تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
کد خبر : 279835
تاریخ انتشار:چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۳:۱۹| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ
گفتگویی با فعال انقلابی:

روحیه انتقام از ساواک در سال ۵۴ بی نظیر بود/هرچه سابقه دارم از مرحوم عباسی است

حجت الاسلام قنبر درویشی از انقلابیون استان هرمزگان است که در خاطراتش تمامی صحنه های انقلاب را بیان می کند.

روحیه انتقام از ساواک در سال ۵۴ بی نظیر بود/هرچه سابقه دارم از مرحوم عباسی است

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز به نقل از فرهنگ کده ؛از سابقه ظلم ستیزی مردم رودان در سال ۱۳۱۷ توسط صامتی بزرگ و شیخ قدسی و محمد غفوری در میناب شروع می کند تا ۱۳۴۶ به مرحوم عباس عباسی و مرحوم مظفری می رسد و خودش و دیگران ، بررسی کرده و می گوید: شعله های انقلاب در هرمزگان بیشتر از کرمان وجود داشته و روحانیون ما در آنجا هم سخنرانی های داغ می کردند آنچه که این اندک ورق ها را دربر گرفته روایتی کوتاه از حدیثی مفصل است.

 

 

هرچه سابقه دارم از مرحوم عباسی است

 

آیت الله دکتر قنبر درویشی به بیان خاطرات پس از انقلاب خود را اینگونه روایت می کند : من در سابقه علمی مبارزاتی هرچه دارم به مرحوم عباسی بر میگردد ، بعد از اوطلبه شدم و از یزد به قم رفتم و آقای عباسی از یزد به شیراز رفته بود و به  قم  آمد ، برای اینکه سه نفرمان(من، عباسی و غفوری ) با هم باشیم در قم جای مناسبی پیدا نکردیم ، مدرسه لاله زاری تهران یک سال درس خواندیم بعد به مدرسه حجتیه قم رفتیم ، پایگاه روحانیون مبارز هرمزگان در قم اتاق عباسی بود.

 

دیگر چهره های شناسایی شده ساواک بودیم و  اگر علنی کار می کردیم سریع گرفتار می شدیم ما در کلیات مبارزه حضور داشتیم  ، کادر سازی می کردیم ، رهبران انقلابی را که مرحوم مظفری می گفتند از قم برای سخنرانی می آوردیم ، تلاش می کردیم کسانی مثل شهید حقانی را برای ماندن در بندرعباس بیاوریم.

 

ما در قم مستقیما با  برادر امام خمینی ارتباط داشتیم و سالهای ۵۶ به بعد بخاطر ارتباط آقای عباسی با علماء یزد هم بزرگانی را از آنجا برای سخنرانی هماهنگ می کردیم همان سالها هم در میناب سخنرانی پیرامون ولایت فقیه بسیار داشتیم و از این مسجد به آن مسجد مثل راهپیمایی دنبال ما می آمدند و با لباس مبدل به رودان ، جاسک و هرمز می رفتیم و حدود ۵۰ موتور سوار همراهمان می آمدند.

 

بازداشت های سه نفره

 

در سال ۱۳۵۲ برای بار دوم در مراسم شهادت آیت الله سعیدی همراه آقایان عباسی و غفوری بازداشت شدیم  (اولین بار، باهم دستگیر شده بودید) بعد از آن هم در مدرسه فیضیه دستگیر شدیم ، یادم  است شهید موسی درویشی هم از هرمز بخاطر انقلاب به حسن آباد تهران تبعید شده بود که فرار می کرد و به  دیدن ما قم می آمدند.

 

اواخر سال ۱۳۵۴ در میناب با آقای مجیدی دستگیر شدم که در آن سال در شهرهای دیگر کشور دستگیری روحانی کمتر بود سال ۱۳۵۶ براس سومین بار در میناب دستگیر و بعد از ۲۰ روز که حاج آقا مظفری و متین ۲۰ هزار تومان وثیقه جور کردند و به پدرم دادند آزاد شدم ، بارهای دیگر در بروجن ، شیراز و کهنوج (مابرای تبعید ها پول جمع می کردیم و می بردیم در آن سفر هم از پیش امام خامنه ای و حجتی کرمانی که در ایرانشهر و آقای مکارم که در چابهار بازداشت بودند برمی گشتیم) گرفتار شدیم.

 

آخرین باز هم طی دستور دستگیری سراسری مبارزان کشور همراه با حاج مظفری – عباسی- متین- غفوری- زائری- میرخلیلی- فلاحتی-عبدالله زاده ها –عراقی زاده-فرج زاده-داوودی- اسلام زاده-موسی درویشی –محمد رزم-خلیل قاسمی –قنبر سلامتی- عزیز زارعی-طالب ذاکری و خیلی دستگیر شدیم که بعد از چند روز اکثریت آزادشدند.

 

من و حاج آقا عباسی زندانی بودیم تا ۲۶ دی ۵۷ که شاه فرار کرد رییس شهربانی آمد گفت : این آقا (یک ساواکی) ضامن شما آزادید! آقای عباسی گفت :ما نمیخواهیم آزاد باشیم … با اصرارآزاد شدیم، آقای مظفری گفتند فردا بروید میناب وقتی رفتیم با استقبال مردم روبه رو شدیم.

 

دیدار با امام خامنه ای

در سال ۵۶-۵۷ بود که خدمت  امام خامنه ای رفتیم برای کسب اجازه برای برپایی راهپیمایی ها ، گفتیم مطمئنامردمی کشته می شوند و جواب خون را نزد خدا نمیشود داد ایشان اجازه دادند و شهرهای رودان و میناب بخاطر حضور روحانیون زمینه مبارزه را داشتند.

 

روحیه انتقام از ساواک در سال ۵۴ بی نظیر بود

یک هفته ای از بازداشت مان ( من و مجیدی) می گذشت که بچه ها برای انتقام گرفتن و ضربه زدن به ساواک به صورت یکی از نیروهایشان اسید پاشیده بودند و همان روز آنقدر ما را زدند که بیهوش شدیم ، ساواک دنبال عوامل اجرایی آن «حاج چمل سالاری ، حاج علی خاکساری ، حاج فرج الله محبوبی ، حاج قنبر شریفی ، حاج علی عباسی نسب و عیسی عشقی و علی عباس نسب گفتند:شما بنویسید ما امضاء می کنیم آنها هم نوشته بودند ( این ها را عشقی تعریف کرد در زندان):بعد از دستگیری درویشی و مجیدی ما به اتفاق این آقایان برای انتقام از ساواک پول جمع کردیم به عیسی عشقی دادیم.

 

شکنجه های قپونی

در یک دوره از بازداشت ها ۲۰ ماه در شهربانی انفرادی و ا ماه هم در کرمان زندان بودم بعد از ۱۱ ماه در دادگاه بندرعباس برای اول تبرئه شدم و در دادگاه دوم به یک سال زندان محکوم شدم که یک ماه بعد که شد ۱۲ ماه ، آزادشدم و طی ۸ ماه هرروز اداری غیرتعطیل ما را به ساواک می بردند برای شکنجه شلاق و کابل ، قپونی و ریش هایم را می کندند.

دست هایمان را زیر دوپا می گذاشتند گردنمان را پایین می آوردند دستها را پشت گردن دستبند می زدند بدن کاملا جمع میشد مثل توپ و لگد نثارمان می کردند.

 

انتهای پیام/

لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=279835
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها
نظرات بینندگان
تعداد نظرات: بدون نظر
ارسال نظر





  • نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
  • توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.

یادداشت

گفتگو

بین الملل