تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
سیاسی
کد خبر : 466757
تاریخ انتشار:دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۶ - ۸:۰۴| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ
یادداشت/

هزینه سازش مصدق،خسارت محض برای نهضت ملی

حافظه تاریخی ایران مملو از حضور و سقوط جریان های فکری است که با تحلیل دقیق، تجربه گرانقدری را به ما هدیه می کنند؛ سقوط دولت ملی «دکتر مصدق» یکی از این تجارب تلخ اما ارزشمند است.

هزینه سازش مصدق،خسارت محض برای نهضت ملی

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛ حافظه تاریخی ایران مملو از حضور شخصیت ها و جریان های فکری است که با تحلیل و مطالعه منصفانه و دقیق، تجربه گرانقدر و ارزشمندی را به ما هدیه می کند که بهای سنگینی برای کسبش پرداختیم ؛ از مهم ترین این وقایع معاصر میتوان نهضت ملی شدن صنعت نفت با مدیریت  افراد شاخصی چون آیت الله کاشانی و دکتر مصدق را نام برد که در نهایت به نخست وزیری دکتر مصدق انجامید؛ واقعه ای شیرین و غرورانگیز که در نهایت با ضعف های داخلی و دشمنی تمام قوای بلوک غرب به ویژه انگلیس و حتی آمریکایی که در ظاهر قرار بود از حامیان و مدافعان محمد مصدق دربرابر انگلیس و روسیه باشد به کودتایی که نتیجه آن عزل مصدق و نخست وزیری سپهبد زاهدی بود ختم شد؛ این روزها با سالگرد فوت دکتر مصدق و زمزمه ها و حواشی پیرامون نامگذاری یکی از خیابان های تهران به نام او مجددا بحث پیرامون دکتر مصدق و اینکه او  یک سردار ملی بود یا نمونه ای از یک قربانی اعتماد واهی به آمریکا،داغ است؛  در این میان جز با بررسی دقیق شواهد تاریخی راهی برای شناخت دکتر مصدق و دوران نخست وزیری اش نمی یابیم.

اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ دکتر مصدق با تکیه بر رای اعتماد اکثر نمایندگان مجلس به نخست وزیری رسید و نخستین اقدام او اجرایی کردن طرح ملی شدن صنعت نفت بود؛ در این کار اولویت اول دکتر مصدق کوتاه کردن دست استعمار انگلیس از این طرح بود اما موضوعی که شاید آن را بتوان بزرگترین اشتباه مصدق  نامید، اعتماد به آمریکا است که در آن زمان قدرتی نوظهور بود.

مصدق آمریکا را سوای دو قدرت انگلیس وروسیه می دانست و این موضوع ریشه تفکر غلطی با این محتوا شد که با حمایت و تکیه بر آمریکا می توان ایران را از دست این دو قدرت رها کرد؛ اما مهمترین موضوع که اهداف مشابه و حتی مشترک آمریکا و این دو کشور در سلطه و استعمار ایران بود را در نظر نگرفت.

این خوش خیالی تا به جایی پیش رفت که در زمان خود از آیزن هاور که بعدها عامل کودتا و سرنگونی دولت خودش شد درخواست کمک کرده و برای رفع موانع فروش نفت و مقاوم سازی اقتصاد ایران با ارائه کمک مالی  تقاضای مساعدت کرده بود؛ این اعتماد در شرایطی بود که مصدق از روحانیون و مردمی که پشتیبان وی بودند روی برگردانده و آن ها را نا امید کرده بود.

 

آن هم روحانیون و مردمی که ۳۰ تیر ۱۳۳۱ زمانی که در میان جدل های محمدرضا پهلوی و مصدق که منجر به استعفای مصدق و روی کار آمدن دولت قوام السلطنه شده بود تمام قد پشت مصدق ایستاده و با فراخوان آیت الله کاشانی به خیابان آمده و به قیمت جان خود، شاه را مجبور به منحل کردن دولت قوام و برگرداندن مصدق کردند.

