وضعیت تئاتر در کیش باید فرهنگ سازی شود/کاغذ بازی اداری توان ما را فرسایش داده است
+ پ -
وضعیت تئاتر در کیش باید فرهنگ سازی شود/کاغذ بازی اداری توان ما را فرسایش داده است

سرپرست گروه تئاتر چکاوک کیش با بیان اینکه وضعیت تئاتر در کیش باید فرهنگ سازی شود ، گفت : سالن ثابت برای تحقیق، پژوهش و تمرینات تئوری و عملی نیاز داریم وکاغذ بازی اداری توان ما را فرسایش داده است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز به نقل از خانه فرهنگ و هنر استان هرمزگان ، به بهانه دیدن نمایش معرکه در معرکه خدمت یکی از هنرمندان کیش رسیدیم که یکسال است در جزیره سکونت دارند و در زمینه نویسندگی، بازیگری، کارگردانی و پژوهش تئاتر فعالیّت می کنند.

 

 

ـ آقای هومن شهرستانی خودتون رو بیشتر معرّفی کنید و بفرمایید از چه زمانی به فعّالیّت در رشته هنرهای نمایشی مشغول هستید و با چه هدفی وارد عرصه هنری شدید؟

 

 
من از ۱۱ سالگی یعنی از سال ۶۴ تاکنون بطور مستمر تئاتر کار میکنم ؛در این مدّت در ۱۳۵ نمایش، بازی و کارگردانی کردم ؛ البتّه در زمینه های طراحی صحنه، گریم، نمایشنامه نویسی، و همینطور نقّالی، قوّالی، پرده خوانی، بحرطویل و شاهنامه خوانی هم فعّالیّت و اجرا داشتم؛ اینکه این موارد و تعداد آثار هنری رو عرض میکنم به این معنا نیست که چیزی بلدم، امّا در ۳۰ سال گذشته، حرفه ی من فقط تئاتر بوده و همچنان دارم یاد میگیرم و هدف و دغدغه ی اصلی من فرهنگ سازی و ارائه آثار هنری بوده است.

 

 

ـ اولین اثرتون با چه عنوانی و چه موضوعی بود؟ تئاتر رو از کجا شروع کردید؟

 
اولین اثر بازیگری من نمایش سینه سوخته(نویسنده: ناصر باقری ـ کارگردان: علی هراتی) سال ۱۳۶۴ در شاهرود بود که در اون کار بازی می کردم ؛ امّا اوّلین اثر کارگردانی من نمایش دستفروش(نویسنده: رحیم موسوی) بود که سال ۱۳۷۳ در شاهرود و سمنان اجرا شد.

 
کارم رو ابتدا در شهرستان شاهرود، نزد استادانم فریدون امیرعبداللهیان و سیّدحسین بیطرف شروع کردم و کلاسهای ابتدایی بازیگری رو نزد ایشان گذروندم؛ در سال ۷۳ بازیگری درجه یک رو از سازمان آموزش و پژوهش حوزه هنری تهران دریافت کردم و نزد استاد حمید سمندریان درس پس دادم و تازه فهمیدم که تئاتر چیه؛ هرچند اینقدر نامحدوده که هنوز باید یاد بگیرم؛ در چندین دوره ی جشنواره های دانش آموزی، دانشجویی، سوره، ماه، منطقه ای و بین المللی فجر، آئینی سنّتی، آرمان در هندوستان و غیره شرکت داشتم و مقام اوّل بازیگری، نویسندگی و کارگردانی رو کسب کردم؛ اکنون کارشناس هنرهای نمایشی گرایش کارگردانی دارم و مدرّس شاهنامه خوانی هستم؛ از سال ۶۴ به اتّفاق چند تا از دوستان، گروه چکاوک رو راه اندازی کردیم که از اون موقع تا حالا سرپرست گروه هستم و در سال ۸۹ زیر نظر دفتر استقرار گروههای نمایشی وزارت ارشاد، گروه رو به ثبت رسوندم.

 

 
ـ از چه موقع در کیش سکونت دارید؟

 
از ماه رمضان سال گذشته، یعنی از تیرماه ۹۳ در جزیره کیش اجراهای تک نفره ی شاهنامه و پرده خوانی داشتم و از آذر ۹۳ با خانواده به کیش نقل مکان کردیم.

