تبلیغات تولید ایرانی تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
کد خبر : 150153
تاریخ انتشار:یکشنبه ۰۷ دی ۱۳۹۳ - ۹:۰۹| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ

ناگفته های یک معلم بشاگردی

آن روز یکی از بهترین تصمیمات را گرفتم و پاکت شیر روزانه سهمیه خود را به سمیه دادم که به برادرش ببرد و روزها دیگر پاکت سهمیه شیر خودش را بخورد. به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز به نقل از صدای دریا؛ندای بشاگرد از ناگفته های یک معلم بشاگردی را به قلم تحریر درآورده و […]

ناگفته های یک معلم بشاگردی

آن روز یکی از بهترین تصمیمات را گرفتم و پاکت شیر روزانه سهمیه خود را به سمیه دادم که به برادرش ببرد و روزها دیگر پاکت سهمیه شیر خودش را بخورد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز به نقل از صدای دریا؛ندای بشاگرد از ناگفته های یک معلم بشاگردی را به قلم تحریر درآورده و خاطره ای را بس سرشار از تخی و شیرینی رقم زده و منتشر کرد،سمیه: سمیه دختری که از همه دانش آموزان جسه ای ریزتری داشت، کلاس اول بود، و همانند اغلب کودکان بشاگردی از سوء تغذیه رنج میبرد و لاغر شده بود، از روزی که در مدرسه تغذیه و شیر رایگان توذیع میکردیم جوری دیگر شده بود، پس از چند روز توجه فهمیدم که سمیه کوچلو شیر و بسکویتش را در مدرسه نمیخوره و آن را به خانه میبرد، به رغم اینکه این کار را ممنوع کرده بودم.

آن روز با بی رحمی تمام سمیه را زیر بمباران شرح اهداف توزیع شیر رایگان در کشور گرفتم و نشستم و حسابی باهاش حرف زدم که باید شیر بخورد تا کلسیم بدنش تامین شود و دندان هایش و….

بالاخره مجبورش کردم که سهمیه شیر آن روزش را همانجا در جلوی من و دانش آموزان بخورد ، سمیه پاکت شیر سه گوش را برداشت و شروع به خوردن کرد ولی بعد از خوردن زورکی شیر، گریه و گریه می کرد از ته دل با نگرانی.

با دلجویی و ملاطفت علت گریه اش را پرسیدم که با تلاش فراوان بند دل کوچکش را باز کرد که برادری ۸ماهه دارم ولی مادرم شیر ندارد که روزهای قبل همین پاکت شیر برای یک روزش کافی بود و از گرسنگی گریه نمی کرد اما امروز هیچ ،برادرم تا فردا گرسنه می ماند و مادرم هم شیر ندارد و در روستا دیگر شیر هم نیست.

یاد ندارم که حرفهای سمیه تمام شده یا نشده بود که هم گریه امانم نمی داد آن روز به خود و اهداف توزیع شیر و حسابی گفتم

دیگر شیر رایگان از گلویم پایین نمی رفت تا شیر در اهدافش که توزیع بود برسد .

آن روز یکی از بهترین تصمیمات را گرفتم و پاکت شیر روزانه سهمیه خود را به سمیه دادم که به برادرش ببرد و روزها دیگر پاکت سهمیه شیر خودش را بخورد.

الان چندسالی است که به لطف و کرم دولت تدبیر امید آن تغذیه رایگان حذف شده و فقط شیر آن مانده آن هم بدون یال و کوپال،اما سالیان گذشته نحوه ی توزیع شیر در مناطق محروم و دور افتاده بسیار ضعیف و اوضاعی نامناسب داشت که گاها در رسانه ها از نرسیدن شیر رایگان به مدارس دور افتاده و شرق هرمزگان به صراحتا می گفتند.

اما امسال شیر به بشاگرد نرسیده برای کودکان بشاگرد زهر شد و کودکان بشاگرد بنا به دلیلی واجب واهی از این شیر محروم شده اند،حالا من مانده ام که اوضاع سمیه ها و برادرش چگونه است.

لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=150153
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

6,176 Spam Comments Blocked so far by Spam Free Wordpress

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

یادداشت

گفتگو

بین الملل