نگاهی گذرا به نشانه های تغییر اقلیم در سیستان و بلوچستان
+ پ -
نگاهی گذرا به نشانه های تغییر اقلیم در سیستان و بلوچستان

سیستان و بلوچستان در روزگاران گذشته، سرزمینی سبز و خرم با رودهای روان بود اما اکنون سالهاست به خاطر خشکسالی، آب در این منطقه حکم طلا را پیدا کرده است، از سوی دیگر خشکی این منطقه به قدری افزایش یافته که دیگر نه تنها خبری از آب های روان نیست بلکه گرد و غبار و ریزگردها جان اهالی این منطقه را به لب رسانده است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز به نقل از فرهنگ کده ، گفته می شود، سیستان به درد تغییر اقلیم گرفتار شده اما این تغییرات هربار به یک شکل خود را نشان می دهد، امسال بارندگی های زیادی در این استان صورت گرفته اما آن طور که کارشناسان مطرح می کنند، این بارش ها نویدبخش خداحافظی با خشکسالی نیست.

پیش از این در سیستان و بلوچستان نه برف می بارید و نه باران، اما اسفندماه سال گذشته بعد از گذشت ۳۶ سال یک متر برف بارید، امسال هم برف و باران مردم این استان را شگفت زده کرد که البته این مسئله نشان می دهد تغییر اقلیم به شکل جدی تری به سیستان و بلوچستان قدم گذاشته است.
اکنون کارشناسان و پژوهشگرانی که در حوزه مسائل محیط  زیست و اقلیم فعالیت دارند. آن ها به این باور مشترک رسیده اند که این منطقه بیش از سایر استان های کشور در معرض تغییرات اقلیمی شدید قرار دارد، این مسئله را می توان در برف و باران های ناگهانی برای استانی که تا پیش از این اسیر خشکسالی بوده و تداوم گرد و غبارها، وقوع سیلاب ها، بارش های رگباری و رعد و برق مشاهده کرد.
اگرچه از دریای نزولات آسمانی، بالاخره قطره ای نصیب اهالی سیستان شده اما لب های هامون هنوز خشکیده است و مسئولان و اساتید دانشگاه نسبت به خشکسالی و کم آبی در این استان هشدار می دهند.
یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه زابل پیرامون پدیده تغییر اقلیم در گفتگو با ما عنوان می کند: در شرایط فعلی نزدیک به ۴۰ محصول شامل سبزیجات، حبوبات و میوه ها در سیستان و بلوچستان کشت می‌شود اما باتوجه به قرار گرفتن در شرایط خشکسالی و بحران کمبود آب باید از کشت غلات دست برداشت و به کاشت محصولاتی که نیازمند آب کمتری است، پرداخت.
این پهنه خشک، سیراب شدنی نیست
فاطمه کار اندیش تاکید می کند: این استان را به این شکل نگاه نکنید، سیستان و بلوچستان روزگاری نه چندان دور به عنوان انبار غله ایران شناخته می شد و سرسبزی و طراوت خود را وامدار رودهای پر آب و خروشان خود بود به طوری که آب رودخانه های هیرمند و تالاب هامون این منطقه را به نقطه ای بکر و با آب و هوای مثال زدنی و بهاری تبدیل کرده بود.
وی می گوید: امروز خشکی و گرد وغبار سرتاسر این استان را در برگرفته هرچند که به تازگی و طی سال جاری باران و برف باریده اما سیستان آنقدر طعم خشکسالی را تجربه کرده است که دیگر نمی تواند به این بارش های سیل آسا دلخوش باشد زیرا هرچقدر هم که ببارد بازهم این پهنه خشک سیراب شدنی نیست.
این عضو هیئت علمی دانشگاه اظهار می کند: ریزگردها و طوفان ها قرن هاست که در این منطقه جا خوش کرده اند اما مسئله خشکسالی، افزایش گرما و کاهش رطوبت هوا بیش از بیش به معضل ریزگردها و طوفان های شدید افزوده است و این ها علامت های خطرناکی است که نشان می دهد اقلیم این استان بیش از سایر مناطق کشور در معرض تغییر و تحولات اساسی و نامطلوب قرار دارد.
خشکیدگی هامون و ریزگردهای معلق در هوا
فرماندار ویژه زابل هم با تائید این مسائل عنوان می کند: خشکسالی در این استان سبب شده تا دامنه معضل ریزگردها و طوفان های شدید گسترش یابد به همین علت وقتی بستر هامون خشک است، این خشکیدگی موجب می شود تا به محض وزش باد، ریزگردها در هوا معلق و پراکنده شوند.
هوشنگ ناظری تصریح می کند: اکنون سلامت مردم به خاطر وجود این مسئله در معرض خطر جدی قرار دارد اما این موضوع تنها مشکل سیستانی ها نیست زیرا طوفان های گسترده که خسارت های فراوانی در پی دارد نیز داد اهالی این استان را درآورده است.
وی ادامه می دهد: وقوع طوفان خسارت های گسترده ای را به زیرساخت های این منطقه تحمیل کرده و در این میان به علت وزیدن طوفان های شدید، معضل ریزگردها به شکل غیرقابل تصوری افزایش می یابد.
این مقام مسئول تاکید می کند: منشاء و کانون اصلی ریزگردها خاک افغانستان است، البته همان طور که پیش از این اشاره کردم خشکسالی این استان هم در خشکیدن دریاچه هامون و تالاب ها نقش حیاتی داشته است اما همان طور که می دانید در سال ۹۲، نماینده ویژه سازمان ملل در سفر به ایران و بازدید از دریاچه هامون مطرح کرده بود که افغانستان باید حقابه هامون را تامین کند تا این دریاچه به همراه ساکنان این منطقه دوباره احیاء شده و نجات یابند.