 

 

ـ کاری که الان انجام میدید چیه؟ و چطور شروع کردید؟

 
تمرین این نمایش به عنوان سوّمین نمایش گروه تئاتر مردمی چکاوک کیش از اواخر تیرماه ۹۴ شروع شده؛ ابتدا در هتل شایگان، تمرینات خود را شروع کردیم و سه روز قبل از اجراء در مرکز همایشهای بین المللی کیش، سالن خلیج فارس، تمرین داشتیم؛ فعلاً از ۱۴ مهر تا هشت شب در همین سالن اجرا داریم؛ در حین تمرینات و اجرا با بچّه ها آموزش بازیگری رو هم داریم؛ البتّه کاملاً رایگان آموزش میدم و خودم هم از بچّه ها یاد میگیرم؛ تمامی اعضاء گروه طبق سیاستهای سازمان منطقه آزاد کیش، کیشوند هستند، حتّی عوامل، مثل طراح گریم و گروه موسیقی، کیشوند و همگی ساکن جزیره هستند؛ بعضی از بازیگران برای بار اوّل روی صحنه رفتند و در این دوماه خیلی خوب پیشرفت کردند و تونستند استعداد خودشون رو به معرض نمایش بگذارند؛ و همه به خاطر علاقه و پشتکار خودشون بوده، ما هنوز هم داریم استعدادیابی میکنیم اگر فقط حرف و قول نباشه، قراره حمایت بشیم و اثر نمایشی رو به شهرهای دیگه و حتّی کشورهای فارسی زبان صادر کنیم، و به این وسیله، درآمدزایی از طریق اجرا نیز برای گروه و بازیگران داشته باشیم ضمناً اگر حمایت اسپانسری باشه می تونیم این نمایش آئینی رو در ماه محرّم نیز روی صحنه داشته باشیم ما اولین افرادی نیستیم که کار میکنیم، قبلاً اساتیدی در کیش آموزش تئاتر میدادند و استعدادهای خوبی هم پرورش دادند و گروههایی نیز اجرا داشتند امّا ما داریم کار بنیادی میکنیم که درسال، سه تا چهار گروه نمایشی بطور مستقلّ کار کنند و اجرا بگذارند دو کار دیگه بعد از این کار، در دستور کار داریم.

 

 

 

ـ وضعیت تئاتر در استان را چگونه ارزیابی می کنید؟

 
من از وضعیت تئاتر استان خبر ندارم اما در کیش واقعاً باید فرهنگ سازی شود چون مخاطب کیش به دیدن کارهای طنز و گاه هجو، عادت کرده در ابتدای سال ۹۴ معدود کسانی بودند که کار هنری رو می پسندیدند بعد از سه چهار کار هنری، تعداد این هنردوستان بیشتر و قابل توجه تر شده برای همین کار هم افرادی بصورت خودجوش، حمایت و تبلیغات کردند و حتّی جلسات نقد و بررسی کار رو ترتیب دادند.

 

 

ـ تاکنون از طرف مسئولین حمایت شدید؟

 
در ابتدا از طرف معاونت فرهنگی اجتماعی حمایت شدیم و گروه تئاتر مردمی کیش شکل گرفت نمایش حمّام سلطان رو که یک کار تخت حوضی بود با ۲۵ نفر به روی صحنه بردم بعد از اون از سوی معاونت محترم گردشگری و سازمان امور زنان نیز حمایت شدیم و کار کودک ارائه دادیم این کار نیز با حمایت شرکت سرمایه گذاری و توسعه سازمان منطقه آزاد کیش حمایت شده و همچنان نیز از سوی سازمان حمایت میشیم.

 

 

ـ چه درخواستی از مسئولین دارید؟

 
توقع زیادی جز استمرار حمایت ندارم ما به یک جای ثابت برای تحقیق، پژوهش و تمرینات تئوری و عملی نیاز داریم کمی هم مراحل اداری و کاغذبازی، از توان ما کم میکند برای ادامه ی کار و زنده بودنِ گروه، درخواست تسریع در مراحل اداری دارم ضمناً سپاسگذارم از سیاست حمایت از کیشوندان.

