همسرم خود را جلوی ماشین وهابی ها انداخت+فیلم دستگیری
+ پ -
همسرم خود را جلوی ماشین وهابی ها انداخت+فیلم دستگیری
روایت شاهد ماجرای بازداشت زائر ایلامی در عربستان:

همسرم خود را جلوی ماشین وهابی ها انداخت+فیلم دستگیری

حسین رحیمی برای دفاع از مقدسات جمهوری اسلامی این کار را انجام داد و علاوه بر اینکه شجاعت ایشان را باید ستود باید بگویم ایشان گل سر سبد کاروان ایلام بودند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز و به نقل از راه دانا،مراسم امسال حج اخباری متفاوت نسبت به سال های گذشته داشت، از افتادن جرثقیل بر روی زائران خانه خدا تا حادثه تلخ منا؛ اما آنچه ما را کنجکاو به پیگیری این سوژه کرد ماجرای بازداشت حسین رحیمی زائرایلامی است که به دلیل تذکر به مأمور خاطی سعودی که در حال پخش نوار توهین به مقدسات جمهوری اسلامی بود، هم اکنون در بند سعودی ها به سر می برد.

در همین راستا تصمیم گرفتیم تا با یکی از هم کاروانی های این زائر ایلامی به گفتگو بنشینیم.

“سام بهادری”، که به همراه همسرش برای انجام مناسک حج به همراه کاروان ایلام راهی عربستان شده بود ماجرای این حادثه را روایت می کند.

همسر آقای بهادری در اقدامی شجاعانه برای جلوگیری از دستگیری زائر ایلامی خود را جلوی ماشین سعودی ها می اندازد و به آنها می گوید یا باید از روی جنازه اش رد شوند یا همه کاروان را بازداشت کنند.

ادامه این گفتگو در زیر آمده است::

سام بهادری درباره چگونگی ماجرای بازداشت حسین رحیمی گفت: برای زیارت دوره در مدینه که شامل مسجد قبا، کوه احد و مسجد ذوق القبلتین و نیز هفت مسجد است، مشرف شدیم که ما قاعدتا به خاطر ماجرای اقای رحیمی به مابقی آنها نتوانستیم برویم.

بعد از رفتن به کوه احد اقای محمدی، روحانی کاروان که قصد تشریح برنامه ها و توضیحات وضعیت جنگ احد را برایمان داشت، در همین حال یکی از ماشین های سعودی که یک شیخ وهابی در داخل آن بود، گفت: تجمع نکنید؛ به حرکت خود ادامه دهید و بلندگوها را خاموش کنید.

این مأموران و به خصوص شیخ وهابی با الفاظ بدی اعلام می کردند ایرانی حرکت و توهین های بدی کردند که ما هم مجبور شدیم بلندگوها را خاموش کنیم، به بالاتر که رفتیم آنجا در حد مختصری از واقعه احد با زحمت توسط روحانی کاروان برایمان بازگو شد.

اما در همین حال این شیخ وهابی در پشت سر ما مسیر را ادامه می داد، به مسجد ذوق القبلتین رسیدیم انجا نماز خواندیم و بیرون آمدیم باز همان روحانی وهابی با ماشینی که در داخلش بود حضور داشت و اقدام به پخش نواری که مربوط به طیف شیرازی های پرورش یافته انگلیس بود، برایمان پخش می کرد که در این نوار به مقدسات جمهوری اسلامی توهین می کرد.

همین حرکت شیخ وهابی باعث شد تا آقای رحیمی عکس العمل نشان دهد و البته در این میان همه ما از این حرکت شیخ وهابی ناراحت شدیم اما چون قبلا به ما گفته شد که تحت هیچ گونه شرایطی خود را درگیر نکنید اما شهامت آقای رحیمی این اجازه را به او نداد و عکس العمل نشان داد.

در همین حال که آقای رحیمی به سمت این روحانی وهابی رفت تا به او اعلام کند که بلندگو را خاموش کند با آنها درگیر شد که چرا به مقدسات ما توهین می کنید؛ همین شد تا ضربه ای به ماشین حامل این شیخ وهابی وارد کند که به آن صدمه وارد شد.

بعد از این اتقاق و در عرض کمتر از پنج دقیقه تعداد ۱۰ الی ۱۵ ماشین پلیس سعودی در محل مورد نظر مستقر شدند؛ ما نیز بر آن شدیم تا مسیر را زود از سر بگیریم تا مشکلی برای هم کاروانمان پیش نیاید، اما گویا خود رانندگان جزو نیروهای امنیتی عربستان بودند، اتوبوس حرکت نمی کرد و راننده می دانست که آقای رحیمی در کدام صندلی اتوبوس نشسته است و به اولین نفری که مظنون شدند خود اقای رحیمی بود.

