تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز همایش وحدت
سیاسی
کد خبر : 419936
تاریخ انتشار:چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۶ - ۹:۰۲| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ
یادداشت/

قلم تو در حبس هم آزادی

قلم، تو کیستی؟! که صدایت در همه جای جهان شنیده می شود‌ ،هم با زمزمه هم با نوشته و هم با نیایش، هم در زمین و هم در آسمان صدایت به گوش می رسد.

قلم تو در حبس هم آزادی

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛به نقل از فرهنگ کده ، قلم، تو کیستی؟! که صدایت در همه جای جهان شنیده می شود‌ ،هم با زمزمه هم با نوشته و هم با نیایش، هم در زمین و هم در آسمان صدایت به گوش می رسد.

چند هزار سال پیش از قران متولد شدی و آن قدر مهم بودی که در کتاب؛ مقدس به شمار روی و خداوند به نام تو سوگند خورد و پیامبر بارها در ستایش تو گفت.

هنگام تولدت سخت تلاش کردی و با چه سختی هایی که نساختی و بی مهری دیدی و با فلز و سنگ سر کردی و گویی زود گذشت؛ تو جلوتر و توده ها پشت سر و چه خون دل ها که نخوردی تا به قرن بیست و یکم رسیدی و اهل نادان وقتی تو را فهمید به اهمیت تو پی برد و دست از آزار و شکنجه کشید می دانستند که عاقلی ولی نمی دانستند که هم صبوری و هم استواری و هم ناتمام.‌‌‌

حالا به‌ تو مدیونند چون همه کشفیات علوم از دریچه ی تو زاده شد و همه هنرهای عالم با رنگ آمیزی های تو خلق شد‌ و برایشان نه دشمن و نابود کننده بلکه نجات دهنده بودی.

امروز خدای همان عده ای هستی که روزی تو را حبس کرده بودند و دیری نمی شود که خدای جماعتی خواهی شد که امروز تو را به حبس برده اند و خودت خوب می دانی که هیچ جای این “زمین” به یک میزان رشد نمی کند‌‌.

هنوز در آفریقا و آسیا تو را نمی فهمند که حبس می کنند باشد که فردای آزادی تو محبوس کنندگان مدفونند! هر چند تو در حبس هم آزادی‌ آن قدر مهربانی که زندان بانان دوستان تو می شوند و از لا به لای دریچه تو را بیرون می کشند و در روزنامه ها انتشارت می دهند‌‌ پایانی برای تو نیست حتی اگر ترامپ و کیم جونگ-اون با بمب های هسته ایشان زمین را متلاشی کنند تو باقی خواهی ماند‌ و ملت هایی که مدیون تو هستند پیش از هر اتفاقِ مهلکی تو را به سیاره ی دیگری فرستاده اند.

خوش به حال تو و مردمانِ آن جایی که از هفت دولت آزادی اما حیف که هیچ جا سرزمین مادری نمی شود؛ تو را در خانه باید خواست! سال های سال برای آزادی چند واژه جنگیدی مثل ” بوسیدن” و ” در آغوش کشیدن” دلواپسان در صدد برآمدند جملات ارزشمند عشق را از تاریخ ادب این کهن حذف کنند که خود زودتر حذف شدند‌.

با هیچ واژه ای نمی شود آغوش، بوسه و عشق را نوشت در هر زبانی معنایش یکی است و در زبان پارسی شیرین تر از قند ، تو با “جنگ و صلح” ستایش تقدیری نه سزاوار تهمت.

راستی تو خالق عشق های ماندگاری تو خالق شیرین و فرهاد، رومئو و ژولیت و خالق بوف کوری‌ ،اصلا تو کیستی که نه زادروزت مشخص است و نه زمان مرگ ات! فقط روزی را به پاس و گرامی داشت تو معین کرده اند امروز روز توست تولد چند هزار سالگی ات مبارک.

ای گوهر کیمیا که آزادی در ذات تو معنا می شود تو را در آغوش گرم خود پناه می دهم و قامتت را غرق بوسه می کنم.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آن قدر دوستت دارم که حاضرم جانم را فدایت کنم.

انتهای پیام/

برچسب ها: , ,
لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=419936
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها
نظرات بینندگان
تعداد نظرات: بدون نظر
ارسال نظر





  • نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
  • توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.

یادداشت

گفتگو

بین الملل