ناکامی اتحادیه عرب در بهره گیری از منابع داخلی؛ ظرفیت هایی که سوخت شدند
+ پ -
ناکامی اتحادیه عرب در بهره گیری از منابع داخلی؛ ظرفیت هایی که سوخت شدند

علاوه بر نفت، از گاز به عنوان یکی دیگر از انرژی های پرسود جهانی نام برده می شود که بخش اعظمی از آن در درون سرزمین های عربی قرار گرفته است. هم اکنون قطر با دارا بودن ۲۵ تریلیون متر مکعب گاز، بیش از ۱۳ درصد از ذخائر کشف شده جهان را به خود اختصاص داده است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛به نقل از فرهنگ کده ؛ از ظرفیت های جغرافیایی، انسانی، زیرزمینی و ژئوپلتیک به عنوان یکی از عوامل موفقیت سازمان های منطقه ای و بین المللی یاد می شود و به طور نمونه کشورهای اروپای غربی با تکیه بر همین ظرفیت ها و تاسیس اتحادیه اروپا در راستای احیای تاریخ گذشته اروپا به عنوان یک قدرت بلامنازع و تاکید بر هویت ملی اروپایی ها کوشیدند.

 

 

شکل گیری جامعه ذغال سنگ و فولاد اروپا و سپس ایجاد جامعه اقتصادی اروپا و نهایتا اتحادیه اروپا مسیری بود که به قدرت روزافزون آن ها در مناسبات بین المللی کمک نمود و در واقع بخش عمده ای از روند موفقیت اروپایی ها را می توان در تجارب پیشین آنان و ضربات وارده بر کلیت اروپا از وقوع دو جنگ جهانی دانست که زمینه ی نابودی اروپایی ها را فراهم آورد. از همین روست که این اتحادیه با گذر زمان و با هدف رفع اختلافات و ایجاد یک سازمان قدرتمند بین المللی از شش کشور اولیه (ایتالیا، فرانسه، آلمان، هلند، لوگزامبورگ و بلژیک) به ۲۷ کشور در مقطع فعلی رسیده است.
در مقابل اتحادیه اروپا، سازمان های بین المللی دیگری قرار دارند که با وجود نزدیکی اهداف آنها به یکدیگر، برخلاف اتحادیه اروپا مسیری معکوس را طی نموده اند. اتحادیه کشورهای عربی مصداق مناسبی در این زمینه می باشد، اتحادیه ای که به لحاظ ویژگی های بدیهی نهفته در آن، حَسَب ظاهر امر از شانس به مراتب بیشتری نسبت به اتحادیه اروپا جهت دستیابی به مقاصد خویش برخوردار بوده است.

 

 

با این حال و با وجود تاسیس این اتحادیه در حدود هفتاد سال پیش، می توان اذعان نمود که اتحادیه نه تنها در مسیر اهداف اولیه از قبیل ۱-تقویت روابط میان کشورهای عضو و توسعه همکاری در مسائل سیاسی، امنیتی، فرهنگی و اقتصادی، ۲-پابرجایی اقتدار دول عربی و حمایت از حاکمیت و استقلال آنها، ۳- حل مسالمت آمیز اختلاف های داخلی و ۴- حفظ و حمایت از تمامیت ارضی کشورها پیش نرفته است، بلکه کشورهای عربی گاها بسان رقبا و دشمنانی علیه منافع یکدیگر عمل نموده اند.

 

 

 

در نوشتار حاضر به بررسی ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، ژئوپلتیک کشورهای عربی جهت استواری اتحادیه عرب اشاره خواهیم کرد، ظرفیت هایی که به ضرس قاطع می توان اذعان نمود که در کمتر سازمان و یا اتحادیه ای می توان آن را مشاهده نمود.

 

 

 

الف) به هم پیوستگی جغرافیایی و ژئوپلتیک اتحادیه: جهان عرب از غرب آسیا تا غرب آفریقا گسترانده شده است. اهمیت منحصربفرد این منطقه بر خلاف بسیاری از سازمان های بین المللی در پیوستگی جغرافیایی کشورهای عضو به یکدیگر می باشد. اتحادیه عرب با وسعت قریب به ۱۳ میلیون کیلومتر مربع حدود ۹ درصد از خشکی های جهان را به خود اختصاص داده است.

 

 

تنوع آب و هوایی موجود در سرزمین های عربی و وجود متعدد بنادر در این وسعت بزرگ و دسترسی به اقیانوس ها و دریا های بزرگ در کنار قرار گرفتن در محل اتصال سه قاره ی اروپا، آسیا و آفریقا امتیازهای بی شماری است که در اختیار اتحادیه عرب می باشد. این اتحادیه از غرب به اقیانوس اطلس و از شرق به اقیانوس هند منتهی می باشد.
بخش عمده ای از سواحل شمالی اتحادیه را دریای مدیترانه در بر گرفته و دریای سرخ و منطقه ی جنوبی خلیج فارس در درون کشورهای عربی جای گرفته است. تنگه ها و مناطق سوق الجیشی بخش دیگری از جایگاه خطیر کشورهای عضو اتحادیه عرب را نشان می دهد.

