تبلیغات تولید ایرانی تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
کد خبر : 7099
تاریخ انتشار:سه شنبه ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۵| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ

مسائل سیاسى و اقتصادى جهان سوم

به قلم هرمز،اصطلاح جهان سوم طى چند دهه اخیر یکى از رایج ترین عناوین براى گروه بزرگى از کشورهاى جهان ، شامل بیشتر کشور هاى آفریقا ، آمریکاى لاتین و آسیا بوده است. اولین بار در سال ۱۹۵۲میلادى یعنى در اوج جنگ سرد ، جمعیت شناس و اقتصاد دان فرانسوى به نام «آلفرد سووی» این […]

مسائل سیاسى و اقتصادى جهان سوم

www.shf-snf.ir_naft[1]

به قلم هرمز،اصطلاح جهان سوم طى چند دهه اخیر یکى از رایج ترین عناوین براى گروه بزرگى از کشورهاى جهان ، شامل بیشتر کشور هاى آفریقا ، آمریکاى لاتین و آسیا بوده است.

اولین بار در سال ۱۹۵۲میلادى یعنى در اوج جنگ سرد ، جمعیت شناس و اقتصاد دان فرانسوى به نام «آلفرد سووی» این اصطلاح را به منظور طبقه‌بندى آن دسته از کشور هاى جهان که از دو بلوک سیاسى ، نظامى و اقتصادى آن زمان یعنى بلوک شرق و غرب خارج بودند به کار برد.

این نظریه به طور تلویحى پیشنهادى بود براى تشکیل و همکارى کشور هایى که به هیچ یک از دو بلوک شرق و غرب وابسته نبودند و بزودى به گونه اى دیگر از سوى رهبران برخى از کشورها چون هند ، اندونزى و مصر طرح و پیگیرى شد و در نهایت منجر به تشکیل جنبش عدم تعهد گردید.

پس از تشکیل این جنبش در سال ۱۹۵۵ کنفرانس هاى متعددى توسط اعضا برگزار شد و مسائل و مشکلات این دسته از کشورها بررسى مى شد.

کشورهاى جهان برحسب میزان قدرتى که در سطح بین المللى و سلطه اى که بر دیگر کشورها داشتند به سه دسته تقسیم شدند : جهان اول شامل دو ابر قدرت وقت ، جهان دوم شامل کشورهاى اروپاى غربى ، ژاپن ، کانادا و آن دسته از کشورهاى اروپاى شرقى که دنباله رو اتحاد شوروى بودند و سرانجام جهان سوم شامل بقیه کشورهاى جهان. جهان اول و دوم به نوبه خود جهان سوم را استثمار مى کردند.

در سال هاى اولیه پس از جنگ جهانى دوم مفهوم توسعه مترادف رشد و در همان معناى صرف اقتصادى به کار برده مى شد. اما بزودى روشن شد که یکسان انگاشتن توسعه با رشد اقتصادى چندان درست نیست. بر این اساس علاوه بر گنجاندن افزایش شاخص هایى چون درآمد سرانه مشخصاتى چون کاهش فقر و نابرابرى در مفهوم توسعه ، به معناى بهبود زندگى اجتماعى نیز در نظر گرفته شد.

زیر ساخت هاى اقتصادى

تا قبل از نیمه قرن بیستم در اکثر کشورهاى جهان سوم اثر قابل ملاحظه اى از زیر ساخت هاى نوین اقتصادى شبکه هاى حمل و نقل ارتباطات ، آب رسانى ، تولید و توزیع انرژى (برق ، نفت ، گاز) و موسسات آموزشى به چشم نمى خورد. مثلا تنها کمتر از ۷ درصد از کل شبکه هاى راه آهن جهان در این کشور ها قرار دارد و یا میزان سرانه اتومبیل در بسیارى از کشورهاى جهان سوم حدود یک پنجاهم کشورهاى پیشرفته است.

