نامه سرگشاده یک معلم به حسن روحانی/ دردهای وزارتخانه‌ای که با تنفس مصنوعی زنده است
+ پ -
نامه سرگشاده یک معلم به حسن روحانی/ دردهای وزارتخانه‌ای که با تنفس مصنوعی زنده است

همانگونه که بدرستی فرمودید گردش سانتریفیوژهای هسته ای منوط به گردش چرخهای صنعت کشور است ، ولی نباید از یاد برد که رونق صنعت کشور نیز مشروط به گردش چرخ معیشت معلمین است ، اینطور نیست؟

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز و به نقل از راه دانا، در آستانه هفته معلم، یکی از معلمان دلسوز کشور، آقای توسلیان نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس جمهور و مسئولان آموزش پرورش نوشته و این نامه را ارسال کرده است.

متن این نامه که محتوی پیشنهادها و انتقادهایی برای بهبود اوضاع آموزش و پرورش در کشور است در زیر آمده است:

                         

ریاست محترم جمهور ، جناب آقای دکتر روحانی سلام علیکم    

در آستانه فرارسیدن سالروز شهادت معلم بزرگ ، استاد مطهری و بزرگداشت روز معلم هستیم. یقین دارم بزودی بنا به سنت مألوف به مناسبت این روز بزرگ ، پیامی از ناحیه جنابعالی خطاب به معلمین عزیز کشور صادر گردیده و مقام بلند پرچمداران فرهنگ این مرز و بوم کهن ، مورد تعظیم تان قرار خواهد گرفت.نگارنده این سطور نیز به موازات ستایشهای دوره ای رئسای جمهور محترم کشور از مقام معلم ، هر از گاه مبادرت به طرح برخی گلایه های این قشر عظیم نموده و از باب «النّصیحَه ُ لِائِمّهِ المُسلمِین»  نکاتی را به کارگزاران دلسوز نظام متذکر شده است.از آنجاییکه مقالات مذکور حاوی برخی گلایه های جدی معلمین عزیز بود ، نگارنده بر آن شد تا با باز نشر بخشهایی از آنها ، توجه دولت محترم جنابعالی را مجددا به بازنگری اساسی در اصلاح وضع معیشتی و حیثیتی آموزگاران خستگی ناپذیر ایران اسلامی معطوف کند . باشد که دستی از آستین عدالت و تدبیر برون آمده و با نشاندن پاسداران فرهنگ و تمدن ایران  عزیز در جایگاه شایسته خود،  گامی در جهت اعتلای عظیم ترین دستگاه فرهنگی کشور برداشته شود.

جناب آقای رییس جمهور! 

درز گاه و بیگاه خبر بهره مندی بعضی ها(!) از دستمزدهای کلان ، پاداشهای یواشکی(!)  و امتیازات ویژه تشکیلات دولتی از یک سو و سطح نازل دریافتی معلمان کشور از دیگر سو، سالهاست که چون دو لبه تیغی ، روان مرزبانان «فرهنگ» این ملت را نشانه رفته و به جویدن آن مشغولند. براستی آیا تا کنون از خود پرسیده ایم آموزش و پرورشی که تنها با تنفس مصنوعی قادر به ادامه زیست باشد چگونه خواهد توانست ازعهده رسالت اساسی خود که بالاندن و اعتلای نسل توفنده و جوان کنونی است بر آید؟

به تلخی باید گفت شکاف درآمدی میان فرهنگیان – این افسران جنگ نرم – با برخی کارکنان دستگاههای دولتی از « ثری » است تا «ثریا»(!) ما از علمای دینمان آموخته ایم که قضات در بیت العدل با کفش تنگ بر مسند قضاوت تکیه ندهند چه ، هر گونه فشاری بر جسم قاضی – ولواندک – داوری وی را متأثر از خود خواهد ساخت. با چنین وصفی باید پرسید معلمی که   – جسم و جانش – بی وقفه در زیر ضربات پتک سنگین تورم قرار دارد آیا قادر به پرورش مدیران آتی کشور که رکن بنیادین توسعه کشورند خواهد بود یا خیر؟

 جناب آقای رییس جمهور!

