تبلیغات تولید ایرانی تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز

سیاسی
کد خبر : 516641
تاریخ انتشار:شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸ - ۹:۰۲| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ
یاداشت/

پایان چله ی عاشقی

این قلم،قلمِ یک دخترسندرکی است که عقده هادارد،عقده ای عظیم ازآن جهت که هنوزبه او،لیاقت داده نشده تاپیاده روی،مسیرعشق راطی کند.

پایان چله ی عاشقی

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛قلم که آغازمی کند،بگذاربی پروا بنویسد،بگذارازتمام روزهایی که عقده داردعقده گشایی کند.
آری،بغض دارد این قلم،ازعاشوراتاوالفجرازکربلاتادمشق،بگذار بی پروا بنویسد.
این قلم،قلمِ یک دخترسندرکی است که عقده هادارد،عقده ای عظیم ازآن جهت که هنوزبه او،لیاقت داده نشده تاپیاده روی،مسیرعشق راطی کند.
چه هاکشیده این دل،بگذاربی پروا بنویسد.
قلم اینگونه عقده گشایی می کند…
به یاد آنان که راه کربلارا باز کردند.
این روزها همه جا صحبت ازپیاده روی اربعین است،خیل عظیمی اراده کردندو قدم درراه عشق نهادند.
همان راهی که سالیان سال بسیاری آرزوی قدم زدن روی خاکش راداشتندوخون دادندتااین آرزو محقق شود.
معرفت می گویدامروزکه بی دغدغه قدم درمسیرپیاده روی تاحرم امام حسین (ع)می گذاریم.یادی کنیم ازپاهایی که رفتندتامابتوانیم برویم.
پاهایی که خودبه آسمان راه یافتندوجاده این قطعه ازبهشت راکه روی زمین است برای ماگشودند.
معرفت می گوید؛یادی کنیم ازحضرت روح الله (ره)که یکی ازثمرات بخشش نفس کشیدن درمسیرپیاده روی به سمت حرم سیدالشهداست .
ای زائرمسیرعشق؛یک قدم رابه یادآن هایی بردارکه پشت لباس خاکی خوداینگونه نوشتند؛«مسافرکربلا»
آری،به یادآنان که نوشتندیازیارت یاشهادت.
وپایان قصه ی آن هاشهادت رقم خورد.
همان عاشقانی که شهادت رابه آغوش کشیدندتاقدم نهادن برخاک کربلاآرزوی مهرشده ی قلب هایمان نباشد.
بی تاب است قلم…
هم دردی می کندباقلبم.
پریشان است قلم.
روایت می کندپریشانی قلبم را
استواراست قلم،اینک منِ جامانده راروایت می کند.
حالاچهل روزاست که روضه هامان رادرکوچه های داغ،مکررمی کنیم.
چهل شب است که خورشیدبالای نیزه رانظاره می کنیم.
کاش این قلم حکایت کربلاتاشام را،زنده روایت می کرد.
اینگونه روایت می شود.
من ازروایت گوش وگوشواره می آیم؛ازشعله های به دامن نشسته وفریادهای یتیمی.
امروزاربعین خورشیداست.
نگاه کن آسمان را،که چگونه خورشیدمی تابدزمین را
ببین برگ های پاییزی به سان خورشیدعزادارند.
آری،پاییزرادیده ای،چگونه نوباوگان تابستان رابه زمین می ریزدوسروروی راجهان راچنان به زردی مبدل ساخته؟!
دیدی که بادپاییزی گیسوان کودکی رقیه (س)رابه یغمابرد؟!
زمین،پاییزش راازیادمی برد،امازخم عمیق عاشورا راهرگز.
آه،چه پاییزی شدپاییزامسال
قلب پریشانم به دنبال کوله پیشتی وگام های استوارِ زائران بی هوارفت.
ای پاییز،آهسته شاخه راپریشان کن،داغ پریشانی گیسوان رقیه (س)هنوزگره خورده برروح وجانمان.
کمی آهسته تر،بگذارآرام بگیردقلب های عزادار.
کمی درنگ کن،من ازقافله ی عشق جامانده ام.
شهدای وطن را،آنانکه راه کربلاراباکرده اندرایادکردم.
معرفت می گوید؛یادی کنم ازشهدای مدافع حرم.
آنانکه مدافع حریم عمه سادات شدند.
آنانکه،چراغ حرم رقیه جان،نازدانه ی ارباب وحضرت زینب کبری راروشن نگه داشتند.

شهدای مدافع حرم کاری کردندکه بعداز۱۴۰۰سال هرکس برحسین(ع)واصحاب حسین(ع)سلام بدهد.
شامل حال آن ها هم خواهدشد.
السلام علی الحسین وعلی اصحاب الحسین.

باقلبی سراسرازاندوه،اربعین حسینی رامحضرشیعیان عالم تسلیت عرض می کنم.

نویسنده:زینب زارعی

انتهای پیام/

لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=516641
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

6,255 Spam Comments Blocked so far by Spam Free Wordpress

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

یادداشت

گفتگو

بین الملل