تبلیغات تولید ایرانیتبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
سیاسی
کد خبر : 535455
تاریخ انتشار:سه شنبه ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۲:۳۶| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ
گفتگو خواندنی با معلمی که مرگ فرزندش هم باعث تعطیلی کلاس درسش نشد؛

مرگ پسرم، ناگوارترین و غم انگیز ترین خبر در هنگام تدریسم بود/ دانش آموزان را فرزندان خود می دانم

معلمان، دانش آموزان را فرزندان خود می پندارند؛ نمونه ای از آن خانم نجفی معلم هرمزگانی بوده که هنگام ضبط کلاس مجازی خبر مرگ فرزندش را به او می دهند؛اما او اندوه و سوگواری فرزندش را در دلش تحمل کرد و حاضر نشد کلاس درس مجازی اش را ترک کند.

مرگ پسرم، ناگوارترین و غم انگیز ترین خبر در هنگام تدریسم بود/ دانش آموزان را فرزندان خود می دانم

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛ معلمی شغلی است که همواره با عشق، مهربانی و از خود گذشتگی همراه بوده و به حق گفته شده معلمی شغل انبیاست و کسانی که این شغل مقدس را انتخاب کرده اند با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم می کنند.

واژه ها در مقابل از خودگذشتگی معلمان حقیر هستند و نمی توان واژه ای یافت که شان و منزلت آنها را به خوبی بیان کند؛ همه معلمان در سرزمین ایران اسلامی هدفشان رشد و تعالی فرزندان این مرز و بوم  است.

معلمان، دانش آموزان را فرزندان خود می پندارند؛ نمونه ای از آن خانم نجفی معلم هرمزگانی است در حالی که در غم گم شدن فرزندش بر اثر طغیان رودخانه غمگین بود؛ اما کلاس های مجازی خود را ترک نکرده و سر انجام  هنگام ضبط کلاس مجازی خبر مرگ فرزندش را به او می دهند؛اما او اندوه و سوگواری فرزندش را در دلش تحمل کرد و حاضر نشد کلاس درس مجازی اش را ترک کند.

خانم نجفی که داغدار از دست دادن فرزند ۱۶ ساله اش بود؛ بعد از پایان کلاس درس مجازی اش به سوگواری مادرانه اش پرداخت؛ در این میان گفتگو کرده ایم با این معلم از خود گذشت.

خودتان را معرفی کنید؟

سودابه نجفی اهل شهرستان رودان هرمزگان و ساکن بندرعباس که ۲۱ سال است به شغل معلمی مشغول به کار هستم و در حال حاضر معلم پایه چهارم مدرسه شاهد بندرعباس هستم.

زمانیکه خبر فوت ناگوار فرزندتان را به شما دادند چه حس و حالی به شما دست داد؟

موقع تدریس من بود که خبر گم شدن فرزندم را بهم دادند و در آن گروه معلمان و مدیران که بودیم از همکاران خواستم که برای پسرم دعا کنید که اتفاقی براش نیفتد و بعد از مدتی دیگر خبر دادند که متاسفانه ابوالفضل فوت شده و من کلاس تدریس خودم را ادامه دادم که بعد از آن فایل تدریس را در همان  گروه مدرسه خودمان فرستادم.

چون ما روزانه تدریس مجازی داریم و بعد از اتمام فایل تدریس را به مدیران می فرستیم که به نوعی هم مجازی هست و هم حقیقی که بعدش در اختیار دانش آموزان قرار می گیرد.

وقتی که این خبر ناگوار را به من دادند باورش برای من سخت بود و اصلا باورم نمی شد که ابوالفضل فوت شده آن لحظه خیلی برام سخت گذشت با وجود اینکه شش ماه قبل داغ مرگ پدرم خیلی برای من سنگین بود و یک وابستگی خاصی به پدرم داشتم قبول مرگ فرزندم واقعا بر من سخت تر از همه بود.

با خبردارشدن خبر فوت پسرم در زمان تدریس کلاس با خودم فکر کردم درست است این اتفاق افتاده شاید بدترین، سخترین و ناگوارترین خبر بوده؛ ولی در آن موقع دانش آموزان را جای بچه خودم قرار دادم و آنها منتظر تدریس من هستند چون دانش آموزان با تدریس و روش من بهتر یادمی گیرند پس وظیفه من هست، بچه مردم بچه من هم هست پس بزار سعی کنم تدریسم را تمام کنم و بعد از آن به عزاداری مرگ فرزندم و درد و غم خودم بپردازم.