 به خوبی مستحضرید تأکید بر لزوم توجه ویژه به وضع معیشتی معلمین به معنای دردانه بودن آنان نیست ، بل سخن بر سر  حراست از قداست جایگاهی است که این عزیزان نگهبانان آنند. مگر نه این است که نبض حیات هر جامعه ای با فرهنگ آن می تپد؟ و مگر نه این است که شانه های ستبر معلمین همواره سکوی صعود طیفهای جریان ساز فرهنگی کشور – از رجال سیاسی گرفته تا علمای دین و دانش – بسوی قله های قدرت و معرفت و معنویت بوده اند؟ ما هرگز منکر وجود معدود معلمینی که برغم  عسرت و تنگدستی توانستند معجزه آسا ملک را تا ملکوت در نوردند و چهره های درخشانی را در دامان خویش پرورش دهند نیستیم و به این تک ستارگان آسمان تاریخ خود می بالیم ، ولی مانده ایم با این بیانات حکیمانه  پیامبر(ص) که به حق فرمودند :« من لا معاش له لا معاد له» ،           « کادالفقر ان یکون کفرا» و یا سخن نورانی مولای متقیان(ع) که فرمودند:        « الفقر الموت الاکبر»  چه کنیم؟

مطمئن باشید جامعه ای که عزت معلمش به  تندباد فقر سپرده شود ، « فرّ» فرهنگش به اندک نسیمی فرو خواهد ریخت.

گرچه میدانیم متولیان امور آماده اند ساعتها در ستایش از قامت رعنای فرهنگ سخن سر داده و با رگباری از سمینار و سمپوزیوم به تمجید از مقام بلند معلم پرداخته و دست و دلبازانه سبد سبد تعارف نثار فرهنگیان کنند و وعده های دلپذیر دهند ولی به تلخی باید  گفت آنچه تا کنون تجربه نشان داده این است که          هزار وعده خوبان یکی وفا نکند.خدا نیاورد آن روزی را که خادمان ملتی مشمول این تعبیر قرآن شوند ، «شغلتنا اموالنا و اهلونا» (!)

جناب آقای دکتر روحانی!

آیا به نظر شما این تلخ و گزنده نیست آموزش و پرورشی که در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی توانست سخاوتمندانه با تزریق نخبگان فرهنگی خود در شریانهای خشکیده ارکان حکومت ، جانی دوباره در کالبد نظام بدمد     این سان دچار عارضه کم خونی شده و در بستر احتضار قرار گیرد؟ یاد شهدای عالی مقامی همچون مطهری ها ،رجایی ها،  همت ها ،…بخیر.

چه کسی است نداند که معلم، این سرباز «گم نام و گم نان» ، چگونه برغم تنگنای معیشتی – چه در دوران دفاع مقدس و چه در عصر بازسازی – با درک عمیق از شرایط حساس کشور ، نجیبانه زبان در کام  کشیده و دندان صبر بر جگر نهاد و سنگ ریاضت بر شکم بست تا میهن عزیزش از زیر بار سنگین و فرساینده ویرانی ها کمر راست کند.اکنون بدور از انصاف است که برخی برنامه ریزان با تکیه بر مساند قدرت و ثروت ، معلمین را پیوسته به زهد و قناعت  موعظت فرموده و باز شدن بخت آنان را به کرام الکاتبین حوالت دهند.

امروزه بر کسی پوشیده نیست که این قشر خدوم،  با تنها ته مانده غیرت خود است که شلاق بر حلق و حنجره می کوبد تا شاید قدمی زن و فرزند را و گامی نسل نوپای انقلاب را افتان و خیزان یدک کند!

جناب آقای رییس جمهور!