بعد از دستگیری آقای رحیمی و انتقال وی به یکی از خودروهای سعودی ها،اعضای کاروان همگی از اتوبوس پیاده شده و دور ماشین عربستانی حلقه زدیم و اجازه حرکت به ماشین حامل آقای رحیمی را ندادیم.

دو سه نفر از کاروان ما از جمله آقای شیرخانی  و مرادخانی که به زبان عربی مسلط بودند هر چند با سعودی ها صحبت کردند فایده نداشت،بالخره سعودی ها گفتند که چیز مهمی نیست و وی زود آزاد می شود.

البته باید این را هم بگویم که در این زمینه پلیس راضی بود که وی را آزاد کند اما آن شیخ وهابی که جزو نیروهای امنیتی سعودی ها بود راضی به آزادسازی اقای رحیمی نبود و بر این بسنده کرده بود که با چند سوال وی را آزاد خواهیم کرد که به این بهانه وی را بازداشت کردند و کماکان در بند است، علی رغم اینکه قول هایی برای ازادی ایشان در روزهای گذشته داده اند اما همچنان در بند عربستان است.

اقدام شجاعانه هم کاروانی حاجی بازداشت شده ایلامی

بهادری ادامه می دهد:همسر بنده نیز به نشانه اعتراض به این حرکت وهابی ها خود را جلوی ماشین پلیس عربستان انداخت و از آنان خواست که وی را آزاد کنند و در غیر این صورت باید از روی جنازه اش رد شوند که در همین حال راننده ماشین پلیس سعودی مسیر را عوض و از روی جدول به مسیر خود ادامه دادند و در این راستا تلاش های همسر بنده نیز کارساز نشد.

آقای رحیمی برای کار شخصی خود این اقدام را نکرد بلکه برای دفاع از مقدسات جمهوری اسلامی این کار را انجام داد و علاوه بر اینکه شجاعت ایشان را باید ستود باید بگویم ایشان گل سر سبد کاروان ایلام بودند.

علاوه بر این همسرم نیز برای آزادی آقای رحیمی نذر ختم قرآن در بین کاروان کرد تا با هم به ایلام بازگردیم که تلاش های اعضای کاروان ایلام متاسفانه بی نتیجه ماند و مجبور به آمدن به سمت ایران بدون حضور ایشان شدیم که خیلی برای مان سخت و دلگیرانه بود.منتها تقدیر ما این بود که سر موعد پرواز کنیم و راهی دیگری وجود نداشت برای همین به ما گفته شد که سفارت و کنسولگری پیگیر کارهای ایشان خواهند بود.

در همان روز حادثه نیز دفتر بعثه به محل موردنظر رجوع کردند و به ما اعلام کردند که خودشان پیگیر کار آقای رحیمی خواهند بود و اعلام کردند که مشکلی برای ایشان رخ نخواهد داد و افراد بعثه رهبری زحمت کارهای ایشان را کشیدند.

حادثه منا شیرینی حج را به کاممان تلخ کرد

وی در خصوص فاجعه منا نیز گفت: لحظه ای که حادثه منا رخ داد کاروان ما ۱۰ دقیقه زودتر از آن مسیر خارج شده بود و با توجه به شلوغی جمعیت متوجه نشدیم که پشت سرمان چه اتفاقی افتاد که بعد از انجام اعمال و در حین بازگشت صدای آمبولانس به گوش می رسید و چون روزهای گذشته تصور بدی از سر و صدای عرب ها داشتیم فکر کردیم که در حال مردم آزاری هستند.

البته در حال برگشت مقداری مسیر کاروان ما را تغییرپیدا کرد و به محل چادرها که رسیدیم متوجه شدیم که این اتفاق تلخ رخ داده است و این اتفاق در واقع شیرنی حج را به کاممان تلخ کرد.

fff
دیدگاه ها

لطفا پیش از ثبت دیدگاه قوانین زیر را مطالع بفرمایید.

  • دیدگاه خود را مرتبط با همین خبر بنویسید.
  • از توهین بر اشخاص و ادیان پرهیز کنید.
  • تکمیل تمامی فیلدها الزامی می باشد.
  • دیدگاه شما پس از بررسی و تائید نمایش داده خواهد شد.

fff fff


شبکه اجتماعی سلام نشر خبر اول خبر fff