تبلیغات تولید ایرانی تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
کد خبر : 74514
تاریخ انتشار:یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲ - ۹:۲۵| تعداد نظرات :۲ دیدگاه
پ

وداع با بی نامانی که از نامداران زمینی نامدارترند + تصاویر

مراسم وداع با دو شهید گمنام دفاع مقدس شب گذشته در امامزاده سید مظفر بن موسی بن جعفر (ع) بندرعباس برگزار شد . به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هرمز ؛  چند وقتی می‌شد که بی‌تاب مراسمی برای شهدا بودیم ، اما تب و تاب کار و مشغله‌های روزمره ما را از آن دور کرده بود  […]

وداع با بی نامانی که از نامداران زمینی نامدارترند + تصاویر

مراسم وداع با دو شهید گمنام دفاع مقدس شب گذشته در امامزاده سید مظفر بن موسی بن جعفر (ع) بندرعباس برگزار شد .

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هرمز ؛  چند وقتی می‌شد که بی‌تاب مراسمی برای شهدا بودیم ، اما تب و تاب کار و مشغله‌های روزمره ما را از آن دور کرده بود  ، خبر تشییع دو شهید گمنام را که شنیدیم، فرصت را مغتنم دیدیم تا از غبار قدم‌هاشان مشتی به غنیمت برداریم و توشه حرکت‌های آینده کنیم.

ساعت ۱۸ رور شنبه ۱۶ مهرماه سید مظفر (ع) موسی بن جعفر را حال و هوایی دیگر است ، مردم از گوشه و کنار شهر بندرعباس آمده اند و منتظرند تا شهدای گرانقدر را زیارت کنند .

زمان رسیدن شهدا به صحن امامزاده سید مظفر (ع) بندرعباس فرا رسید ، ۲شهید گمنام ؛ آنها که با خدای خود وعده کرده بودند تا مانند مادرشان حضرت زهرا (س) بی‌نام و نشان بمانند، بی‌نامانی که از نامداران زمینی! نامی‌ترند. می گفتند که منطقه فاو به شهادت رسیده اند یکی ۲۰ ساله و دیگری ۲۲ سال داشته است .

IMG_7825
“هوا بسیار لطیف است “‌ فارغ از حالت همه گعده‌ها و حلقه‌های دوستانه، اینجا از شوخی‌های مرسوم جوانی خبری نیست ، برای نزدیک شدن به تابوت شهدا باید سیل جمعیت زیارت کننده را کنار میزدی تا میرسیدی .

زمان دیر می‌گذشت، اما اگر قدری دل به این در و دیوار گوش بسپاریم، صداهایی به گوش می‌رسد؛ چیزی شبیه زمزمه‌های سوزناک مادران صبور، غم بی‌پایان خواهران دلشکسته، لبخند تلخ همسران تنها و وفادار، نجوای برادرانی کمرشکسته و کودکانی که باید باور می‌کردند، دست‌های نوازش پدر به خاک سپرده می‌شود.

IMG_7837

بچه‌ها یکی یکی کنار تابوت‌ها زانو زدند؛ آنها که افسران جنگ امروزند؛ زانو زدن در برابر سرداران و افسران حقیقی را شرط ادب می دانند،‌ بعضی‌ها حیرت کرده‌اند ، حالا تو هستی و خدا و شهید؛ هر آنچه در دل داری بدون هیچ نگرانی بازگو، عقده دل بگشا که نامحرمی در این جمع نیست.

IMG_7839
بعضی‌ها حیرت کرده‌اند؛‌ تا امروز تابوت شهدا را همیشه بر روی شانه‌ها و بالای دست‌ها دیده‌اند و حالا بدون هیچ واسطه‌ای؛ تو هستی و شهید؛ تو هستی و خدا و شهید؛ هر آنچه در دل داری بدون هیچ نگرانی بازگو؛ عقده دل بگشا که نامحرمی در این جمع نیست
در کنار این صحن و حال و هوا یاد روایت مادر شهیدی افتادم ، مادر حسین برایم روایت کرده بود، آخرین بار که حسین به جبهه رفت، شب عید بود؛ مادر هنگام رفتن مشتی نخود و کشمش توی جیب حسین می‌ریزد و تعارف می‌کند که «حسین جان اگر بیشتر دوست‌داری، مشت دیگری بریزم»؛ اما حسین می‌گوید «نه مادر جان زود برمی‌گردم»؛ و حالا ۲۷ سال است که مادر حسین منتظر مسافر جوانش خیره به راه رفته او نشسته است؛ او این چند ساله در همان خانه قدیمی زندگی می‌کند و خانه را خالی نمی‌گذارد؛ مبادا بعد از رفتنش، حسین بیاید و دنبال مادرش بگردد؛ مادر حسین می‌گوید « می‌مانم تا بیاید ».

