قلم تو در حبس هم آزادی
+ پ -
قلم تو در حبس هم آزادی

قلم، تو کیستی؟! که صدایت در همه جای جهان شنیده می شود‌ ،هم با زمزمه هم با نوشته و هم با نیایش، هم در زمین و هم در آسمان صدایت به گوش می رسد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛به نقل از فرهنگ کده ، قلم، تو کیستی؟! که صدایت در همه جای جهان شنیده می شود‌ ،هم با زمزمه هم با نوشته و هم با نیایش، هم در زمین و هم در آسمان صدایت به گوش می رسد.

چند هزار سال پیش از قران متولد شدی و آن قدر مهم بودی که در کتاب؛ مقدس به شمار روی و خداوند به نام تو سوگند خورد و پیامبر بارها در ستایش تو گفت.

هنگام تولدت سخت تلاش کردی و با چه سختی هایی که نساختی و بی مهری دیدی و با فلز و سنگ سر کردی و گویی زود گذشت؛ تو جلوتر و توده ها پشت سر و چه خون دل ها که نخوردی تا به قرن بیست و یکم رسیدی و اهل نادان وقتی تو را فهمید به اهمیت تو پی برد و دست از آزار و شکنجه کشید می دانستند که عاقلی ولی نمی دانستند که هم صبوری و هم استواری و هم ناتمام.‌‌‌

حالا به‌ تو مدیونند چون همه کشفیات علوم از دریچه ی تو زاده شد و همه هنرهای عالم با رنگ آمیزی های تو خلق شد‌ و برایشان نه دشمن و نابود کننده بلکه نجات دهنده بودی.

امروز خدای همان عده ای هستی که روزی تو را حبس کرده بودند و دیری نمی شود که خدای جماعتی خواهی شد که امروز تو را به حبس برده اند و خودت خوب می دانی که هیچ جای این “زمین” به یک میزان رشد نمی کند‌‌.

هنوز در آفریقا و آسیا تو را نمی فهمند که حبس می کنند باشد که فردای آزادی تو محبوس کنندگان مدفونند! هر چند تو در حبس هم آزادی‌ آن قدر مهربانی که زندان بانان دوستان تو می شوند و از لا به لای دریچه تو را بیرون می کشند و در روزنامه ها انتشارت می دهند‌‌ پایانی برای تو نیست حتی اگر ترامپ و کیم جونگ-اون با بمب های هسته ایشان زمین را متلاشی کنند تو باقی خواهی ماند‌ و ملت هایی که مدیون تو هستند پیش از هر اتفاقِ مهلکی تو را به سیاره ی دیگری فرستاده اند.

خوش به حال تو و مردمانِ آن جایی که از هفت دولت آزادی اما حیف که هیچ جا سرزمین مادری نمی شود؛ تو را در خانه باید خواست! سال های سال برای آزادی چند واژه جنگیدی مثل ” بوسیدن” و ” در آغوش کشیدن” دلواپسان در صدد برآمدند جملات ارزشمند عشق را از تاریخ ادب این کهن حذف کنند که خود زودتر حذف شدند‌.

با هیچ واژه ای نمی شود آغوش، بوسه و عشق را نوشت در هر زبانی معنایش یکی است و در زبان پارسی شیرین تر از قند ، تو با “جنگ و صلح” ستایش تقدیری نه سزاوار تهمت.

راستی تو خالق عشق های ماندگاری تو خالق شیرین و فرهاد، رومئو و ژولیت و خالق بوف کوری‌ ،اصلا تو کیستی که نه زادروزت مشخص است و نه زمان مرگ ات! فقط روزی را به پاس و گرامی داشت تو معین کرده اند امروز روز توست تولد چند هزار سالگی ات مبارک.

ای گوهر کیمیا که آزادی در ذات تو معنا می شود تو را در آغوش گرم خود پناه می دهم و قامتت را غرق بوسه می کنم.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آن قدر دوستت دارم که حاضرم جانم را فدایت کنم.

انتهای پیام/

fff
دیدگاه ها

لطفا پیش از ثبت دیدگاه قوانین زیر را مطالع بفرمایید.

  • دیدگاه خود را مرتبط با همین خبر بنویسید.
  • از توهین بر اشخاص و ادیان پرهیز کنید.
  • تکمیل تمامی فیلدها الزامی می باشد.
  • دیدگاه شما پس از بررسی و تائید نمایش داده خواهد شد.

fff fff


شبکه اجتماعی سلام نشر خبر اول خبر fff