به عقیده جنابعالی آیا می توان به بهانه پرشمار بودن جمعیت معلمان ، نیازهای بنیادین این مولدان حقیقی کشور را به طاق نسیان کوبید و آنان را غریبانه در میان طوفانی از تبعیض و تورم به امان خدا رها کرد؟ تأمین رضایت بیش از یک میلیون معلم یعنی خدمت رسانی به دوازده میلیون دانش آموز و تربیت دوازده میلیون دانش آموز درس خوان و سربراه یعنی تأمین رضایت چندین میلیون خانواده ، آیا این دستاورد کمی است؟ و آیا جز این راهی برای تحقق بخشی از شعار سال مقام ولایت یعنی «دولت و ملت ، همدلی و همزبانی» هست؟       برنامه ریزان محترم کشور گویا فراموش کرده اند که اگر وفق اصل سوم قانون اساسی ، خدمات آموزش و پرورش باید رایگان در اختیار مردم قرار گیرد، بر اساس اصل چهل و سوم همان قانون ، حفظ حریت انسانها از طریق رفع  فقر و محرومیت نیز مورد تأکید  قرار گرفته است! نکته در این است که با نامعادله مضحکی همچون دخل به ریال خرج به دلار نمی توان از معلم انتظار داشت که از نسل متراکم امروز ، جوان متعهد تحویل جامعه دهد . شک نکنید از کارگاه     «مربی خسته و ناکارآمد» چیزی جز «مربای تلختر از حنظل» صادر نخواهد شد.به قول آن گوینده  نازک اندیش وقتی که  قلبت کوه آتشفشان است چگونه انتظار داری که در دستانت گلی بروید ؟

جناب آقای رییس جمهور!

به عقیده شما چه زمانی قرار است حاکمیت با در انداختن طرحی نو ، غائله ملال آوری همچون حقوق ومعوقات فرهنگیان را برای همیشه فیصله بخشیده و    دغدغه های معلمین عزیز را از مقوله «کم» به «کیف» ارتقا بخشد؟ آیا براستی زیبنده است انقلابی که بر بنیان فرهنگ پدید آمده و بنام فرهنگ در حال پیشروی است ، سقف آرزوی  پیشقراولان آن ، که در آغاز، تحقق جامعه ای همچون     «مدینه النبی» بود ، این چنین تنزل یابد؟باور کنید ما انتظاری بیش از آنچه امام علی (ع) خطاب به والی خویش مالک اشتر فرمودند نداریم :

                اسبغ علیهم الارزاق فان ذلک قوه لهم علی استصلاح انفسهم

به (کارمندانت) روزی فراوان ارزانی دار که با گرفتن حقوق کافی در اصلاح خود بیشتر می کوشند…(نامه ۵۳)

جناب آقای رییس جمهور !

 بهتر ازما واقفید دشمنان غداری که با جانفشانی های جوانان رشید سرزمینمان به آنسوی مرزها روبیده شده بودند چندی است که از رخنه های پدید آمده در فرهنگ کشور دوباره عزم بازگشت کرده  و در صدد اشغال این بار، نه «خاک» ، بلکه    «قلب پاک» نسل انقلابند. حال پرسش این است که مسئولان نظام در برابر     صف آرایی جدید دشمن چه تمهیدی اندیشیده اند؟ ؟ باور کنیم که با چند شب شعر و کنسرت و جشنواره و یا تولید چند فیلم و سریال نمی توان نسل جوان را در برابر سیلاب بنیان کن فرهنگ غرب واکسینه کرد. امروز سلسله جنبانان فرهنگ این سرزمین یعنی معلمین که در خط مقدم جنگ نرم قرار دارند بی ساز و برگ و جنگ افزار به امان خدا رها شده اند. بی اعتنایی به امور معیشتی فرهنگیان موجب شده است تا شماری از آنان انگیزه خود را از کف داده  و آرزوی انتقال به دیگر  سازمانهای نان و آبدار دولتی و خصوصی را در سر بپرورانند و یا به مشاغل دست چندم تن در داده و یا برای لقمه ای نان ، هفت روز هفته را از صبح تا پاسی از شب حنجره بدرانند.می پرسیم مگر نه این است که حضرت امیر (ع) فرمودند بر مومن لازم است که شبانه روز خود را به سه قسمت تقسیم نموده و بخشی را به «نیایش» ، بخشی را به امر «معاش» و بخش دیگر را به «تلذذ» در امور حلال اختصاص دهد؟ آیا در این سرزمین کسی نیست که پاسخ دهد از چه رو در غم فرار چند مغز(!) به آنسوی مرزها ماتم می گیریم ولی از شنیدن مهاجرت شمار عظیمی از «مغزپروران»  کشور  – یعنی معلمین – به سمت مشاغل غیر فرهنگی مرثیه نمی خوانیم و گریبان چاک نمی دهیم؟ آیا در چنین شرایط اسف باری      می توان امید داشت که فرزندان پاک این سرزمین در انشای خود با موضوع  «علم بهتر است یا ثروت» باز هم «علم» را برگزینند؟.مطمئن باشید در وانفسایی اینچنین ، جوانان تیزاندیشمان با مشاهده فلاکتی که دامان مرزبانان حقیقی فرهنگ کشور را گرفته است هرگز سر بر آستان علم و فضیلت نخواهند سایید.باور کنیم هزینه های هنگفتی که اینک بابت خسارات ناشی از   عقب ماندگی های علمی و مبارزه با مفاسدی همچون سرقت و قتل و اعتیاد و دیگر نابسامانی های اخلاقی از انبان نیمه تهی ملت پرداخته می شود «کفاره» بی توجهی به عناصر فرهنگی است.گویا اساسا بنا نیست واژه ای بنام پیش گیری در قاموس مدیریت کشور جایی برای خود باز کند!

