از این شهرستان می نویسد؛بَشاگِرد (نیز بَشاکِرد) ، شهرستان کوهستانی تقریباً مستطیل شکلی در مشرق میناب و شمال جاسک . بشاگرد از مغرب به شهرستان رودان و باریکه ساحلی معروف به بیابان ، از مشرق به فَنّوج در بلوچستان ، از شمال به مَنُوجان و از […]

به گزارش سرویس وبگردی پایگاه خبری تحلیلی هرمز،جوان بشکردی از این شهرستان می نویسد؛بَشاگِرد (نیز بَشاکِرد) ، شهرستان کوهستانی تقریباً مستطیل شکلی در مشرق میناب و شمال جاسک . بشاگرد از مغرب به شهرستان رودان و باریکه ساحلی معروف به بیابان ، از مشرق به فَنّوج در بلوچستان ، از شمال به مَنُوجان و از جنوب به دامنه غربی دشتهای ساحلی بلوچستان محدود می شود. این دهستان حدود ۰۰۰ ، ۱۰ کیلومتر مربع وسعت دارد. از بلندیهای عمده آن کوه بشاگَرد است که در مسیر شرق ـ جنوب شرقی در فاصله حدود ۱۵۰ کیلومتری از رشته کوههای مارز تا رود رَپْچ در شرق ادامه دارد. نام بشاگرد غالباً به منطقه وسیعی اطلاق می شود که از مَنوجان در شمال تا رَمِشک در مشرق ادامه دارد.


بشاگرد
احتمالاً جمع بشگرد (یا بشکرد) ـنام دیگر همان منطقه ـ است . برهان قاطع
(ذیل «بشگرد») بشگرد را «شکارگاه » معنی می کند. شوارتز اشتقاق
این نام را از «باس » که به گفته مقدسی نام محلی در
شمال شرقی آن بوده است ، محتمل می داند. این نکته نیز شایان ذکر است که
«بَش » در زبان بلوچی به معنای «باران تابستانی » است که از ویژگیهای هوای
متغیر این ناحیه محسوب می شود. نزول بش برای محصول خرما بلا، ولی برای گله
های گوسفند و بز نعمتی آسمانی است . کشت خرما و پرورش دام فعالیتهای اصلی
اقتصادی این شهرستان به شمار می رود.

پستی و بلندی زمین و اوضاع
طبیعی بشاگرد شبیه مُکران در شرق آن است . تمامی شهرستان کوهستانی است .
بلندترین قله سلسله کوههای بشاگرد، کوهِ کوران ، به ارتفاع ۳۶۰ ، ۲ متر است
. سلسله کوههای بسیاری که با در نظر گرفتن ارتفاع نسبتاً کم آنها صعب
العبورند، از دشتهای بلند سربرآورده اند. هریسن این کوهها را «تشتک وار یا
ناودیسی » وصف می کند و می گوید که «بدنه فشرده آنها زیر توده ای از تخته
سنگهای شنی تیز و زاویه داری قرار گرفته که در ماسه و خاک پراکنده اند» . رنگ غالب دراین کوهها زیتونی خاکستری مات است که سنگهایی با رنگهای
دیگر به طور پراکنده در آن نفوذ کرده است . ارتفاع تختها یا تختانها در
امتداد مسیر رودخانه از حدود ۳۶۰ متر در جنوب ، یعنی سمت غربی شهرستان ،
آغاز و تا ۳۵۰ ، ۱ متر در شمال افزایش می یابد. اطلاعات مربوط به گیاهان و
جانوران منطقه را می توان در اثر گابریل یافت . شکار در قرن گذشته فراوان
بود، ولی اکنون نسل آنها منقرض شده است . آبادیهای منطقه معدود است و فقط
در بستر باریک رودخانه ها یافت می شود.