به طور کلى آن بخش از شبکه هاى حمل و نقل جهان سوم که با بخش هاى جدید اقتصادى یعنى با تجارت خارجى مرتبط است ، تا حدودى توسعه یافته است . در حالى که در بخش هاى بومى این کشورها این توسعه هنوز شکل نگرفته است. علاوه بر این شبکه هاى موجود حمل و نقل داخلى در این کشورها ویژگى دیگرى نیز دارند و آن توزیع نابرابر جغرافیایى و اجتماعى آن است . به طورى که شهر هاى بزرگ تقریبا تمامى امکانات و شبکه هاى مدرن حمل و نقل را به خود اختصاص مى دهند ، اما روستاها فاقد چنین امکانات و شبکه هایى هستند.

در سطح اقشار شهرى هم بخش اعظم جمعیت شهرى از امکانات ناچیز و نا مطلوبى در حمل و نقل برخوردارند. در حالى که همزمان بخش کوچکى از ثروتمندان شهرى از مدرن ترین و گران قیمت ترین وسایل حمل و نقل شخصى استفاده مى کند.

ارتباطات

امکانات و شبکه هاى ارتباطى (مخابرات ، رسانه‌هاى گروهى و … ) این کشورها نیز شبیه شبکه‌هاى حمل و نقل آنهاست. در بسیارى از این کشورها تعداد روزنامه ها از یک یا دو نوع تجاوز نمى کند و تیرا‌ژ آنها نیز گاه به ۲ نسخه براى هر هزار نفر هم نمى رسد. شبکه هاى رادیو و تلویزیونى نیز معدود و محدود است.

انرژى

سهم کشورهاى جهان سوم در استفاده از منابع انرژى جهان به مراتب کمتر از کشورهاى پیشرفته است. با این وجود در میان کشورهاى جهان سوم از نظر منابع و میزان تولید و مصرف انرژى تفاوت‌هاى زیادى وجود دارد. براى مثال کشورهاى حوزه خلیج فارس و معدودى دیگر از کشورهاى جهان سوم منابع غنى نفت و گاز دارند که البته بیشتر این کشورها تاسیسات کافى و یا سیاست هاى مناسب براى استفاده بهینه از این منابع را ندارند. به طورى که تا چند دهه قبل ، از منابع نفتى آنها از طریق واگذارى امتیاز به شرکت هاى خارجى استفاده مى شد و امروز نیز این منابع به طور عمده و به صورت خام به کشورهاى صنعتى صادر مى شود. در مقابل این بخش از کشورهاى جهان سوم ، بسیارى دیگر از این کشورها فاقد منابع انرژى مناسب ، (بویژه نفت و گاز) هستند و خرید آن از خارج نیز برایشان ممکن نیست.

فقدان یا کمبود انرژى در بسیارى از کشورهاى جهان سوم موجب شده که بخش مهمى از انرژى مورد نیاز این کشورها از طریق سوخت هاى طبیعى (چوب ، زغال و … ) تامین مى شود. طبق آمارهاى بانک جهانى طى سال هاى اخیر سالانه بیش از ۱۰ میلیون هکتار از جنگل هاى موجود در این مناطق بر اثر بهره بردارى بى رویه براى تامین سوخت از میان رفته است.

آموزش و پرورش

عوامل تشکیل دهنده زیر ساخت هاى اقتصادى یک کشور فقط عوامل مادى نیستند بلکه عوامل غیر مادى نیز از مهمترین آنها محسوب مى شوند. در این باره بویژه باید به سطح آموزشى ، مهارت و کارایى و خلاقیت نیروهاى انسانى یک کشور نیز توجه کرد.

آنچه مسلم است این است که سطح پایین آموزش و پرورش در کشورهاى جهان سوم ناشى از فقر عمومى و فقدان امکانات کافى است چرا که بسیارى از مناطق توسعه نیافته – بویژه روستاهاى کشورهاى فقیر – فاقد مدرسه و دیگر امکانات اولیه آموزشى هستند. همچنین فقر خانواده ها و به کار گماردن فرزندان شان از سنین کودکى و نوجوانى بر موانع آموزش عمومى در این مى افزاید.