جناب آقای رییس جمهور!

حتما بیاد دارید که در سال ۶۹ ، ستاد مبارزه با حوادث غیر مترقبه در جهت اجرای یکی از پروژه های خود ۹۸ میلیارد ریال درخواست اعتبار نمود که در نهایت با موافقت ۲۷میلیارد ریالی نمایندگان مردم مواجه شد . در پی وقوع زلزله سهمگین در منجیل و رودبار در همان سال(۳۱خرداد) ، مجلس در اقدامی فوری۹۰میلیارد ریال بابت کمک به آسیب دیدگان اختصاص داد .ملاحظه        می فرمایید؟ متولیان محترمی که قبل از فاجعه، راضی به تصویب ۹۸میلیارد ریال نبودند ، سخاوتمندانه دست به جیب بیت المال فرو برده و افزون بر مبلغ فوق ، ۱۹ میلیارد ریال دیگر را بابت کفن و دفن و مجلس تحریم و هزار مصیبت دیگر هزینه کردند. براستی آیا «نوشدارو»هایی از این دست جای خالی  «سهراب» های مان را پر خواهد کرد؟ پیشنهاد می شود برنامه ریزان کشور در کنار تقلید از برخی ادا و اطوارهای اجانب ، نیم نگاهی به نظام آموزش و پرورش آنان نیز بیفکنند شاید فرجی حاصل آید.  سامورایی های ژاپنی که روزگاری به مولدان بنجل ترین محصولات جهان شهره بودند ، با محوریت قرار دادن آموزش و پرورش خود توانستند این کشور را به یکی از قدرتمندترین صنعتگران جهان مبدل کنند.بنابر روایتی معلمین این کشور در هر وضعیتی بیش از سایر کارکنان همطراز خود در دیگر سازمانهای دولتی حقوق دریافت می کنند زیرا در نگاه استراتژیستهای چشم بادامی ها، معلمین در صدر فهرست مولدان اصلی به شمار می روند.

جناب آقای رییس جمهور !

براستی چه رازی در این نکته نهفته است که خداوند حکیم پیش از آنکه از زنبورعسل، انتظار شفا بخش ترین ماده عالم را داشته باشد  ، این حشره به ظاهر کوچک را امر به گزینش مسکن و تناول از هر ثمری فرموده و آنگاه آن را به تکاپو در راه خود فرا می خواند؟

پروردگار تو به زنبور عسل وحی کرد که از کوهها و درختان و داربستهایی که مردم      می سازند خانه هایی برگزین. سپس از همه ثمرات بخور و با اطاعت از راههای پروردگارت رهسپار باش. از درون شکم آنها شهدی با رنگهای گوناگون خارج می شود که شفای مردم در آن است که در این امر نشانه روشنی است برای کسانی که اهل فکرند.(آیات ۶۸ و ۶۹ سوره شریفه نحل)

