رسانه ها در حاشیه جریان تصمیم سازی دولتمردان/ افکار عمومی درانتظار روشنگری مسئولین می باشند
+ پ -
  • پنج شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۱
  • خبرنگار
  • دیدگاه‌ها برای رسانه ها در حاشیه جریان تصمیم سازی دولتمردان/ افکار عمومی درانتظار روشنگری مسئولین می باشند بسته هستند
  • گروه
  • 339152
رسانه ها در حاشیه جریان تصمیم سازی دولتمردان/ افکار عمومی درانتظار روشنگری مسئولین می باشند

رسانه ها در جریان تصمیم سازی دولتمردان در حاشیه و یا نسبت به اتفاقات در جامعه نامحرم می باشند که با تکیه بر روابطی از پیش تعریف شده آنان را مجاب می نمایند که فقط دیدگاه های تصمیم سازان و سیاست گذاران را خبر رسانی نمایند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛ به نقل از  رفتارنیوز، چند صباحی است که افشا فیش های حقوقی با ارقام نجومی انگشت حیرت هر دوست و بیگانه ای را به دهانشان گذاشته است. در هر محفل و منزلی نقل محافل، گمانه زنی در شیوه محاسبه و تعین مبالغ است قریب به اتفاق خروجی مباحث خیلی جالب است یکی از منظرگاه قاعده و قانون، دیگری از بعد دین و مذهب،آن یکی از بعد اخلاق و عرف و در نهایت هر کسی در وسع فهم و آگاهی خود موضوع را بررسی و کار را شناسایی می کنند.

 

اما آنچه مبرهن و واضح است داستان محاسبه مزایا و پاداش مدیران با هر کیلی در قالب تصاعد ریاضی و در حالت های خاص برای نظر کرده ها نظام محاسبه و پرداخت را با تصاعد هندسی و شاید هم یکبار با این و یک بار هم با آن محاسبه می نمودند تا کمترین حق و حقوق از هیچکدام از مدیران ضایع نشود. نتیجه این همه تعهد و قدرشناسی ذهن ها را به کما برده و افکار عمومی جامعه را به چالش کشانده است.

این موضوع همچون بختکی آزار دهنده می ماندچرا که با این وضعیت بد اقتصادی و سخت شدن معیشت مردم و مشکلات روزمره به همراه با فشارهای اقتصادی، جای تعجب و تردید است که چطور بعضی از مدیران حقوق های این چنینی با مزایای آنچنانی دریافت می نمایند.

 

به وضوح می توان گفت انصافا این اتفاق وجدان عمومی جامعه را جریحه دار نموده است. افکار عمومی برای توجیه و تشریح هنر مدیریت آنها عاجز شده و دستگاه های نظارتی متحیر و سرگردان هستند. چگونه به یک باره این چنین موضوعی با این وقاحت هویدا و عیان شد در گام های بعدی موضوع آزار دهنده می شود و ذهن را به چالش می کشاند و سئوال های بی پاسخ نای هر آدم منصفی را می برد.

 

به راستی نقطه شروع و آغازین این کاستی درکجاست. هر چند که با یک نگاه ساده می بینیم خلاهای قانونی یکی از مهمترین عوامل در پیدایش و شکل گیری این گونه اتفاقات است و اگر این روند بدقت بررسی شود موارد خلاف قانون آن به سادگی نمایان می شود. خیلی آرام بگویم شاید هم اصلا در قالب قاعده و قانون باشند که بخش عمده آن هست. با این اتفاق افتاده، ذهن آدمی متوجه یک حکایت تاریخی و داستانی که در خصوص بازی شطرنج نقل شده است، می شود؛

 

گویندکسی برای اولین بار این بازی را به پادشاه وقت ارایه کرد و سلطان از بازی لذت برده و مشعوف شد و در عالم رندی در ازای حق الزحمه این بازی به معلم فن تعارف کردو گفت چه حاجت و درخواست از قبله عالم دارد و آن فرد رندانه تر زبان به بازی گشود و هندوانه زیر بغل سلطان کرد سر زبانی خواست او را از این جسارت معذور دارد و خود هر آنچه اراده کند صله بخشد اما در ادامه این اصرار و ابرام پادشاه، عاجزانه از او خواست به اندازه خانه های شطرنج بصورت تصاعد هندسی برایش گندم بدهند.

 

بیچاره سلطان زور داشت و به هرکسی اراده می کرد بی حساب زر می داد و کتابت را دیگری می نگاشت و از خیلی چیزا هم خبر نداشت با دست دلبازی دستور داد اطاعت امر شاه کنند و این هدیه نا قابل را به همراه سایر هدایایی که سلطان خود شخصا مقرر نموده سریع آماده کرده و به آن فرد اعطا کنند. سلطان از این اندازه شکسته نفسی آن فرد در حیرت بود و از این همه درویشی و مناعت طبع و قناعت و دستمزد نا چیز و حجب و حیا آن شخص به اطرافیان و حاضرین داستان سرایی می نمود. ولی بعد از محاسبه متوجه شدند که چی گفته و چی خواسته است.

 

اگر در نظام پرداختی دقت کنیم علی الظاهر دریافتی های افراد از روی قواعدی است که در سیستم نظام پرداختی تعریف شده است و امروز نیاز است که یکبار دیگر نظام پرداختی از نو تعریف تعریف شده با یک خانه تکانی از نو اصلاح و باز بینی شود چون اشل پاداش و مزایا در ایامی سابق بر این تعریف شده و ارقام تعریف شده در آن زمان شاید متناسب اوضاع عمومی جامعه بود ولی با این نقطه شروع آغازی در وضعیت عمومی جامعه فعلی نه تنها ایده آل نیست بلکه خود مخل نظم و نظام وضع موجود است و امروز دیگر نمی تواند نقطه شروع برای رسیدن به مطلوبیت نهایی در پرداخت ها باشد.

