تبلیغات تولید ایرانی تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز

کد خبر : 346323
تاریخ انتشار:دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۷:۱۳| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ
یادداشت1/

نگاه تحلیلی بر جایگاه زن در جوامع بشری

یکى از بحثهاى جنجال ‏برانگیز و سفسطه‏ آمیزى که از قدیم الایام تاکنون در جوامع علمى مطرح و دچار نظریات افراطى و تفریطى شده، موضوع «حقوق زنان‏» است .

نگاه تحلیلی بر جایگاه زن در جوامع بشری

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز به نقل از هرمزپرس ؛ یکى از بحثهاى جنجال ‏برانگیز و سفسطه‏ آمیزى که از قدیم الایام تاکنون در جوامع علمى مطرح و دچار نظریات افراطى و تفریطى شده، موضوع «حقوق زنان‏» است .

برخى از نویسندگان و گویندگان، در دفاع از شعار آزادى زنان و احقاق حقوق آنان به قدرى راه اغراق و افراط را مى‏ پیمایند که گویا مرد و زن هیچ وجه تمایزى در مراحل مختلف تعقل و تفکر، عواطف و احساسات، توان جسمى و … ندارند .

دسته دیگر با صد و هشتاد درجه تفاوت، زنان را انسان نمی پندارند بلکه آنان را حیوان یا شیطان و ارواح خبیثه یا اشیایى ابزارگونه براى استفاده انسانها (مردها) مى ‏شناسند .

چه خوش گفت‏ حکیم بزرگ بشریت امام امیرالمؤمنین علیه السلام:«لاتجد الجاهل اما مفرطا او مفرطا .»

آرى جاهل و بى خبر از اسرار و نهفته‏ ها و نگفته‏ هاى وجودى انسان جز این نتواند بود که یا راه افراط مى‏ پیماید و یا راه تفریط .

خوشبختانه کل مدعاها و پیشنهادهاى افراط گرایانه طرفداران تساوى حقوق زنان و مردان، و نیز ادعاها و فرضیه‏ هاى تفریط مآبانه رقباى آنان در ادوار پیشین جوامع بشرى به مرحله اجرا در آمد و تجربه شد (حتى در برخى موارد، کامل‏تر و جامع‏تر) ولى ادامه نیافت و پایدار نماند . گویا تنها سر عدم موفقیت آن تجربه ‏ها، ناهماهنگى آن آداب و مقررات با مقتضیات فطرت و ناهمگونى با سنت و خلقت در جهان فطرت بود .

با توجه به این که مرد و زن در انسانیت ‏شریک اند و در ویژگیهاى جنبى از قبیل توانمندى جسمى و روانى و غیره متفاوت، برخى از اندیشمندان به مقتضاى محدود بودن دایره فکر و اندیشه بشرى منحصرا به مشترکات توجه کرده، در تمام حقوق و وظایف، معتقد به شرکت و تساوى شدند و برخى دیگر فقط به ابعاد ویژه هر یک از این دو جنس توجه کرده، در تعیین حقوق و وظایف زنان راه تفریط پیمودند . غافل از این که زن و مرد – به عنوان دو رکن سازنده و برپا دارنده جامعه – باید مانند نقش چشم و گوش و دست و پا و زبان – به عنوان اعضاى فعال و مؤثر در کل بدن – عمل نمایند; یعنى مساوات چشم و گوش در مفید بودن براى بدن، اقتضا نمی ‏کند که چشم مانند گوش، باز و بى پرده بوده در معرض برخورد با انواع آسیبها مانند باد، آب، گاز و غیره قرار گیرد و یا زبان باید مانند دست، گشاده و بى پوشش باشد و این استدلال که هر دو، عضو یک بدن مى‏ باشند پس چرا یکى باز است و دیگرى بسته; یکى رو گشاده و دیگرى پوشیده؟ ناقص و نارساست چرا که هر یک، ویژگیها و کارکردهاى مخصوص به خود دارند .

در مقاطعى از تاریخ، زنان، پستهاى درجه اول و مناصب ویژه‏اى را در صحنه حکومت، سیاست و اداره کشور خود دارا شدند و در برخى ادوار، پسران موظف به دادن نفقه به پدر و مادر نبودند ولى دختران مجبور به انجام این تعهد بودند حتى اگر موافق میل باطنى آنها نبود . همچنین مصریان به شدت، حرمت زنان را پاس مى‏داشتند تا حدى که چند شهبانو بر آنان فرمان مى‏راندند . یکى از شرایطى که در قباله ازدواج مردم مصر ثبت مى‏شد; اطاعت کامل مرد از زن بود . به طور کلى، زن در مصر باستان، فرمانرواى خانواده بود و مردان مجبور بودند دستمزد خود را بدون دخل و تصرف به خدمت‏ بانوى خانه بیاورند و زنان حق داشتند آن را بدون اجازه شوهر خرج کنند (۲) و در برخى کشورها مدیریت نظامى در اختیار زنان بود و قراردادهاى جنگ و صلح و آتش بس به امضاى آنان مى‏رسید .