درباره تاریخ دهستان بشاگرد
اطلاع چندانی در دست نیست . نام بشاگرد در آثار جغرافی نویسان متقدم دیده
نمی شود، گواینکه عموماً آن را نام دیگری از کوه قُفْص شمرده اند . فسائی  بشاگرد را جزو استان فارس به
حساب آورده است . فلویر ، نخستین سیاح غربی که در ۱۲۹۳/۱۸۷۶ از جاسک به
انگوران / انگهُران (در محل اَنگوُهران )، سردشت ، شهر باوِک (شهر بابک )،
جَغدان (جُغدان )، دَرْپَهْن و سِندِرک (سَندِرک ) سفر کرده ، اولین شرح
دست اول از این شهرستان را به دست داده است . وی در آنجا رئیس علی نامی را
در رأس امور شهرستان یافته که با میریوسف نامی که بر جاسک در جنوب آن حکومت
می کرد روابطی نزدیک داشته است . قبل از ۱۲۹۱/۱۸۷۴ دهستان «در
واقع مستقل » بود . به گفته فلویر منطقه به شش «ولایت
» تقسیم شده بود و همه از سیف الله خان که در قلعه مرکزی انگهران را در
تصرف داشت اطاعت می کردند. در ۱۲۹۱/۱۸۷۴، سیف الله خان در مقام خونخواهی ،
به سنت محترم دیرینی پشت پا زد و مرتکب عمل شنیع قتل مهمانی شد، و این
واقعه موجب دخالت حکومت کرمان گردید. پس از محاصره ای که یک سال طول کشید،
سیف الله خان به تبعید رفت و منطقه را، رئیس علی (خویشاوند مقتول ) سپرد . فلویر قلعه نیمه مخروبه را بنای عظیم مثلت شکلی با ابعاد ۱۶۰ در ۵۰
متر وصف می کند که بر روی تپه ای قرار داشته است . او به وجود نخلستانهای
بسیار وسیع و کشتزارهای گندم و ذرت و باغات انار و محصولات دیگر اشاره می
کند . او در سر راه خود به گله ای مرکب از حدود سه هزار رأس گوسفند
و بز، از جمله نژادی که کرک تولید می کند و در بازار بندرعباس به بهای
خوبی به فروش می رسید، برخورد کرد .

پنجاه سال بعد، گابریل و
همسر او از همان محلها، به استثنای شهر باوِک ، بازدید و علاوه بر آن از
مسیر مستقیم «دَرپَهن » به انگهران نیز دیدن کردند. گابریل  از
برکت خان نامی که در بیابان و بشاگرد صاحب نفوذ بوده ، نام می برد. هنگامی
که بلوچها در ۱۳۰۷ش به مقابله با رضاشاه برخاستند، برکت خان به تهران برده
شد و فرزند او عبدالله خان به سرحد گریخت (جهانبانی ، ص ۱۹، ۴۷، از
میربرکت خان نامی از بیابان یاد می کند که دویست تفنگچی و هزار خانوار را
تحت فرمان داشت ). ظاهراً برکت هنگام بازدید گابریل به منطقه برگشته بوده
است . در ۱۳۱۱ش ، هریسن از راه جاسک به گِراهون رفت و در ۱۳۱۶ش نیز به
شمال انگهران تا شاهکهان در آن سوی مرتفعات غربی سلسله جبال مارز سفر کرد.
در آن زمان انگهران از صد کلبه حصیری تشکیل شده بود و جمعیتشهرستان به هشت
هزار خانوار تخمین زده می شد.

در سال
۱۳۳۵ش ، گرشویچ زبان شناس سه ماه در این شهرستان به سر برد و علاوه بر
نقاطی که سیاحان نامبرده از آنها دیدن کرده بودند، به منطقه بیورِک
(بیوَرْج ) در شمال غرب انگهران سفر کرد. در این زمان انگُهران اقامتگاه
شاهوردی خان ، از نبیره های الله وردیخان ، پدر سیف الله خان ، بود. شهرت
سیف الله خان به عنوان «مهمان کش » هنوز در خاطره ها زنده بوده است . قلعه
انگهران نیز ویرانه ای بیش نبود. گرشویچ جزئیات جالبی از جمله شرح کلبه های
مدور مخصوص را آورده است .

انتهای پیام/۱۱۹

برچسب ها:
لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=4828
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها
نظرات بینندگان
تعداد نظرات: بدون نظر
ارسال نظر





  • نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
  • توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.

یادداشت

گفتگو

بین الملل