تبلیغات تولید ایرانیتبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
سیاسی
کد خبر : 559536
تاریخ انتشار:چهارشنبه 15 بهمن 1399 - 8:17| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ
حکایت مردم جزیره نشین هرمز قبل از انقلاب؛

از حضور پزشکان بنگلادشی تا نبود آب و برق/ مردم جزیره هرمز حق رای دادن نداشتند

گلزاری گفت:قبل از انقلاب برای انتخابات به هرمز نمی آمدند تا مردم نیز رای خود را به صندوق بیندازند حکومت کاری به مردم نداشت آب و نان آنها را که تامین نمی کرد در امور مجلس نیز حق انتخاب نداشتند یک خارجی دائم الخمر سگ به دست را نماینده مردم مسلمان هرمز کرده بودند که مورد تایید هیچ کدام از اهالی نبود.

از حضور پزشکان بنگلادشی تا نبود آب و برق/ مردم جزیره هرمز حق رای دادن نداشتند

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛ محمود گلزاری متولد سال ۱۳۴۳ و ساکن جزیره هرمز است، او که اکنون ۵۶ ساله است در یک مقایسه بین سال های قبل از انقلاب اسلامی و پس ازآن به این درک از واقعیت رسیده است که امام خمینی (ره) روحیه  مردم  مسلمان ایران را بارور و فطرت آنها را زنده کرد، یک روحانی برجسته و سیدی که برای مردم قابل احترام است و ان را به عنوان صلاله پاک پیامبر (ص)می دانند.

مردم ایران آزادی خواه و ضد ظلم وستم هستد و امام(ره) این ذات و فطرت مسلمانان را می دانستند تعالیم دینی را به آنها آموختتند و گفتند اگر می خواهید دین کامل باشد جهاد هم در آن هست بخش اعظمی از قرآن در رابطه با جهاد و مبارزه است همان پیامبر رحمت (ص)؛ جنگ بدر و احد و احزاب و خیبر هم دارد همان امام علی(ع) که برای یتیم اشک می ریزد در قلعه خیبر را می کند و در جنگ جمل و دیگر جنگ ها نیز شرکت می کند.

امام(ره) اینگونه مردم را پرورش دادند به آنها گفتند شما می توانید شاه را بیرون کنید و حکومت جمهوری اسلامی راه بیندازید شما که ریشه هایتان از ائمه اطهار (ع) است باید تمام دین را داشته باشید. میزان رای مردم است و اکنون مقام معظم رهبری(مدظله العالی)  نیز همین گونه است هر فردی را که ما به عنوان رئیس جمهور و انتخاب می کنیم ایشان می گویند این خواسته مردم است.

نقش بی بدیل بانوان در تربیت فرزندان و تحمل سختی ها و کمبودهای قبل از انقلاب

محمود گلزاری فرزند شهیده فاطمه نیک در گفتگو با هرمز با اشاره به سختی های روزهای قبل از انقلاب در جزیره هرمز اظهار کرد: قبل از انقلاب در جزیره هرمز سختی های زیادی کشیدیم و سخت کوش ترین قشر نیز بانوان بودند آب که نداشیتم، استان نیز بارندگی نداشت فقط برکه های آبی بود که برای آشامیدن تعبیه کرده بودند.

وی افزود: بانوان باید به آنجا می رفتند و با در دست داشتن جهله با یک هنرنمایی خاصی که آب نریزد آن را حمل می کردند مسئول آب هم اگر عصبانی می شد کوزه ها را می شکست و حلب ها را به داخل دریا می انداخت این زن همچنین برای جمع کردن چوب می رفت تا هیزمی برای تهیه غذا پیدا کند.

گلزاری ادامه داد: هیچ خانواده ای هم نبود کمتر از ۹ بچه داشته باشد که تربیت آنها نیز بر عهده مادر بود، زندگی سختی بود زیرا برقی هم نبود که بخواهد پنکه یا کولر داشته باشد، در آن هوای گرم و شرجی زده جزیره هرمز، همان خانمی که روز باید زحمت می کشید شب یک بادبزن دست می گرفت و  فرزند را می خواباند.