و از آنجا که چنین شیوه‏ هایى در اداره امور کلان سیاسى و اقتصادى کشور و سرپرستى خانواده موفق نبود، به طور طبیعى و بدون فشار خارجى بار سنگین مدیریت ‏خرد و کلان از دوش آنان برداشته شد (یا خود زنان آن را بر زمین نهادند) و مردان برداشتند و بر دوش کشیدند .

از این رو مدیریت و مسؤولیت پذیرى زن در این سطح، نه فقط از کشور متمدن و پیشرفته مصر به کشورهاى دیگر سرایت نکرد و جهان شمول نشد، در خود مصر نیز پایدار نماند .

در حدود سه هزار سال قبل از اسلام، زن مورد بى احترامى و تحقیر و تضییع حقوق قرار داشت و در تمام این مدت اکثر اقوام و ملل «چه پیشرفته و متمدن، چه وحشى و بى تمدن و چه نیمه متمدن‏» مانند یکدیگر به زنان نگاه مى‏کردند و به طور یکنواخت‏ با آنان رفتار مى‏ نمودند .

در اغلب آیین‏هاى رایج در اقوام و ملل نیمه متمدن و حتى مترقى و متمدن قبل از اسلام، زن، انسانى بود بى اراده و تصمیم، بلکه برده وار در اختیار پدران، شوهران و فرزندان قرار داشت.

پس از بیان گذشته قبل از اسلام زن و وجود و حیات این جنس لطیف مخلوق خداوند ، ما برای اعتماد و اطمینان بیشتر به صحت و درستی احکام متقن اسلام، اشاره‏اى هر چند کوتاه به آداب و رسوم و مقررات سایر ملل و ادیان داشته باشیم تا با مقایسه اسلام با ادیان و ملل غیر اسلامى، قوت و استحکام حقوق زن در اسلام، روشن تر و واضح تر گردد .از نظر تاریخى، این مطلب مسلم است که زن در دیدگاه غیر اسلامى، حتى در تفکر معاصر غرب – که به زعم برخى، پیشرفته ‏ترین نوع تفکرات جهان بشریت در غیر ادیان آسمانى است – ، به مراتب محروم تر و مظلوم تر از مرد بوده و هست . تا جایى که در برخى از قبایل، پس از مرگ شوهر، زن را مى‏ کشتند و در کنار قبر شوهر دفن مى‏ کردند و برخى دیگر، زن را زنده در گور شوهر دفن مى ‏کردند .زن در اقوام متمدن قبل از اسلام حق تملک داشت (به سبب ارث و غیره) اما حق تصرف در مال خود را نداشت (همچون کودک و دیوانه) .

نمونه ‏هایى از برخورد ملتها با زن

هند

گرچه از روزگاران قدیم، هند داراى علم، تمدن و فرهنگ بود اما وضعیت زنان بهتر از ملل و اقوام دیگر نبود، بلکه همانند سایر ملتها، قبل از ازدواج; ملک و برده پدر و پس از ازدواج; برده و ملک شوهر بود و پس از مرگ او، زن با لباسهاى فاخر و آرایش کرده همچون شب عروسى و زفاف، همراه با جسد مرده شوهرش زنده در آتش سوزانده مى ‏شد . از مردگان خود ارث نمى ‏برد و بدون اذن و رضایت او، شوهرش مى‏ دادند . اقوام هندى معتقد بودند زن، سرچشمه گناه و سرمنشا سرشکستگى اخلاق و روحیات جامعه است و براى او، شخصیت مستقل انسانى قائل نبودند .

ایران

در ایران باستان، طبق آیین زرتشت‏ خیانت زن موجب اعدام بود و در عهد ساسانیان این حکم تخفیف یافت‏به این صورت که در اولین بار، زندانى و در صورت تکرار، محکوم به اعدام مى‏شد .

مصر قدیم

پدران از شنیدن خبر ولادت پسر، خوشنود و از شنیدن خبر دختر، بسیار افسرده و ناراحت مى ‏شدند و رنگ چهره آنان تغییر مى‏ کرد . جالب این که از ترس دختر بودن فرزند، براى شناسایى جنین، تجربیاتى داشتند و از این راه دختران را قبل از تولد سقط مى‏ کردند . مصریان قدیم با حرص تمام، اصرار بر خانه‏ نشینى زنان داشتند و زنان هرگز نمى‏ توانستند از خانه ‏هاى خود بیرون آیند جز براى خدمتگذارى کاخها و خدایان و در نهایت ‏خوارى و پستى مى‏ زیستند .

