تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز همایش وحدت
سیاسی
کد خبر : 439662
تاریخ انتشار:دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶ - ۹:۰۴| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ

فقر و محرومیت در بیخ گوش مسئولان حاجی آباد/تنهایی و فقر تنها دارایی سید یوسف و مرضیه

در شهرستانی که قطب تولید و کشاورزی استان و سرشار از معادن و ذخایر منابع طبیعی است در گوشه کنار این شهر و در بیخ گوش مسئولان افرادی در فقر به سر می برند.

فقر و محرومیت در بیخ گوش مسئولان حاجی آباد/تنهایی و فقر تنها دارایی سید یوسف و مرضیه

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛به نقل از  پیارم، شهرستان حاجی آباد جزء سه شهرستان بزرگ‌ استان هرمزگان شهری که بیشترین معادن آهن و کرومیت و بیشترین تولید خرمای پیارم جهان و محصولات کشاورزی به طوری که قطب کشاورزی استان می باشد و زمین حاصل خیز و منابع آبی سرشارش شهره عام و خاص است اما در واقعیت مردمانی در این شهرستان زندگی می کنند، که سهم شان از این منابع زندگی در گوشه ای از خیابان در زیر درختان البته غرق درمحرومیت و فقر هستند.

متاسفانه در حاجی آباد چند سالی است که بحث حاشیه نشینی شروع شده و هر روز نیز به تعداد حاشیه نشین ها افزوده می شود  و افرادی که در روستاهها  کاری ندارند به شهر مهاجرت می کنند، زیرا توان مالی خرید و اجاره خانه ندارند مجبور به اقامت در گوشه خیابان و یا در حاشیه شهر در چادری نیمه سوخته  در سایه درخت و یا دیوار می شوند.

افرادی که در گوشه و کنار شهر در اثر فقر و نداری رها می شوند در معرض بیشترین آسیب قرار می گیرند به طور مثال چند سالی است که یک خانم از روستای گیلان از توابع حاجی آباد در گوشه خیابان در کنار امامزاده سید محمد حاجی آباد در چادر کهنه ای بدون هیچ گونه امکاناتی حتی جایی برای دستشویی رفتن هم نداشت ولی در حال حاضر این خانوم یک پیرمرد فقیر که از کرمان به این جا آمده است با هم در همین چادر زندگی می کنند این دو پیرزن و پیرمرد بدون هیچ نسبتی و یا محرمیتی شب را در کنار هم صبح می کنند.

مکانی که این دو نفر در آن زندگی می کنند درست حاشیه خیابان در معرض دید عموم مردم و مسئولین است ولی متاسفانه کسی حتی نیم نگاهی هم به این مسئله توجه نمی کند که این دونفر کی هستند و چطور در کنار هم بدون هیچ نسبتی زندگی می کنند.

تنهایی و فقر تنها دارایی سید یوسف و مرضیه خانم

در شهری که مردم و مسئولین همه  سرگرم مشکلات زندگی و کاری خود هستند و هیچ کس به فکر دیگری نیست و به دنبال سیر کردن شکم زن و بچه خود هستند و هیچ کس غم نداری دیگران را نمی خورد حتی این قدر بی تفاوت هستیم که نزدیک به چند سال است سید یوسف و مرضیه خانم پیرمرد و پیرزن تنها که بدون هیچ سرپنهایی در کنار جاده و زیر درخت جایی که ورودی شهر نیز می باشد شاید روزی هزار بار مردم و مسئولین از این مسیر تردد داشته باشند هیچ گاه این دو نفر دیده نشده اند و توجه هشان هم به طرف انها جلب نشده که جویای احوال آنها شوند.

این زن و مرد که هر کدام از دیارهای متفاوت در اثر بی کسی و کهولت سن آواره شده اند در بدترین شرایط بدون هیچ امکانات رفاهی و بهداشتی زندگی می کنند.