برای درک بهتر چرایی این مسئله و اینکه به چه علت منشاء ریزگردها، خاک افغانستان است باید به توضیحاتی که در دانشنامه آزاد ارائه شده، اشاره کرد، در این دانشنامه آمده است: «آب رودخانه هیرمند در گذشته هم در ایران و هم افغانستان جاری بوده است اما جدایی هرات از خاک ایران در سال ۱۸۵۷ میلادی به موجب معاهده پاریس و امتناع گسترده حاکمیت افغانستان از جاری ساختن رود هیرمند در خاک ایران، مسئله حقآبه رودخانه هیرمند را به یکی از مسائل مهم سیاسی، اجتماعی و زیست محیطی دو کشور مبدل ساخت، پس از شکست مذاکرات متعدد میان سران حکومتی ایران و افغانستان قراردادی در سال ۱۳۵۱ میان نخست وزیر وقت ایران و نخست وزیر وقت افغانستان به امضاء رسید و مقرر شد در هر ثانیه ۲۶ مترمکعب آب (معادل ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال) سهم سیستان و دریاچه هامون با­شد اما علی رغم انعقاد قرارداد حقآبه هیرمند، از اواخر دهه ۱۳۷۰و همزمان با کاهش نزولات جوی و حاکم شدن شرایط خشکسالی بر سیستان، میزان ورودی آب رودخانه هیرمند به دریاچه هامون مرتباً کاهش یافت، حاکمیت نداشتن دولتی مقتدر در افغانستان، ساخت سد کجکی بر روی هیرمند، نصب و به کارگیری انواع پمپ در مسیر رودخانه هیرمند جهت کشاورزی توسط کشاورزان افغان، خشک شدن دریاچه هامون که هفتمین تالاب بین‌المللی جهان می‌باشد را در پی داشته‌است».
عدم تامین حقابه هامون از سوی افغانستان
حال فرماندار ویژه زابل و بسیاری از مسئولان استان سیستان و بلوچستان اعتقاد دارند، بی توجهی دولت افغانستان در تامین حقابه هامون موجب شده تا مسئله خشکی این دریاچه تشدید شده و ریزگردها و گردو غبار سلامتی شهروندان این استان را به خطر بیندارد.
در همین حال یکی از پژوهشگران ارشد محیط زیست به ما می گوید: تغییرات آب و هوایی و خشکسالی سیستان یک طرف و بدعهدی افغانستان در تامین حقابه ایران در طرف دیگر ماجرا قرار دارد، سالهاست که به خاطر این مسئله پرندگان بومی از این منطقه مهاجرت کردند و حتی بسیاری از ساکنان این استان به خاطر مشکل زیست محیطی ناشی از خشکسالی این دریاچه مجبور به ترک این دیار شدند.
امیرعباس کمالی می افزاید: هر روز مسئله تغییر و تحولات آب و هوایی در این استان شکل پیچیده تری به خود می گیرد به طوری که اکنون غلظت گرد و غبار در این منطقه ۳۵ برابر بیشتر از استاندارد جهانی است.
وی در پاسخ به اینکه چرا افغانستان با عدم تامین حقابه زمینه مشکلات زیست محیطی را برای مردم این استان فراهم کرده، می گوید: یکی از علت هایی که این کشور مطرح می کند، این است که ما دچار کم آبی هستیم و نمی توانیم به شکل منظم به تعهدات خود در این زمینه پایبند باشیم.
این پژوهشگر با اشاره به بارش های اخیر در سیستان تصریح می کند: هرگز نباید گمان کنیم که بعد از سالها خشکسالی به عرض یک یا دو سال به خاطر بارش های صورت گرفته، می توانیم از شر خشکسالی نجات پیدا کنیم زیرا این بارش ها و ورود آبهای مقطعی به استان حکم مُسکن را دارد و نمی تواند به علاج درد بپردازد.
وی تاکید می کند: بستر دریاچه هامون چیزی در حدود ۵هزار و ۶۰۰ کیلومتر است بنابراین بارش های اخیر تنها بخش کوچکی از هامون را پرآب می کند.
کمالی اظهار می کند: سیلابی که تابستان امسال به راه افتاد، توانست بخش هایی از هامون را زنده کند و از شدت حمله ریزگردها بکاهد اما نمی توان به این سیلاب ها و بارش های ناگهانی دلخوش بود هرچند که بعد از رسانه ای شدن این مسئله مشخص شد، سیلابی در کار نبوده بلکه افغانستان در حال لایروبی نهر‌ها و رودخانه‌ها  بوده و در حین انجام این اقدام مقداری از آب رودخانه هیرمند را به سمت ایران فرستاده است.
خسارت ۶۰۰ میلیاردی دولت به خاطر خشک شدن دریاچه هامون
به گفته وی مطابق برآورده های صورت گرفته، سالیانه چیزی در حدود ۶۰۰ میلیارد تومان خسارت به خاطر خشک شدن دریاچه هامون به دولت تحمیل شده حال تصور کنید اگر قرار باشد این وضعیت همچنان ادامه داشته باشد و تغییرات اقلیمی روی سخت تر خود را به مردم نشان دهد، چه ضرر و زیان گسترده ای به اهالی سیستان و بلوچستان تحمیل می شود.

fff
دیدگاه ها

لطفا پیش از ثبت دیدگاه قوانین زیر را مطالع بفرمایید.

  • دیدگاه خود را مرتبط با همین خبر بنویسید.
  • از توهین بر اشخاص و ادیان پرهیز کنید.
  • تکمیل تمامی فیلدها الزامی می باشد.
  • دیدگاه شما پس از بررسی و تائید نمایش داده خواهد شد.

fff fff


شبکه اجتماعی سلام نشر خبر اول خبر اول خبر fff