 

تنگه باب المندب ، جبل الطارق، تنگه هرمز، خلیج عدن، کانال سوئز، شاخ آفریقا، و… همگی در قلب جهان عرب و یا نزدیکی کشورهای عضو قرار دارند.
ب) منابع غنی فسیلی: از نفت به عنوان مهمترین انرژی جهان در طول یک قرن اخیر نام برده می شود. اهمیت بسزای منطقه ی نفت خیز عربی تا بدان حد است که از زمان جنگ جهانی دوم و تلاش بریتانیا جهت تامین سوخت کشتی هایشتا به امروز که عمده ی منطقه تحت سیطره آمریکایی ها قرار دارد، بارها و بارها جنگ های متعددی برای دستیابی به چاه های نفتی از سوی قدرت های بین المللی در سطح منطقه عربی صورت گرفته است.
هم اکنون کشورهای عضو اتحادیه عرب با تولید روزانه ۲۵ میلیون بشکه نفت در طول روز، بیش از یک سوم از نیازهای انرژی جهان را تامین می کنند. اتحادیه عربی از حیث دارا بودن ذخائر انرژی در جایگاه بالاتری قرار دارد. عربستان سعودی با دارا بودن ۲۶۵ میلیارد بشکه نفت به تنهایی ۱۹ درصد از کل ذخائر جهانی را به خود اختصاص داده است. عراق، کویت،امارات، لیبی، قطر، الجزایر به ترتیب هشت، هفت، هفت، سه، دو و یک درصد از ذخائر نفتی جهان را دارا می باشند که مجموعا با ذخائر نفتی سودان، عمان، بحرین، مصر، یمن و سوریه بیش از ۵۰ درصد از ذخائر نفت جهان را دارا می باشند.
اتحادیه عرب تنها در مقطع کوتاهی پس از جنگ ۱۹۷۳ اعراب و اسرائیل از این ابزار برای قدرت نمایی در عرصه بین المللی استفاده نمود.از آن زمان به این سو، نفت نه تنها کمکی به وحدت اعراب نکرده، بلکه اختلاف های پیرامون میدان های مشترک و… دائما به تنش های داخلی در اتحادیه عرب منجر شده است.

 

 

علاوه بر نفت، از گاز به عنوان یکی دیگر از انرژی های پرسود جهانی نام برده می شود که بخش اعظمی از آن در درون سرزمین های عربی قرار گرفته است. هم اکنون قطر با دارا بودن ۲۵ تریلیون متر مکعب گاز، بیش از ۱۳ درصد از ذخائر کشف شده جهان را به خود اختصاص داده است.

 

 

عربستان سعودی، امارات، الجزایر، عراق، کویت، مصر و لیبی به ترتیب چهار، سه، دو، یک، یک، یک، یک درصد از ذخائر جهانی را در خود جای داده اند که در این میان اتحادیه عرب با مجموع ذخائر یاد شده به همراه ذخائر عمان، یمن و سوریه قریب به ۲۸ درصد از کل این منبع انرژی غنی را در اختیار می باشند.
فروش مقادیر زیاد نفت و گاز درآمدهای هنگفتی را نصیب کشورهای عربی ساخته که می تواند در راستای توسعه جوامع عربی و قدرت اقتصادی این اتحادیه رهگشا باشد، مع الاسف سرمایه یاد شده بیشتر خرج تنش های داخلی و افزایش رقابت های منطقه ای و منازعات میان کشورهای عربی و برخی همسایگان شان شده است.

 

 

بر مبنای آمار منتشر شده توسط صندوق بین المللی پول، قطر در مقام دوم بالاترین درآمدهای سرانه جهانی قرار دارد. امارات در رتبه ششم، کویت هفدهم، عربستان بیست و نهم، عمان سی ام و بحرین در مکان سی و یکم قرار گرفته اند.
ج) جمعیت جوان و نیروی کار توانمند: بر اساس داده های منتشر شده توسط سازمان های آمریکایی، جهان در ژوئیه ۲۰۱۶ حدود ۷ میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر را در خود جای داده است.

 

 

جمعیتی که ۳۶۰ میلیون نفر از آنان را اعضای اتحادیه عرب تشکیل می دهند.اگرچه کشورهای عربی اکنون تنها ۵ درصد از جمعیت جهان را به خود اختصاص داده اند، اما دو ویژگی منحصربفرد آنان را از تمامی جمعیت های جهان متمایز می نماید. اول آن که بخش عمده ای از جمعیت اعراب (حدود ۴۰ درصد) را کودکان زیر ۱۸ سال تشکیل می دهند که این رقم در کمتر جایی از جهان وجود داشته و یک نیروی عظیم کار را در آینده برای جهانیان فراهم خواهد کرد.