فارغ از مفاهیم بلند معرفت آموز آیات شریفه فوق، چه نتیجه عملی و مدیریتی میتوان از آنها گرفت؟ آیا پیام این نیست که  تنها با تنیده شدن سه مولفه بنیادین «مسکن» و «معیشت» و «عبودیت» است که می توان به بی بدیل ترین محصول شفابخش عالم آفرینش دست یافت؟ به هوش باشیم که «شهد علم و فرهنگ» جز با «تجهیز معلم» به ثمر نخواهد نشست.جای درنگ و تعلل نیست صدای پای نسل جوانی را که در راه است بشنویم. همان پاک فطرتانی که اگر بدست مربیان فاضل و دلسوز درس ادب و فرهنگ نبینند جامعه  مدرن و پر زرق و برق مان را     لگد کوب ماجراجوییهای خود کرده و بر ویرانه های آن پای کوبیده و دست افشانی خواهند کرد .آندم که آدمی می شنود حضرت حسین بن علی (ع)  معلمی را بپاس تعلیم فرزند گرامیشان پاداش فراوان بخشیده و او را مستحق جزایی فزونتر از آن می دانند و از سویی وقتی به ملتی بیگانه از اسلام نظر می کند که چگونه معلم خود را هوشمندانه بر صدر نشانده است به یاد این فرمایش امیرمومنان علی (ع)     می افتد که چه حکیمانه فرمودند:

                                   الله الله لا یسبقکم بالعمل به غیرکم

خدا را خدا را در باره قرآن ، مبادا دیگری در عمل به احکام آن از شما سبقت گیرد .(نامه ۴۷)

جناب آقای رییس جمهور!

فرهنگیان فرهیخته به نیکی از شرایط حساس کنونی حاکم بر کشور و منقطه آگاه بوده و کاملا به محدویتهای دولتتان در اجابت فوری به مطالبات برهم انباشته خود وقوف کامل دارند ، لذا بر این عقیده اند جز تکیه بر یک عزم ملی و آهنین هرگز نمی توان قلب کم رمق و رو به موت آموزش و پرورش کشور را احیا کرد. بیمار رنجوری که هم اینک روی دست مانده ، ناخوش احوال تر از آن است که با نواله ناچیز دولت از جا نیم خیز شود ، چه رسد به این که از جا برخیزد! لذا پیشنهاد  می شود نظام برای برون رفت آموزش و پرورش از گرداب معضلات ، موارد ذیل را مد نظر قرار دهد :

یکم – دولت محترم باید با تمام توان، آژیر خطر را همچون دوران جنگ تحمیلی به صدا در آورده و به همگان بباوراند که دشمن از مراحل تهاجم و شبیخون فرهنگی به سرعت گذر کرده و هم اکنون در قتل عامی گسترده مشغول کشیدن انتقامی سخت از فرزندان معصوم این ملت مجاهد است.در این میان جریانات سیاسی بدلیل اثرگذار بودن بر افکار عمومی ، نقش حیاتی بر عهده دارند. لذا ضروریست جناحین– تحت هر عنوانی اعم از اصول گرا و یا اصلاح طلب ، چه آنها که دل در گرو انقلاب دارند و چه آنها که رگ وطنخواهی هنوز در وجودشان نخشکیده – بخاطر خدا موقتا دست از تصفیه حسابهای حزبی و قبیلگی برداشته و تا اوضاع ناخوشایند آموزش و پرورش کشور را سامان نبخشیده و زخم مزمن آنرا درمان نکرده اند قرار و آرام نگیرند. حضور نیروهای مردمی در میدان امداد رسانی به دولت از آنچنان اهمیتی برخوردار است که در صورت تحقق ، میتواند           باطل السحر طلسم عقب ماندگی آموزش و پرورش از کاروان توسعه کشور باشد.لذا مشارکت اقشار گوناگون ملت – از مراجع عظام گرفته تا دیگر صنوف – در این بسیج عمومی ضروریست.

دوم – لازم است تمامی پروژه های غیر زیربنایی دولت ، عجالتا متوقف گردیده و از هرگونه اقدامات تشریفاتی هزینه بر ممانعت به عمل آمده و کلیه سرمایه های سرگردان به سمت نهاد آموزش و پرورش هدایت شود.