آن لحظه کنترل خودم خیلی برام سخت بود فکر کنید فرزندی که ۱۶ سال براش زحمت کشیده بودم، بعد یه لحظه خبر مرگش را بدهند؛ شش سال در منطقه سیریک هرمزگان به دور از شهر و خانه خودمان در شهرستان رودان تدریس می کردم و آن موقع ابوالفضل بچه کوچکی بود و به تنهایی ابوالفضل را بزرگ کردم.

زمانیکه من تدریس درس ریاضی داشتم در ذهن و درون خون گریه می کردم و اشک می ریختم ولی به روی خودم نیاوردم و کلاس تدریس را ادامه دادم گفتم خدایا خودت کمک کن که این تدریس را به پایان برسانم این دانش آموزان فرزندان من هم هستند.

ما در مدسه شاهد کار می کنیم و تمام دانش آموزان ما از خانواده های شهدا و ایثارگران هستند در حقیقت ما به خانواده شهداء و جانبازان و ایثارگران مدیون هستیم و این واقعیت است که مردانی بودند خانواده و بچه را رها کردند و برای دفاع از ناموس و امنیت وطن به جبهه رفتند و خیلی از آنها شهید شدند و تعداد زیادی هم جانباز شدند پا و دستشان قطع شده و یا جانباز شیمیایی هستند الان بنده با بچه های این خانواده ها سروکار دارم و زمانیکه با خانوادها و یا والدین جانباز در مدرسه دیدار می کنم شرمنده می شوم که بخاطر دفاع از مملکت الآن باید با رنج نداشتن سلامتی زندگی کنند.

پس همه این فرزندان شاهد و ایثارگر فرزندان من هم هستند و در تدریس باید سنگ تمام بگذاریم چون والدین آنها در زمان نیاز، بهترین دوران زندگی، سلامتی و جان خودشان را فدای این مملکت و مردم کردند؛ آن زمان احساس مسئولیت کرده و به جنگ رفته و از کل مردم ایران اسلامی دفاع کرده اند.

احساس دانش آموزان و خود شما نسبت به وضعیت الان که باید به صورت مجازی تدریس کنید چیست؟

در این شرایط و شیوع بیماری کرونا برگزاری کلاس های بصورت مجازی شاید آن شوق و ذوق کلاس حضوری را نداشته باشد و من هم به کلاس حضوری دانش آموزان دلتنگ شدم و در مقابل دانش آموزان هم بیشتر، ولی برای سلامتی خود و خانواده هایمان مجبور هستیم این شرایط را تحمل کنیم.

با توجه به عشق و علاقه ای که به کار معلمی دارم و به نوعی به دانش آموزان خودم وابسته هستم این حس را الحمدالله در آنان بوجود آمده که از یک طرف بچه ها با شوق و علاقه نه با روز و اجبارتکالیف خودشان را انجام دهند و از طرف دیگر این ایام که دیدار حضور نداشتیم خیلی از دانش آموزان پیام و زنگ می زنند و یا حتی فیلم و عکس خودشان را برام می فرستند و خیلی اظهار دلتنگی می کنند و این برای من خیلی مهم است.

اگر معلم با عشق کار کند از تدریس خودش لذت می برد به طور کل هرکاری اگر با عشق و علاقه انجام شود تاثیرگذار است و خودم به شخصه شاهد این موضوع هستم که اکثر معلمان کشور خودمان شاید از نظر اقتصادی وضعیت چندانی نداشته باشند ولی آنچنان با عشق و علاقه کار می کنند منتها اگر کسی صرفا برای تامین معاش شغل معلمی را انتخاب کند در کارش موفق نمی شود.

حتی در زمان تابستان که مدارس تعطیل است ما هر هفته در مدرسه جلسه ی برنامه ریزی فعالیت ها برای سال تحصیلی جدید را برگزار می کنیم.

 

انتهای پیام/

لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=535455
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

8,632 Spam Comments Blocked so far by Spam Free Wordpress

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

یادداشت

گفتگو

اقتصادی