سروده شاعر طنزپرداز مطرح هرمزگان به مناسبت روز خبرنگار
تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
سیاسی
کد خبر : 481854
تاریخ انتشار:چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۴:۱۶| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ

سروده شاعر طنزپرداز مطرح هرمزگان به مناسبت روز خبرنگار

شاعر مطرح طنزپرداز هرمزگان به مناسبت روز خبرنگار شعری زیبا سروده است.

سروده شاعر طنزپرداز مطرح هرمزگان به مناسبت روز خبرنگار

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛به نقل از فرهنگ کده؛ راشد انصاری مشهور به (خالو راشد) شاعر، نویسنده، روزنامه نگار و طنزپرداز هرمزگان همزمان با ۱۷ مرداد شعری را به مناسبت «روز خبرنگار» سروده است.

خبر، خبر، چه خبر؟!

خبرخبر،شده روز خبرنگار مگر؟
رسیده نوبت این قشرِ وام دار مگر؟!
گرفته اند حقوق اداره کار مگر؟
بُن و اضافه حقوقی و زَهر ِ مار مگر؟

خداکند که یکی هم به دادشان برسد
«خدا کند که فقط زود آن زمان برسد»

خبرخبر، چه خبر، غیر محنت و سختی
نفس کشیدنِ مردم به زور و بدبختی
چه خوب شد که ندید این عذاب را تختی
کجاست آن که به دادِ دلم رسد لَختی

اگرچه شهره شهریم در خبر چیدن
ولیک عادتمان نیست پاچه خاریدن!

خبرنگار فقط ژست برتری دارد
همیشه حال و هوای کنشگری دارد
سری به کار مقامات کشوری دارد
ولی زسفره ِ شان سهم کمتری دارد!

دلم گرفته ولی خنده برلبم جاری ست
برای شاعرِ طناز خنده اجباری ست

خبر خبر چه خبر، غیر ِ گریه و زاری
رقیب می زند از پشت خنجری کاری
گرفته پاچه ما را سگ ِ بدهکاری
به روی لب نشود رود ِ خنده ای جاری

زمانه کرده دهان من و تو را سرویس
خدای کرده رهامان، پناه بر…(استغفرالله!)

خبرنگار که از حالمان خبر دارد
دعای بیوه زنی رویمان اثر دارد
زبان سبز و سرِ سرخمان خطر دارد
خوشا به حال مدیری که صد هنر دارد

اگر که مرد خدایید ادعا نکنید
برای مردم ایران فقط، دعا نکنید

خبرخبر، چه خبر، غیر جنگ و خونریزی
دلیل غارت ناموس ِ ماست بی چیزی
نشسته بر همه ی شهر سایه ی هیزی
حیای گربه ی شیخ است و قصه ی دیزی

خبرنگارم و غم ریشه کرده در جانم
بیا و دیگر از این بیشتر نرنجانم

خبر خبر، چه خبر، غیر ِ فقر و بی کاری
بگو به من که از این خوب تر خبر داری؟!
(یه عده خون به جگر، خسته ازگرفتاری
یه عده با ژن ِ عالی به ریش ِ ما…آری!)

همیشه دیدن ِ رنج و ستم که آسان نیست
دریغ خوردن ِ نان از قلم که آسان نیست

کمی به داد دل ِ مردمان ِ ما برسید
فقط نه این که به فامیل و آشنا برسید
به دردهای جدا مانده از دوا برسید
به وضع مجلس ِ قانونی و قضا برسید

اگر چه از همه چیز ِ شما خبر داریم
برای گفتنِ حق، باز دردسر داریم

همیشه جیب من و دوستان من خالی ست
کبوتر ِ هنر این جا اسیر بی بالی ست
نگو که شاعر طناز وقت خوشحالی ست
که حال مختلسان چون گذشته ها عالی ست

کمی به خالوی طناز ِ خویش جا بدهید….
به نصف هیکل او لااقل فضا بدهید!

خبرنگار که خیری ندیده از ارشاد
تمام دلخوشی اش بوده ۱۷ مرداد
به روی سنگ مزارش نوشته “وافریاد”
که بوده است بدهکاری اش فلان اعداد

برای شادی روحش به اَحسن الحَسَنات
علی الخصوص بخوان، حمد و سوره و صلوات!

انتهای پیام/

برچسب ها:
لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=481854
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها
نظرات بینندگان
تعداد نظرات: بدون نظر
ارسال نظر





  • نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
  • توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.

یادداشت

گفتگو

بین الملل