صبح بخیر روحانی/ نوشدارو بعد از مرگ سهراب
+ پ -
صبح بخیر روحانی/ نوشدارو بعد از مرگ سهراب

رئیس جمهور بعد از توافق همان حرف هایی را می زد که قبل از توافق از منتقدان شنیده بود همان هایی که کم سوادشان می خواند و به جهنم دعوتشان می کرد…

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز  ملت ایران روزهای پسابرجامی خود را در حالی سپری می کند که شاهد تغییر در هیچ چیز نبوده جز مواضع دولتمردان! در دو سال و نیم گذشته تنها صدایی که از پاستور شنیده می شد صدای توافق بود و صدای لزوم توافق و معرفی توافق به عنوان تنها راه شکوفایی اقتصاد کشور، حل معضل بیکاری، رفع مشکل محیط زیست و…
همچنین آمار و ارقام ضد و نقیض و عجیب و غریبی  از سوی دولتمردان در مورد آزادسازی پول های ایران پس از توافق ارائه می شد. اعدادی نظیر۱۵۰میلیارد دلار! که پس از اجرای توافق شد۳۲میلیارد دلار!
بنابراین دولتمردان با تکرار مدام مشکلات فوق الذکر، ناتوانی خود در حل آن ها را به تحریم ها ربط داده و به جای حل مشکلات بهانه تراشی می کردند.
راستی در این دو سال و نیم آقای روحانی دم کدخدا را هم دید.حتی تلفنی با کدخدا بست! ظریف و کری هم حضوری باهم…
باز همrespect(احترام) به پاسپورت ایرانی برنگشت! سفیرمان را نه به سازمان ملل، به آمریکا هم راه ندادند. اینقدر راه ندادند تا یواشکی عوض شد!
دانشجویان ایرانی هم یکی یکی به بهانه های مختلف از اروپا اخراج شدند…
سیاست تنش زدایی در منطقه هم بسیار نتیجه بخش بود. نتیجه اش شد تجاوز به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده؛ شد فاجعه منا و جان باختن صدها حاجی ایرانی؛ و شد گردن زدن روحانی برجسته شیعه و سفیر انقلاب اسلامی آیت الله شیخ نمر…
و وزیر خارجه سعودی که هنوز در تعیین جنسیت خود در مانده است، به جای عذرخواهی زبان به هتاکی علیه ایران و ایرانی گشود.
پس از شهادت شیخ نمر هم روحانی پیام داد. یک خط محکومیت اقدام سعودی. سه خط محکومیت حمله به سفارت عربستان. هرچند این حمله کار اشتباهی بود و بعدها معلوم شد کار کیست. اما پیام پرزیدنت شد یک دستاویز! دستاویزی برای حمله به جریان حزب اللهی کشور و متهم کردن آنان به تندروی. تا جایی که رهبر انقلاب شخصا وارد ماجرا شدند و از مظلومیت جوانان حزب اللهی دفاع کردند.
چند روز بعد سردسته مسببین حمله به سفارت دستگیر شد. از دفتر تحکیمی های سابق بود. از همانهایی که روحانی سنگشان را به سینه میزد. و همانهایی که سنگ روحانی را به سینه می زدند. و همه با هم حزب اللهی ها را در قول و فعل می زدند.
بگذریم…
برگردیم به توافق…
توافق شد. توافق کردند. در سالروز شهادت احمدی روشن قلب راکتور اراک با سیمان پر شد.غربی ها قبل از سیمانکاری گفته بودند در بازطراحی راکتور همکاری می کنند. بعد آن زیر میز معامله زدند…در نتیجه راکتور اراک شد موزه هسته ای!
پیچ و مهره تاسیسات هسته ای باز شد. فقط۵۰۶۰نسل اولی در نطنز ماند برای غنی سازی؛ و۱۰۴۴سانتریفیوژ در فردو تا خالی بچرخد!
اشکالی ندارد. فقط۱۸۵۰۰۰سو از ۱۹۰۰۰۰سو غنی سازی کم داریم!
نظارت های ۲۵ساله را هم پذیرفتیم.
پروتکول الحاقی را هم همینطور.