سوم – باید از طریق ارایه تسهیلات ویژه ، جذب نیروهای نخبه وکارآمد فرهنگی و علمی به آموزش و پرورش ، در دستور کار قرار گیرد.

چهارم – جهت رهایی دولت از احساس شرمندگی نسبت به ناتوانی آن  در رفع مشکلات عدیده بر زمین مانده فرهنگیان ، لازم است وزارت آموزش و پرورش به سمت استقلال مالی حرکت نموده و وابستگی شدید خود به دولت را کاهش دهد.بدین منظور لازم است در چارت سازمانی و تشکیلاتی وزارتخانه ، معاونتی تحت عنوان معاون اقتصادی شکل گرفته و از طریق آن ، سیاستهای راهبردی مالی مورد بررسی قرار گیرد.اهم وظایفی که  این معاونت بر عهده خواهد داشت به قرار ذیل اند :

الف – آن دسته از فضاهای آموزشی ای که امکان بهره برداری اقتصادی از آنها وجود دارد شناسایی شده و دراختیار افراد واجد صلاحیت قرار گیرند. این اقدام ، کمک شایانی به خودگردانی مدارس خواهد نمود.

ب – کلیه دارایی های متعلق به آموزش و پرورش در سرتاسر کشور که بعضا سالیان سال معطل مانده اند شناسایی شده و برای سودآوری آنها تمهیدی اندیشیده شود.

ج – برای کلیه مدارس کشور یک حساب جاری در شعب بانک سرمایه استانها افتتاح گشته  و با تصویب قوانینی برای مانده سرمایه های مدارس در این بانکها سود مشروع در نظر گرفته شود. عواید حاصل از این درآمدزایی می تواند جایگزین مناسبی برای سرانه مدارس گردد.

د – از آنجاییکه بانک سرمایه متعلق به فرهنگیان است معاونت اقتصادی وزارتخانه باید طرحی در اندازد  تا کلیه حقوق معلمین اعم از باز نشسته و شاغل به این بانک واریز شود. از دیگر سو این معاونت می تواند با جذب و هدایت     سرمایه های خرد فرهنگیان به این بانک ، ضمن تقویت بنیه مالی آن، در       پروژه های عظیم کشور مشارکت نماید. این اقدام ، گام  موثری در جهت حرکت به سمت اقتصاد مقاومتی بوده و کمک شایانی به رشد اقتصادی کشورخواهد نمود.از این رهگذر ، اعطای  تسهیلات ویژه  به معلمین عزیز میسر شده و وزارت آموزش و پرورش از یک دستگاه صرفا مصرفی هزینه بر به نهادی درآمد زا مبدل خواهد شد.و این یعنی  کاهش  بار مالی  سنگین وزارتخانه از دوش دولت .بدین ترتیب هم آموزش و پرورش برای همیشه از کاسه گردانی خلاص خواهد شد و هم  دولت سرافرازانه  سر خود را در برابر بیش از یک میلیون معلم، دوازده میلیون دانش آموز و میلیونها پدر و مادر و دیگر شهروندان بالا خواهد گرفت.

جناب آقای رییس جمهور!

در فرجام کلام به عرض می رسانیم ، همانگونه که بدرستی فرمودید گردش سانتریفیوژهای هسته ای منوط به گردش چرخهای صنعت کشور است ، ولی نباید از یاد برد که رونق صنعت کشور نیز مشروط به گردش چرخ معیشت معلمین است ، اینطور نیست؟

  شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی      مردی از خویش برون آید و کاری بکند

توفیق روزافزونتان را از خداوند علیم ، یکتا معلم جهان آرزومندم .

دعاگویتان توسلیان

fff
دیدگاه ها

لطفا پیش از ثبت دیدگاه قوانین زیر را مطالع بفرمایید.

  • دیدگاه خود را مرتبط با همین خبر بنویسید.
  • از توهین بر اشخاص و ادیان پرهیز کنید.
  • تکمیل تمامی فیلدها الزامی می باشد.
  • دیدگاه شما پس از بررسی و تائید نمایش داده خواهد شد.

fff fff


شبکه اجتماعی سلام نشر خبر اول خبر fff