علاوه بر این کیفیت آموزش عمومى نیز در این کشورها بسیار نامطلوب است. این نکته قابل ذکر است که متوسط هزینه سرانه جهانى آموزش و پرورش در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ در حدود ۱۳۰ دلار بود. در حالى که این هزینه در کشورهاى توسعه یافته صنعتى ۳۲۰ دلار و در کشورهاى توسعه نیافته کمتر از ۲۵ دلار بود.

کشاورزى

جایگاه بخش کشاورزى در اقتصاد بسیارى از کشورهاى جهان سوم به معناى پیشرفته بودن این بخش و توانایى آنان براى تامین روز افزون این کشورها نیست. بخش کشاورزى در این کشورها معمولا سنتى و مبتنى بر شیوه ها و مناسبات قدیمى باقى مانده است. در آن مناطق هم که کشاورزى مدرنیزه شده تغییرات حاصله بیش از آنکه در خدمت نیازهاى داخلى این کشورها باشد برآورنده نیازهاى بازار جهانى کشورهاى پیشرفته بوده است و معمولا نیز به سمت تولید یک یا معدودى از محصولات خام کشاورزى (صادراتی) تغییر جهت داده است.

در آن دسته از کشورهاى جهان سوم که کشاورزى تجارى رشد بیشترى کرده است ، در حقیقت به سمت تولید یک یا چند محصول معدود حرکت کرده اند و این کشورها که بیش از این به کشت انواع محصولات مورد نیاز بومى و معیشتى مى پرداختند هم اکنون فقط محصولات معدودى را براى عرضه در بازارهاى بین المللى کشورهاى پیشرفته کشت مى کنند.

براى مثال در بخشى از آفریقا کاکائو و کوکائین تا بیش از ۹۰ درصد کل صادرات این کشور ها را تشکیل مى دهد . نیشکر و موز نیز بخش اعظم مزارع حوزه کارائیب را به خود اختصاص مى دهند.

مهمترین مشکلات پدیده تک محصولى شدن کشاورزى ، افزایش آسیب پذیرى این کشورها در مقابل نیازهاى حیاتى داخلى (بویژه مواد غذایی) است. چرا که هیچ تضمینى وجود ندارد که از درآمد فروش این محصولات ، دیگر نیازهاى حیاتى این کشورها (بویژه مواد غذایی) تهیه و تامین مى شود.

در مجموع ، بخش کشاورزى جزء عقب ‌مانده‌ترین بخش هاى اقتصاد کشورهاى جهان سوم است و روش ها ، فنون و امکانات جدید در سطح بسیار محدودى وارد این کشورها شده است. از سویى دیگر به دلایل متعددى از جمله عوامل جغرافیایى و شیوه هاى نا مطلوب بهره بردارى از زمین ، روز به روز از وسعت زمین هاى حاصلخیز در این کشورها کاسته مى شود و منابع آب نیز به همین دلیل روز به روز کاهش مى یابد.

در بسیارى از کشورهاى جهان سوم هنوز مناسباتى که در آن بزرگ مالکان و سیستم بهره کشى مستقیم از کشاورزان استوار است حاکم است. و صادرات محصولات کشاورزى در این کشورها معمولا به سود طبقه کوچکى از ثروتمندان شهرى و به ضرر طبقات پایین روستایى و شهرى تمام ‌مى شود. زیرا آنچه در ازاى صادرات این نوع محصولات وارد مى شود بیشتر در خدمت نیازهاى روز افزون و رفاه طلبانه طبقات بالاست و حتى بخش ناچیزى از درآمد هاى صادرات این محصولات به وارد کردن امکانات و وسایل لازم براى توسعه بخش کشاورزى اختصاص نمى یابد.

على نورایى یگانه

لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=7099
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها
نظرات بینندگان
تعداد نظرات: بدون نظر
ارسال نظر





  • نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
  • توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.

یادداشت

گفتگو

بین الملل