تبلیغات تولید ایرانی تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
کد خبر : 36843
تاریخ انتشار:چهارشنبه ۰۹ مرداد ۱۳۹۲ - ۹:۵۲| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ

موتور زن را روشن می کند

نام حاج آقا مجتبی را شاید خیلی از حتی بچه مذهبی هایی که در طهران زندگی می کنند نشنیده باشند. این، به قول اهل عرفان به دلیل کتوم بودن این عارف واصل بوده است. چنان که در زمان حیات هرگز اجازه ندادند که نامی و تصویری از ایشان منتشر شود و یا سخنی و خاطره […]

موتور زن را روشن می کند

نام حاج آقا مجتبی را شاید خیلی از حتی بچه مذهبی هایی که در طهران زندگی می کنند نشنیده باشند.
این، به قول اهل عرفان به دلیل کتوم بودن این عارف واصل بوده است. چنان که در زمان حیات هرگز اجازه ندادند که نامی و تصویری از ایشان منتشر شود و یا سخنی و خاطره ای که دال بر مقاماتشان باشد نقل شود. به همین خاطر بعد از فوت ایشان شاگردان و همراهانشان شروع به گردآوری خاطرات استاد کردند. کتاب خاطرات حاج آقا مجتبی تا چهلمین روز درگذشت ایشان با همین نام آشنای “حاج آقا مجتبی” به مشتاقان عرضه شد. استقبال از این کتاب به حدی بود که تا بهار امسال، کتاب به چاپ سوم رسید.

 

 

  به گزارش هرمز، اربعین حسینی سال گذشته همراه گروهی از روزنامه نگاران و مستندسازان پیاده از نجف اشرف به سمت کربلای معلی حرکت کردیم. صبح روز قبل از اربعین در استراحتگاه عتبه حضرت قمربنی هاشم آماده حرکت به سمت کربلا بودیم که خبری کوتاه و جانسوز رسید. حاج آقا مجتبی طهرانی درگذشت.

 

این خبر آشوبی در جمع همسفرانمان به راه انداخت که عمری زلف به محبت حاج آقا مجتبی گره ‍زده بودند و نشان شاگردی ایشان را داشتند. یکی از همسفران می گفت این سفر را از ابتدا به نیت شفای حاج آقا مجتبی آمده است. گویا حاج اقا مجتبی در بیمارستان فرموده بودند که: “از وقتی از نجف به ایران برگشتم همه چیزم را با امام حسین (ع) شروع کردم. اولین روزی که برای اقامه نماز جماعت به مسجد جامع رفتم، سوم شعبان بود . اولین شبی که جلسه ام را شروع کردم سوم شعبان بود. من همه چیزم را با نام سیدالشهداء گره زدم…” با این وصف چه شفایی بهتر از این که در آستانه اربعین ارباب روح از قفس تن و از رنج های دنیا رها شود؟!

 

نام حاج آقا مجتبی را شاید خیلی از حتی بچه مذهبی هایی که در طهران زندگی می کنند نشنیده باشند. این، به قول اهل عرفان به دلیل کتوم بودن این عارف واصل بوده است. چنان که در زمان حیات هرگز اجازه ندادند که نامی و تصویری از ایشان منتشر شود و یا سخنی و خاطره ای که دال بر مقاماتشان باشد نقل شود. به همین خاطر بعد از فوت ایشان شاگردان و همراهانشان شروع به گردآوری خاطرات استاد کردند. کتاب خاطرات حاج آقا مجتبی تا چهلمین روز درگذشت ایشان با همین نام آشنای “حاج آقا مجتبی” به مشتاقان عرضه شد. استقبال از این کتاب به حدی بود که تا بهار امسال، کتاب به چاپ سوم رسید.

 

کتاب حاج آقا مجتبی با زندگی نامه کوتاهی از او آغاز می شود و بعد پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب، علما و مراجع در زمان فوت ایشان آورده شده است. خاطرات این کتاب از فرزندان و سایر اعضا خانواده تا شاگردان و دوستان ایشان و حتی کسانی که یکبار به محضر این عالم عامل مشرف شده اند شامل می شود. خاطرات اغلب کوتاه و در حد یک پارگراف تنظیم شده اند. اما در عین حال مطالب نغز و عمیقی را به همراه دارند که کوتاهی و گیرایی آن باعث همراهی خواننده می شود. خصوصا آنکه در بیان خاطرات مؤلفین به لحن و نوع بیان گوینده خاطره نیز وفادار مانده اند و این، به شیرینی خاطرات می افزاید.

 

ترتیب و توالی چیدمان خاطرات بدون تقسیم بندی مشخص شده ای از جنبه محتوایی صورت گرفته است. تلاش شده خاطرات مربوط به نظم ایشان در اوراق پیاپی تنظیم شود و پس از آن خاطرات مربوط به روحیه عبادی حاج اقا مجتبی و بعد رفتار او با خانواده و … این فراوانی در پرداختن به موضوعات مختلف باعث شده کتاب خاطرات حاج آقا مجتبی تبدیل به کشکولی از مفاهیم اخلاقی شود. گنجینه ای که در آن همه چیز می توان یافت. از دستورالعمل های ناب عرفانی گرفته تا چگونگی فعالیت های سیاسی متناسب با اخلاق اسلامی تا منش اقتصادی و کسب و کار حلال و خمس و صدقه و از سوی دیگر نحوه رفتار با همسر و فرزند و همسایه و … همه این ها باعث شده تا این کتاب به یک دائره المعارف عملی در حوزه سبک زندگی تبدیل شود. چرا که با دقت و حوصله سبک زندگی یکی از اوتاد دینی و عرفانی هم عصر مارا پیش رویمان می گذارد. کسی که در زمان ما زیسته و شرایط زمانه ما را لمس کرده و در عین حال توانسته است متناسب تعالیم اخلاقی و اجتماعی اسلام زندگی کند، می تواند الگوی مناسبی برای جویندگان و طالبان سبک زندگی اسلامی باشد.

 

در پایان یکی از خاطره ای از  کتاب را که توسط یکی از همراهانشان نقل شده می خوانیم:

 

حاج آقا اکثرا در ارشاداتی که نسبت به خانواده داشتند می فرمودند :”زن باید مثل نورافکن در خانه نورافشانی کند و مرد باید به زن انرژی بدهد تا او بتواند به نورافشانی خود ادامه دهد. مرد خیلی موفق به نورافشانی در خانه نمی شود . مادر است که می تواند این نور افشانی را انجام دهد . لذا پدر باید هوای مادر را داشته باشد و مدام او را با محبت کردن شارژ کند” ایشان اینطور تعبیر می کردند که ” موتور زن با محبت همسر روشن می شود و حرکت می کند.”

طنین یاس

برچسب ها: ,
لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=36843
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

6,165 Spam Comments Blocked so far by Spam Free Wordpress

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

یادداشت

گفتگو

بین الملل