این فرزند شهید تصریح کرد: تربیت فرزند به قدری سخت بود که مانند مادر من ۴ پسر را طوری تربیت می کند که ۳ نفر از آنها شهید می شوند و شیرزنی باشد مانند شهیده فاطمه نیک که شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل سر دهد و شهید شود.

پاییز سال ۶۰ بود که مادر از محمود و غلام خواست به جبهه بروند. آنها همراه جمعی از بسیجیان هرمز در عملیات “طریق القدس” و آزادی بستان شرکت کردند و پس از عملیات به جزیره بازگشتند. پس از آن در اسفند ۶۰ مادر دوباره از محمد و علی می خواهد که راهی جبهه شوند و این بار اما بازگشتی در کار نبود. هر دو برادر شهید غلام گلزاری و محمد گلزاری در عملیات “فتح المبین” در دشت عباس به شهادت رسیدند.

مادر اما گویی به او الهام شده بود، شب تحویل سال ۶۱ بود. رسم بر این بود که اهالی جزیره برای تعطیلات و یا دید و بازدید به میناب میرفتند. از طرفی عروسی دختر داییشان بود.محمود از مادر می خواهد لباس نو بپوشد و با آنها راهی میناب شود…مادر اما دلش جایی دیگر است.

حالش خوب نیست، این را از چهره اش می توان فهمید. می گوید :”نمی آیم، حالم خوب نیست. شما بروید” اصرار بچه ها کارساز نمی شود و مادر در خانه می ماند…بچه ها به عروسی رفته اند. دو روز بعد خبر شهادت محمد و علی به آنها می رسد، حال بچه ها علت کسالت مادر را می دانند…”پس او از قبل، از حادثه خبردار بود.

همه به هرمز برگشتند و جنازه ی علی بیست و پنج ساله و محمد سی ساله در سیزدهم فروردین ۱۳۶۱ تشییع شد. پدر غصه دار بود و مادر اما دست به آسمان داشت و از خدا صبر می خواست مادر همیشه “ان الله مع الصابرین”بر لب داشت و قلبش مطمئن بود.

دوسال پس از شهادت دو پسرش، در سال ۶۳ برادرش شهید موسی درویشی، فرمانده سپاه هرمز و خواهرزاده اش محمد شفیع به شهادت می رسند…داغ برادر سخت است اما مادر باز هم زینب وار صبر پیشه می کند و از خدا صبر می خواهد.

سال ۶۴ فرا می رسد، عملیات والفجر ۸. غلام دوباره عازم جبهه است. فامیل و دوستان او را از رفتن منع می کنند اما او تاب ماندن ندارد. مرغ دلش دیگر تاب ماندن در قفس را ندارد…باید می رفت. باید به ندای مقتدایش لبیک می گفت…او قبلا هم به جبهه اعزام شده بود، در عملیات بدر. اما به خواست خدا سالم بازگشته بود.

بالاخره زمان اعزام فرا می رسد. غلام هم در بین اعزام شونده هاست. به فاو میرود و در عملیات والفجر ۸ دلیرانه می جنگد و به درجه رفیع شهادت نایل می شود.

بعد از ۵ شهید کسی جرات نداشت خبر شهادت غلام را به مادر بگوید. اما مادر گویا باز هم دلش باخبر بود..گروهی از مسئولین به خانه اش امدند، از آنها پذیرایی کرد و گفت: تشریف آورده اید به من چه بگویید؟ خودم می دانم غلام شهید شده است آنگاه دستها را به سوی آسمان دراز کرده و گفت خدایا شکرت که این شهید را هم قبول کردی.

ادامه تحصیل بانوان به دوران بعد از انقلاب موکول شد

گلزاری خاطرنشان کرد: خواسته مردم مسلمان در هر زمانی اجرای احکام اسلامی است مادرمن در طول روز آن همه سختی می کشید اما زمانی که شوهرش از دریا می آمد و لباس هایش خیس بود طبق دستورات الهی اولین فردی بود که به همسر خود سلام می کرد که از آموزه های دینی او نشات می گیرد.

وی ادامه داد: مادر من تا قبل از انقلاب سوادی نداشت اما پس از انقلاب با اینکه سن بالایی داشت به نهضت سوادآموزی رفت و می گفت امام (ره) گفته است سراسر ایران را باید مدرسه کنیم قبل از انقلاب تمام دانش آموزان را در دوران ابتدایی جدا از هم می نشاندند اما همین که به دوره راهنمایی و سن بلوغ که اوج هیجان بود، می رسیدند دختر و پسر را باهم بر سر کلاس می گذاشتند.