 

 

پیری جمعیت اروپا و آمریکا، اهمیت مسئله فوق را برای ایجاد رشد و توسعه دو چندان خواهد نمود.دومین مسئله اما در میزان رشد بالای جمعیت در کشورهای عربی قابل فهم است. بر خلاف کشورهایی هم چون ایران که در مقاطعی شاهد رشد جمعیت بالا بوده و اکنون در حدی معمولی سیر می نماید، جهان عرب هم چون سه دهه گذشته هم چنان در حال افزایش می باشد.

 

 

بر اساس آمار بانک جهانی قطر، فلسطین، امارات، اردن، کویت، یمن، سوریه، کومور، سومالی، عمان، عراق در میان سی کشور اول جهان در زمینه بالاترین میزان رشد جمعیت قرار دارند.
د) همگرایی اقتصادی اعضای اتحادیه: تبادل اقتصادی به ویژه در حوزه ی کشاورزی، دامداری و خدمات می توانست به هم افزایی هرچه بیشتر اتحادیه عرب کمک نماید، به طور مثال مناطق نفت خیز خلیج فارس سالانه شاهد حضور میلیون ها کارگر می باشد، این در حالی است که بخش عمده ای از این کارگران را هندی ها، پاکستانی ها و افغان ها تشکیل می دهند نه نیروهای متخصص و یا کارگران کشورهای عربی دیگر.

 

 

در بعد کشاورزی از الجزایر به عنوان بزرگترین تولید کننده گندم در جهان اسلام نام برده شده و مصری ها به تولید وسیع برنج مشغول اند. از سودان و مصر به عنوان تولید کنندگان بزرگ پنبه و همچنین از عراق به عنوان کشور اصلی تولید خرما در جهان نام برده می شود.از سواحل مراکش به عنوان یکی از غنی ترین مناطق صید انواع ماهی در جهان نام برده می شود.

 

 

ک) منابع معدنی: از مصر، مراکش، الجزایر و اردن به عنوان کشورهایی که بخش زیادی از فسفات جهان را در خود جای داده اند نام برده می شود. در سومالی ذخائر غنی اورانیوم وجود داشته که اروپائیان و آمریکا در بهره برداری از آنها گوی سبقت را از یکدیگر ربوده اند.منابع دیگری از قبیل سنگ آهن، پتاس، کبالت، سنگ ساختمانی، آهن، نمک، روی، سرب و مس نیز در برخی مناطق عربی به وفور یافت می شود.

 

ی) اشتراکات مذهبی-نژادی: بیش از ۹۵ درصد از ساکنین اتحادیه عرب را مسلمانان تشکیل می دهند. تنها مناطقی در لبنان و مصر است که شاهد حضور اقلیت های مسیحی می باشد. بیش از ۹۰ درصد اقوام حاضر در این کشورها نیز عرب می باشند.

 

 

تنها اقلیتی کرد در شمال عراق و چندین میلیون برابر در شمال آفریقا زیست می نمایند. به لحاظ زبانی نیز ۱۰۰ درصد ساکنین اتحادیه عرب به زبان عربی مسلط می باشند. تاریخچه ی فرهنگی و آداب و رسوم حاکم بر این جوامع نیز تا حد زیادی به یکدیگر شبیه است.

 

 

نتیجه گیری
برآورد تحولات فرهنگی، قومی و نژادی اتحادیه عرب نشان می دهد که اعضای هیچ اتحادیه ای به اندازه ی اتحادیه عرب دارای اشتراکات فرهنگی و اجتماعی با یکدیگر نمی باشند. با وجود شرایط مساعد جهت تاسیس اتحادیه ای قدرتمند در میان ملل عربی، بایستی اذعان نمود که اتحادیه یاد شده فاقد وحدت و یکپارچگی لازم بوده و در شرایط زوال و چندپارگی مطلق سیر می کند.

 

 

به نظر می آید که حضور دیکتاتورها در سطح رهبری کشورها، عدم مدنیزه شدن جوامع یاد شده در کنار تامین نیازهای مالی بدون زحمت برخی اعضا از طریق استخراج نفت و فقر مطلق موجود در برخی کشورهای دیگر موجب عدم تمایل جهت زیست وحدت گونه آنها کنار یکدیگر شده تا آنجا که دیگر فقط نامی از اتحادیه عرب بر جای مانده است.

 

انتهای پیام/ی

fff
دیدگاه ها

لطفا پیش از ثبت دیدگاه قوانین زیر را مطالع بفرمایید.

  • دیدگاه خود را مرتبط با همین خبر بنویسید.
  • از توهین بر اشخاص و ادیان پرهیز کنید.
  • تکمیل تمامی فیلدها الزامی می باشد.
  • دیدگاه شما پس از بررسی و تائید نمایش داده خواهد شد.

fff fff


شبکه اجتماعی سلام نشر خبر دانو اول خبر fff