 

 

ـ تئاتر چه تأثیراتی برای جامعه دارد؟

 
تأثیر قابل لمس و محسوس است یک نمونه براتون مثال می زنم: محرّم سال گذشته اجرای تک نفره در یکی از تکایای کیش داشتم. بعد از اجرا، مخاطبین می گفتند تأثیری که کلام و حرکت در نمایش شما در ارائه ی خطبه ی حضرت زینب پس از عاشورا داشت، تابحال ندیده بودیم حرف، همان حرف است هدف، همان هدف است شما سوره ی حضرت یوسف یا روایت پیامبر(ص) و یا داستانهای نهج البلاغه را می خوانید و اعجاز آنرا می بینید امّا درک آن برای عموم وقتی آشکار می شود که سریال حضرت یوسف، یا فیلم محمّد رسول الله یا سریال امام علی ساخته می شود و مخاطب را پای تلویزیون یا پرده ی سینما، میخکوب می کند.

 

 

ـ مختصری در مورد این کار و کاراکترها توضیح بدهید؟

 

 

نمایش معرکه در معرکه، نوشته داوود میرباقری و کارگردانی اینجانب، داستان جدال نیروهای مثبت و منفی است این دو نیرو در هر فرهنگ و زبانی به نام های مختلفی خوانده می شوند اهورا و اهریمن ـ خیر و شر ـ سپید و سیاه ـ فرشته و شیطان ـ و در این نمایش، پهلوان و لوطی. با وجودیکه ریشه و اصل دشمنی لوطی مشخّص نیست و فقط رقابت وی در معرکه گیری بیان می شود، امّا داستان روایت می کند که لوطی با همدستی زنی موجب کشته شدن استاد پهلوان شده و بعد از چند سال با دسیسه، موجبات سرافکندگی و به زمین خوردن پهلوانِ (این نمایش) را فراهم می آورد و برای بار سوّم، زمانیکه قصد کشتن شاگرد پهلوان (توسّط مار سمّی) را دارد، با ایثار و پادرمیانی پهلوان (در اصل تجربه) روبرو می شود و به موفقیّت نمی رسد و صحنه را ترک می کند در این میان عشق (زن) نیز که در ابتدا با اهریمن داستان (لوطی) همدست شده است، بالاخره جایگاه اصلی خود را می یابد و درک می کند که به جز کنار خیر، در هیچ جا معنی و مفهوم واقعی خود را ندارد ولی از آنجا که در طول زندگی درگیر مسائل نه چندان خوش آیند بوده، ترجیح می دهد که صحنه را ترک کند و ثمره ی زندگی اش(دخترش، نشانه ی معصومیّت) را به دست پهلوان بسپارد که این دختر، دختر زن و لوطیست و مخاطب و همچنین خود دختر در اواخر نمایش، پی به این موضوع میبرد از طرفی در سالهای قبل بعد از کشته شدن استاد پهلوان، پسری از او باقی می ماند که پهلوان او را بزرگ می کند و فوت و فنّ پهلوانی را به وی می آموزد در اصل شاگرد پهلوان می شود و او هم مثل دختر، ثمره ی زندگی پهلوان است در انتهای نمایش، با ایستادگی پهلوان و رو شدن حقیقت، شاگرد و دختر به هم می پیوندند و مخاطب، شاهد پیوند نیروهای خیر و عشق و معصومیّت خواهد بود این نمایش از سال ۱۳۶۷ تاکنون بیش از صد بار کارگردانی و اجرا شده، و ما با صحنه هایی نو و خلاقانه مثل حضور یک دختر ۳ ساله برای بازیهای خردسالی دختر، دست به ابتکاری نو زدیم و بازخورد جذابیت این کار را از مخاطب گرفتیم.

 

 

 

انتهای پیام/س

fff
دیدگاه ها

لطفا پیش از ثبت دیدگاه قوانین زیر را مطالع بفرمایید.

  • دیدگاه خود را مرتبط با همین خبر بنویسید.
  • از توهین بر اشخاص و ادیان پرهیز کنید.
  • تکمیل تمامی فیلدها الزامی می باشد.
  • دیدگاه شما پس از بررسی و تائید نمایش داده خواهد شد.

fff fff


شبکه اجتماعی سلام نشر خبر اول خبر اول خبر fff