گلزاری افزود: هیچ فردی هم در مدارس حق پوشیدن چادر و روسری را نداشت به همین دلیل بیشتر خانواده ها فرزندان خود را به راهنمایی نفرستادند پدر همسر من که شهید درویشی هستند یک سال همسرم را به مدرسه نفرستاد زیرا می گفت تعلیمی که تربیت نداشته باشد ارزشی ندارد پس از انقلاب بود که همسرم ادامه تحصیل داد.

وی بیان کرد: خواسته اصلی مردم استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود و شهید درویشی مدیر مدرسه آن زمان را مجبور کرد و گفت اگر می خواهید دختران با استعداد من اینجا تحصیل داشته باشند باید اجازه دهید روسری برسر کنند دختران که می دانستند چادر را از سر آنها بر می دارند یک روسری اضافه در جیب می گذاشتند.

قبل از انقلاب؛ مردم جزیره هرمز حق رای دادن نداشتند

این فرزند شهید تصریح کرد: در جزیره هرمز برق نبود و از این نعمت محروم بودیم یک موتور ژنراتور کوچکی بود که فقط مخصوص اداره معدن خاک سرخ آنجا بود کم کم قدرت ژنراتور را بزرگتر کردند و به هر خانواده ای یک لامپ دادند و اگر آن لامپ دوتا می شد روشنایی را قطع می کردند چون قدرت موتور نمی کشید و مخصوص یک تعداد خاصی بود.

گلزاری ادامه داد: غروب که می شد موتور روشن می شد و برق جریان پیدا می کرد تا  نزدیک ۲۳ که موقع خواب بود کم کم  نور آن را کم می کردند تا ساکنین متوجه شوند که قرار است برق برود و اگر فانوس یا شمعی دارند روشن کنند و برق قطع می شد و تا فردا شب برق نداشتیم اما اکنون از سکوی اسکله شهید حقانی بندرعباس تمام چراغ های جزیره هرمز را می توان دید که از برکات جمهوری اسلامی است.

وی خاطرنشان کرد: آن زمان تلویزیون نداشتیم یک رادیو که آن هم با قوه کار می کرد و نمی توانست موجی را بگیرد و خش خش بسیاری داشت و زمان رای گیری که می شد اعلام می کردند مجلس با تعدادی نماینده وارد کار شده است و ما کلا بی اطلاع بودیم.

فرزند شهیده فاطمه نیک خاطرنشان کرد: آن زمان برای انتخابات به هرمز نمی آمدند تا مردم نیز رای خود را به صندوق بیندازند حکومت کاری به مردم نداشت آب و نان آنها را که تامین نمی کرد در امور مجلس نیز حق انتخاب نداشتند یک خارجی دائم الخمر سگ به دست را نماینده مردم مسلمان هرمز کرده بودند که مورد تایید هیچ کدام از اهالی نبود.

گلزاری ادامه داد: قبل از انقلاب وضع بهداشت هرمز نیز اسفناک بود اولین کلام در بهداشت مربوط به آب است و آبی نبود که استحمام کنیم از نعمت دریا و آفتاب برای تامین بهداشت و ویتامین دی استفاده می کردیم یک زمانی خانه بهداشتی درست کردند و یک پزشک بنگلادشی آوردند اما نمی توانست به لهجه هرمزی صحبت کند تا با مردم ارتباط بگیرد.

وی افزود: تردد ما یک لنج کوچکی بود که  فقط صبح می آمد فردی و دیگر راه ارتباطی نداشتیم اگر دریا طوفانی می شد ارتباط قطع می شد و و نان و آرد و گازوئیل برای سوخت گیر نمی آمد.

گلزاری خاطرنشان کرد: اکنون اما فرزندان جزیره هرمز خود پزشک و متخصص هستند و در دانشگاه های این جزیره درس می خوانند در نقاط مختلف استان هرمزگان مشغول به خدمت هستند.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=559536
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

15,357 Spam Comments Blocked so far by Spam Free Wordpress

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

یادداشت

گفتگو

اقتصادی