یونان

زن یونانى نمودارى از درک اسفل بود در اخلاق زندگى و در نهایت پستى و ذلت . در یونان قدیم، زن فاقد شخصیت اجتماعى بود و نقشى در تمدن درخشان آن عصر طلایى نداشت . و در خانه پنهان نگه داشته مى‏شد و در مقطعى، به صورت عشرت کده‏اى سیار به عفت فروشى مى‏ پرداخت . یکى از مورخان یونانى مى ‏نویسد:«باید نام زن هم مانند خودش در خانه محبوس باشد .»
«دموستن‏» خطیب معروف یونانى مى‏گوید:«ما زنان هوسران را براى لذت مى‏خواهیم … و همسران را براى فرزندان مشروع .»
زن در یونان قابل فروش و هبه بود و پدر همین دموستن، مادر او را به یکى از دوستان خود بخشیده بود و به قولى، سقراط نیز همسر خود را به «آلسى بیاد» خطیب قرض داده بود . و در عرف آن زمان، مرد اگر سنین جوانى را گذرانده بود، وظیفه داشت مرد جوانى را براى همبسترى زن خود پیدا کند . ولى زن با داشتن هر نوع رابطه جنسى بدون اذن شوهر، مستحق قتل بود .

در میان یونانیان، زن، مانند برده خرید و فروش مى‏شد، در برابر پدر و شوهر حق مالکیت، معاشرت و حیات نداشت . پدر یا شوهر مى‏توانستند زن و دختر خود را بفروشند و قرض یا اجاره دهند و او را بکشند .

روم

مقررات روم به مرد اجازه مى‏داد حتى زن خود را به قتل برساند . البته با پیشرفت تمدن روم سختگیریها بر زنان اندکى تخفیف یافت و آزادى نسبى به آنها داده شد . اما در عوض، فساد و فحشا و هرزگى زنان، رواج فراوانى یافت .

در تمدن روم که چهار قرن قبل از میلاد پایه‏گذارى شد، زنان، جزء جامعه بشرى و حتى عضو خانواده نبودند . خانواده فقط از مردان تشکیل مى‏شد و زنان حق شکایت در دادگاه را نداشتند . همچنین مجاز به داد و ستد نبودند و معاملات آنها رسمى نبود و ثبت نمى ‏شد و حتى اگر مردى مصلحت را در کشتن زن مى‏ دید رایش نافذ بود و مانعى براى اجراى تصمیمش وجود نداشت .

آشوریها

از آداب و رسوم آنان مى‏توان به این موارد اشاره کرد: اگر جرم زن از نظر اسراف و تبذیر در اموال شوهر در دادگاه ثابت مى‏شد شوهرش حق داشت او را در آب غرق کند .

در سرزمین «بابل‏» مرکز تمدن کلدانیان و آشوریان سالى یک بار، دخترانى را که پا به سن زناشویى گذاشته بودند در یک جا جمع مى‏ کردند و هر یک را بر حسب زیبایى، به نرخى مى‏ فروختند .

چین

در دوران بسیار دور، در میان اقوام و ملل چینى هیچ اثرى از فرهنگ و تمدن نبود حتى فرزندان پدران خود را نمى ‏شناختند، فقط مادران خود را مى ‏شناختند (همچون حیوانات) . تا این که شخص حکیمى به نام «فوه سى‏» درگذشته به سال ۲۷۳۶ قبل از میلاد، دستورات و مقرراتى براى زندگى اجتماعى آن روز تنظیم نمود و تا حدى به اوضاع و احوال آشفته مردم سر و سامان داد .
ولى با کمال تاسف، سهم زن از آن تمدن و فرهنگ، جز فرمانبرى برده‏وار (بدون داشتن هیچ حق اعتراضى) چیز دیگرى نبود . قبل از ازدواج مى‏ بایست از پدر اطاعت کند و بعد از ازدواج، تحت اوامر شوهر باشد و پس از فوت او، زیر نظر پسر بزرگ خود . در آن تمدن براى دختران، سهم الارث وجود نداشت; زیرا دختران را فرزند نمى‏دانستند .

 

ادامه دارد….

 

انتهای پیام/

 

لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=346323
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

6,251 Spam Comments Blocked so far by Spam Free Wordpress

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

یادداشت

گفتگو

بین الملل