همه سکوت کرده‌اند؛ ۲ تابوت، با وقاری وصف‌ناپذیر چنان آرام روی زمین نشسته‌اند که گویی بر عرش خدا تکیه زنده‌اند و تو گویی ما، نه بر خاک که بر اریکه افلاک پا گذاشته‌ایم؛ همه زینت این ۲ تخت سلیمانی، پرچم سه رنگ کشور است که دور تابوت‌ها پیچیده و با یک روکش مشمایی حسابی محفوظ شده‌اند.

مداحی که شروع می شود دل‌ها که هیچ، محفل ما هم عاشورایی می‌شود؛ کجایید ای شهیدان خدایی بلا جویان دشت کربلایی… کجایید ای سبک بالان عاشق ، پرنده تر ز مرغان هوایید ….

IMG_7807

صدای گریه‌ها و نجواها بلند میشود ؛ کسی اینجا غریبگی نمی‌کند، همه خودمانی‌اند؛‌ حتی شهدا که بچه‌ها تابوت‌هاشان را در آغوش گرفته‌اند ؛ بچه‌ها اشک ریختند و درد دل کردند و شهدا بی‌هیچ کلامی مهربان و آرام به حرف‌های ما گوش سپردند؛ نشستند تا ما مداحی کنیم و حسین حسین سر دهیم؛ حقاً که خوب میزبانانی بودند.

زائران جوان، به یاد اشک‌هایی که سال‌ها از گونه مادران انتظار جاریست، اشک ریختند؛ در حالی که سر به سجده نهاده بودند، انگار قول و قرارهایی با شهدا می گذاشتند ، آن شب همه قول دادیم بر مسیر حقیقی انقلاب بایستیم و بر طریق شهدا مداومت داشته باشیم.

IMG_7850

وقتی مراسم تمام شد شب از ۲۱ گذشته بود ، آسمان حالت عجیبی داشت؛ شاید هم نگاه ما حالت دیگری پیدا کرده بود؛ هر چه باشد ما چشم‌هامان را شسته بودیم! یکی‌یکی با شهدا وداع کردیم نمی‌دانم شاید برای همه ما شب آن روز چیزی شبیه شب فاو بود. نمی‌دانم…

شهدا را قرار است فردا یکشنبه ساعت ۸ صبح تشییع و در دانشگاه آزاد بندرعباس تدفین کنند . به راستی تشییع و تدفین پیکر دو شهید گمنام در دانشگاه‌ها یکی از اقدامات مثبتی است که سبب افزایش ارتباط دانشجویان با شهدا می‌شود . تدفین این دو شهید گمنام در دانشگاه آزاد بندرعباس موجب افزایش معنویات دانشگاه و دانشجویان می‌شود.

با برقراری ارتباط عاطفی دانشجویان با شهدا می‌توانیم فاصله روزهای دفاع مقدس را با امروز کاهش دهیم. خط سرخ شهادت خط آل محمد(ص) و علی(ع) است .

انتهای پیام / گزارش : علیرضا مروج

لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=74514
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها
نظرات بینندگان
تعداد نظرات: ۲ نظر
    سعید دانشور
    iran
    ۱۷ آذر ۱۳۹۲

    بسیار عالی ، از برادر گلم آقای مروج به خاطر این قلم زیبا تشکر میکنم . اجرکم عندالله

    110
    iran
    ۲۱ آذر ۱۳۹۲

    تشکر میکنم آقای دانشور

ارسال نظر





  • نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
  • توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.

یادداشت

گفتگو

بین الملل