نوشتن پناهگاه عاطفی عبدالوهاب!

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛عبدالوهاب نظري به اجبار يا به اختيار كاري جز نوشتن نداشت. آنچه كه دنياي او را مي ساخت قلم و كاغذ و گوشي همراه و يك صندليِ چرخ دار بود؛ شرايط فيزيكي و جسماني اش زندگيِ بي تنوعِ او را به نوشتن محدود كرده بود و نوشتن براي او يك نوع پناهگاه عاطفي بود.

او در بيشتر آثار خود از وضعيت خود و اقشار خود يعني ( معلوليت ) سخن مي گفت. نمونه ها و بريده هايي كه تحت عنوان “ويلچر نوشت” منتشر کرده؛ که نشان از درك ويژه و دروني او از دنياي معلوليت بود كه با خود آن را حمل مي كرد. به همين سبب هم مي توان بيرون از متنِ داستان به چراييِ شكل گيري آثار اين نويسنده رسيد.

اگر چه هنرمندان با بكارگيري از دو عنصر خلاقيت و تخيل مي توانند طرح هاي خود را پي ريزي كنند و به عنوان يك معمار در اَشكالِ گوناگون و دلبخواه آن را بسازند و از هر آنچه در جهان ماده و كائنات هست خود را بهرمند سازند و به دور از محدوديت از اين ابزارهاي خداداي استفاده كنند، اما اين آزاديِ عمل در مورد هنرمنداني كه از يك ضايعه ي جسميِ حاد رنج مي برند صدق نمي كند.

به گمان من نظري هنرمندي بود كه اين اختيارِ تام را نداشت و از همين رو بيشتر آثارش حولِ محور معلوليت مي چرخيد. به طريق ديگري مي توان اينگونه گفت كه استمرار و پافشاريِ او در داستان ها به مصائب معلوليت كه جسم آدمي را همچون ماهي اي كه در تور صياد به دام افتاده به چنگ مي گيرد و در قفسي به اسم ويلچر او را به اسارت مي نشاند تا حدي كه توان او را در انجام جزئي ترين و شخصي ترين كارها سلب مي كند او را به يك زندگيِ سرتاسر رقت انگيز و ملال آوري سوق مي دهد.

اين تجربه ي بد و ابدي از زندگي باعث شده بود كه ذهن و فكر هنري اش از موضوعات ديگر به حاشيه برود و سوژه هاي ديگر كمتر به آثارش راه پيدا كنند. شايد اگر نظري توفيق آن را داشت كه بيشتر عمر كند آثار متنوع تري به كارنامه اش افزوده مي شد. پس تا اينجاي كار او حق داشت براي نگارش آثارش مثل ساير نويسندگان (كه در سلامت كامل هستند) فكر نكند و ننويسد.

آنچه گفته شد مبحثي بود بر چگونگيِ شكل گيري آثارش از زاويه اي برون متني، براي كامل شدن مبحث فوق و فهم بهتر آثارش كه در چه جايگاهي قرار مي گيرند و در فقدان او چه بازتاب و تأثيري براي آيندگان خواهد داشت بايد از زاويه اي درون متني به آن ها پرداخت و مورد نقد و بررسي قرار داد.

نوشته: مهدي ميرابي/نويسنده و منتقد ادبي

انتهای پیام/