مرضیه احمدی که یک زن مسن حدود ۶۰ساله اهل روستای همدان از توابع حاجی آباد که به گفته خودش هنوز ازدواج نکرده و هیچ کسی را ندارد و روز شب در زیر یک درخت در کنار امامزاده سید محمد (ع)در یک چادر پاره پوره زندگی می کند او سه سال است که تابستان و زمستانش را در آنجا می گذراند.

او روزها منتظر این است که مسافری یا کسی دلش بسوزد برایش غذا و یا پولی بدهد چون توان راه رفتن ندارد و نمی تواند کار کند پاهایش از زانو خشک شده و در واقع فلج است، این بانو شناسنامه ندارد و تحت پوشش کمیته امداد نیز نمی باشد و یارانه هم که اصلا نمی دانست چی هست.

سید یوسف حسینی نیز از گوغر استان کرمان به این شهر آمده است که به گفته خودش نزدیک به هفتاد سال سن دارد و به دلیل اینکه پدر و مادرش را در کودکی از دست داده و خواهر و برادری نیز ندارد هیچ گاه ازدواج نکرده و تا کنون مجرد بوده است ودر حال حاضر تنها دارایش یک کپی شناسنامه که او هم در کنار مرضیه خانم در زیر یک درخت در کنار امامزاده سید محمد(ع) زندگی می کند.

امروز به سرغشان رفتم وقتی  پرسیدم شما کس کاری ندارید که این جور آواره هستید گفتند نه ما در اثر بی کسی گوشه خیابان شب را صبح می کنیم تا ببینیم خدا کی ازمان راضی می شود و می میریم.

دلم به حالشان سوخت وقتی گفتم شما غذایتان را از کجا می آورید گفت توی سطل آشغال می گردیم خورده نونی و یا میوه نیم خورده ای یا بعضی وقتی ها مسافری کسی از اینجا رد شود باقی مانده غذایش رو به ما بدهد وگر نه بعضی از روزها اصلا چیزی برای خوردن گیرمان نمی آید.

سید یوسف گفت : شب ها معتادها اذیت مان می کنند اگر پولی در روز گدایی کرده باشیم از دستمان می گیرند اینجا امنیت ندارم معتادها کتکمان می زنند، هیچ کاری هم نکی توانیم انجام بدهیم مجبوریم تحمل کنیم.

وی افزود: من حداقل توان راه رفتن را دارم ولی مرضیه خانم بیجاره راه هم نمی تواند برود کارهایش را من انجام می دهم وقتی که آفتاب داغ تابستان به بدنش می خورد و نمی تواند جابجا شود کمکش می کنم آن را در سایه می آورم تا بیشتر از این اذیت نشود.

خلاصه نیم ساعتی پای در دل و صحبت هایشان نشستیم خیلی وضعیت تاسف باری داشتند، آنهم در شهر تمام شیعه حاجی آباد این قدر بی تفاوت نسبت به این دو نفر که سالهاست در اینجا زمستان و تابستان زیر درخت دریک چادر کهنه زندگی می کنند.

مرضیه خانم زنی سالمند و اصرار داشت بداند ما از کجا آمده‌ایم و چه‌کاره هستیم و بعد از من خواست برایش شناسنامه بگیریم و یک جوب دستی یا همان باکر که بتواند با آن راه برود.

کوههایی از رنج و قصه که هیچ گاه دیده نشده اند و هم اکنون روزهای گرم تابستانی خود را می‌گذرانند و این دو با تمام نداری‌هایشان خود را برای سوز سرمای روزهای سرد پاییز و زمستان و باران‌های سیل‌آسا مهیا می‌کنند روزهایی که تنها فاصله آن‌ها با باران‌های سیل‌آسای تنها یک پلاستیک نازک است که بر روی شاخ و برگ‌های درختی که زیر آن هستند پهن می‌کنند.

 

 

 

لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=439662
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها
نظرات بینندگان
تعداد نظرات: بدون نظر
ارسال نظر





  • نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
  • توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.

یادداشت

گفتگو

بین الملل