ما به سرعت به تعهدات خود عمل کردیم و غربی ها هر کار خواستند کردند.دولت هم می گفت کارهایشان مخالف با روح برجام است نه متن برجام.
فقط در همین مورد آخری(قانون ویزا) ابتدا گفتند جسم و روح یکجا نقض شده. روز بعد از تبصره”ماست مالی” استفاده کردند و گفتند جان کری به ما اطمینان داده…
امروز چند ماهی از توافق می گذرد و چند صباحی از اجرای توافق…
شواهد امر حاکیست اسب زین کرده دادیم و افسار پاره تحویل گرفتیم…
چند روز پیش سوار بر تاکسی به سمت خانه می آمدم راننده تاکسی سر صحبت را باز کرد می گفت: “پیمانکار شهرداری ام یا پول نیست یا کار نیست. مجبورم برای در آوردن پول نان سر سفره ام مسافرکشی کنم.”پرسید:”اینقدر که برجام برجام کردند چرا هیچی نشد؟!” با تلخندی از پرسش او عبور کردم و به ذکر چندجمله ای بسنده کردم.
در عین حال با خود فکر می کردم؛ شاید این رکود بی سابقه همان شکوفایی اقتصادی است که روحانی قولش را داده بود…
شاید هم از وجنات حل معضل بیکاری۴۸.۷درصدی جوانان این مرز و بوم…
در باب حل مشکل محیط زیست که هوای کلان شهرها زبان گویای ملت است.
پیرامون کار آفرینی هم روحانی راست گفته  بود.۳۰۰۰کارگر فرانسوی ایرباس  در آستانه اخراج قرار داشتند.با قرارداد اخیر هم معضل شغل جوانان کشور دوست و برادر و پلیس بد مذاکرات_فرانسه_حل شد هم اولویت Nام مردم ما یعنی نوسازی ناوگان هوایی…
به راستی هواپیمای نو و هتل هواپیماهای آنچنانی اولویت چندم راننده ایست که برای تأمین نان خانواده اش در مضیقه است؟!
یکی دو روز از تراژدی آن راننده پرسشگر نگذشته بود که بار دیگر روحانی را در قاب تلویزیون دیدم.در یک گفتگوی پسابرجامی و پس از بازگشت از سفر فرنگ.
گفتیم پای صحبتهایش بنشینیم. شاید جز حضور عزتمندانه زیر سم اسب رومی و ایجاد اشتغال برای جوانان فرانسوی سوغات دیگری هم برایمان آورده باشد.
ادامه داد…
دیدیم حرف های جالبی می زند.اینکه تنها۴۰درصد از مشکلات اقتصادی ما به خاطر تحریم هاست.اینکه امید اصلی ما به مردم است و…
همان حرف هایی را می زد که قبل از توافق از منتقدان شنیده بود. همان هایی که کم سوادشان می خواند و به جهنم دعوتشان می کرد…
اما گفتن این حرف ها الان چه فایده ای دارد؟! نوش دارو بعد مرگ سهراب…
اگر خوش بینانه بپذیریم که روحانی قبل از توافق این ها را نمی دانست، باید گفت صبح بخیر روحانی!
و اگر بپذیریم که می دانست اما خود را به ندانستن زده بود؛ که این دوگانگی بوی نفاق و… می دهد.
مع الوصف هرچه می گذرد گویی هم دولتمردان و هم مردم به یاد حرف هایی می افتند و تجربیات ارزشمندی را دریافت می کنند.
یاد آنجا که رهبر معظم انقلاب و ابر استراتژیست عصر معاصر فرمود: “من به مذاکره با آمریکا بدبینم…تنها راه برون رفت از مشکلات کنونی کشور نگاه به درون، استحکام ساخت درونی نظام و عمل به سیاست های اقتصاد مقاومتی است.”

 

انتهای پیام/م

fff
دیدگاه ها

لطفا پیش از ثبت دیدگاه قوانین زیر را مطالع بفرمایید.

  • دیدگاه خود را مرتبط با همین خبر بنویسید.
  • از توهین بر اشخاص و ادیان پرهیز کنید.
  • تکمیل تمامی فیلدها الزامی می باشد.
  • دیدگاه شما پس از بررسی و تائید نمایش داده خواهد شد.

fff fff


شبکه اجتماعی سلام نشر خبر اول خبر اول خبر fff