جواب مصدق به این حمایت مردم و آیت الله کاشانی حرکتی بود که باعث نا امیدی و ریشه اختلافات عظیم روحانیون به خصوص آیت الله کاشانی و مردم با وی شد این حرکت که اولین اقدام مصدق با بازگشت به قدرت بود، انتصاب عامل حمله خونین به مردم مدافع مصدق در ۳۰ تیر به اسم سرلشکر وثوق به سمت معاونت خود در وزارت جنگ بود.

مصدق محبوبیت خود را فرای روحانیت می دانست و نصایح آن ها را دخالت در امور کشور دانسته و حتی زمانی که آیت الله کاشانی با دلسوزی وقوع کودتا را پیش بینی کرده، او را به هوشیاری فراخوانده بود و از ترس خود برای گرفتار شدن او در مشکلات گفته بود، مصدق با این جمله که “من مستظهر به پشتیبانی مردم ایران هستم” خوش خیالانه به نصیحت های ایشان بی اعتنایی کرد.

این گونه رفتارها بود که باعث اختلاف و فاصله و در نهایت خروج آیت الله کاشانی از تهران شد و در زمان کودتا عنصر متحد کردن مردم و قانع کردن آنها برای دفاع مجدد از دولت که آیت الله کاشانی بود، در تهران حضور نداشت؛ علاوه بر آیت الله کاشانی، اعتماد مصدق و نزدیکی او با آمریکا، دیگر متحدانش همچون حزب توده که افکار ضد آمریکایی داشته و در بدنه ارتش افراد با نفوذی در اختیار گرفته بود، را از اوجدا کرد.

در زمان اعتمادهای بیجا و نابه جای مصدق،انتصاب های نادرست بعضا جاسوسانی که معلوم الحال و غرب گرا بودند و اقداماتی نظیر انحلال مجلس که محل و منشا کسب قدرت او بود و دوری از اقشار مدافع و موثر در پیروزی اش موجب شد که تمام این احزاب، افراد، روحانیون و گروه هایی همانند فداییان اسلام که با دادن شهدایی چون شهید نواب صفوی بازوی قدرتمند رفع موانع روانی و فیزیکی ملی شدن صنعت نفت و در پی آن نخست وزیری دکتر مصدق بودند از وی دور و منزوی شوند و دست از حمایت او بکشند تا با ضربه آخر کودتای آمریکایی انگلیسی این جریان پرامید که دلگرم کننده مردم آزاده ایران بود، سقوط کرده و با تبعید دکتر مصدق و قدرت گرفتن ارتشبد زاهدی به وضعیت سابق خود که یک حکومت کاملا وابسته و مطیع در برابر غرب بود بازگردد؛ تفکرات استقلال خواهانه دکتر مصدق با تمام حسن نیتش وقتی در کنار اعتماد و حسن ظن به  یک کشور بیگانه و بی توجهی به نصایح دلسوزان وطنی قرار گرفت این تجربه تلخ را رقم زد؛ این واقعه با تمام تلخی هایش ظرف تجارب کشور ما را غنی کرده و به ما نشان داد که رسیدن به استقلال همه جانبه به ویژه سیاسی و اقتصادی ریشه در قدرت داخلی داشته و وابستگی و تکیه به بیگانگان هر چند کوتاه مدت و هرچند با نیت زمینه سازی برای کسب استقلال مطلق در آینده، نتیجه ای جز تعبیر به جای” خسارت محض” نداشته و مطمعنا همانگونه که در تاریخ ما از گذشته تا کنون بارها ثابت شده،هربار نتیجه سابق را به دنبال دارد و مصداق ضرب المثل  «آزموده را آزمودن خطاست» می باشد.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=466757
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها
نظرات بینندگان
تعداد نظرات: بدون نظر
ارسال نظر





  • نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
  • توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.

یادداشت

گفتگو

بین الملل