 

در واقع بنچ مارک این موضوع، امروز جابجا شده است و نیاز داریم در حوزه قانون گزاری نمایندگان مجلس یک بازنگری عمیق کنند و زیر ساخت های این قواعد و آییین نامه ها را به دقت مورد بحث و بررسی قرارداده و قانون را آبدیت نمایند.

اما از دستگاه های نظارت و کنترل پیش از این انتظار می رفت با توجه به اینکه در روند جریان امور بوده و هستند با ابتکار عمل و پیشنهادات موثر خود باری را از دوش دولت و جامعه بر می داشتنند هر چند که جایگاه دانش علوم انسانی در خلاهای قانونگزاری و راه های دور زدن قانون هر روز بیشتر و بیشتر لمس می شود این موضوع در این چند دهه مورد غفلت واقع شد و ثابت گردید که جای خالی علوم انسانی را با هیچ چیز دیگری نمی توان پر کرد. اما براستی هنر مدیریت این افراد چیست.

 

آیا شیوه و دانش خاصی دارند، اگر این، طور دیگری بود به تحقیق نباید وضع ما اینگونه می شد چون این وضعیت معیشتی در شان جامعه اسلامی ما و شایسته ملت ایران نیست، که ما امروز شاهدیم مشکلات به همه ابعاد زندگی مردم چنبره زده است.

به تحقیق شیوه زندگی شهروندان و روابط ساری و جاری در جامعه، محصول تدبیر و تدبر این مدیران می باشد و هرگز نمی توان تصمیمات مدیران را در حاشیه و بی تاثیر در معیشت شهروندان و سعادت جامعه و کمال انسان ها دانست.

 

اما به ناگهان این خبر تاسف بار به یکباره همچون یک غده چرکین سر باز کرد و همه چیز را در هم ریخت که اصلا چرا باید این افراد به خودشان این اجازه را می دادند تا این مبالغ غیر قابل تجسم و نجومی را از بیت المال و خزانه بر داشت کنند. آیا حقوق دریافتی این افراد با حقوق دریافتی مدیران و شخصیت های موثر در عرصه های بین الملل قابل قیاس و مقایسه است. اینان در کجای این نمودار قرار می گیرند ای کاش خود این افراد می آمدند و توضیح می دادند که آیا حقوق دریافتی اینان در شان جایگاه شان بود و حتی تناسبی که با رویکرد به آن، اینان خود را ذی الحق دانسته و مستحق دریافت این مبالغ می دانند را اگر به افکار عمومی جامعه توضیح می دادند چقدر خوب بود و آنگاه که میزان واقعی این اعداد و ارقام و وزن و تاثیر شان در ردیف های بودجه روشن می شد و معلوم می گردید که با این ارقام چه کارهایی را می توان انجام داد.

 

و این رقم ها چه تاثیری می توانست در بهبود وضع معیشتی مردم داشته باشد چون تا الان خیلی ها از عدد و رقم واقعی این موضوع و سرجمع این مبالغ خبر ندارند. اما یک سئوال مهم و بزرگی که در ذهن هر کسی که این خبر را می شنود تداعی می شود عبارت است از اینکه واقعا این مدیران در سازمان های خود چه اقدامات شاقی را انجام می دادند و چه دستاوردهای بزرگی را برای سازمان مربوطه کسب نموده اند که شایسته این همه دریافت فله ای می باشند به راستی اشل محاسبه حق الزحمه و حقوق این افراد(مثلامدیران عزیز و لایق) چی بود آیا یک اصول و قاعده خاصی که سازمان متریک صرفا برای این گونه موارد تعریف کرده است و کسی از آن خبر ندارد.

 

استفاده می شود یا از واحدهای متعارف اندازه گیری سطح و یا حجم و جرم و انرژی و . . . بشکل خاصی استفاده می کنند. اصلا اگر قطره ای و یا وجبی و حتی با انداختن لنگه کفش و . . . هم بخواهیم حساب کنیم نتیجه این نمی شود. براستی هنر اینان چیست، اگر اینان صاحب سبک خاص و اندیشه ای نو در این حوزه می باشند پس لازم است که تز و دکترین این افراد در علم مدیریت در قالب اندیشه های جدید و تئوری های مدرن در مراکز علمی و دانشگاهی ایران و جهان تدریس شود.

 

حتی لازم است این بزرگواران یک سری به دانشگاه هاروارد بزنند تا بتوانند به جامعه علمی و جهان بشریت خدمتی کرده و ثوابی برده باشند، البته خوب می دانیم که هنر اینگونه مدیران با هر عقبه ای منتسب به هر حزب و باند و جناحی و گروهی که باشند، فقط غارت است. هرگز نمی توان اسم اینگونه مبالغ را حق الزحمه و یا حقوق، شان کارمندی گذاشت.

 

بدلیل اینکه همواره حق الزحمه و دستمزد چیزی است که قابل انطباق به میزان زحمت کشیده شده باشد، آیا واقعا این ارقام و اعداد قابل انطباق با میزان زحمت و تلاش مدیران مذکور می باشد؟ آیا واقعا این میزان حقوق دریافتی مدیران با میزان حقوق کارکنان آن سازمان تناسبی دارد که بتوان با مقایسه بین آنها، این موضوع را توجیه کرده و توضیح داد.

 

هر چند که خیلی ها دوست ندارند بیشتر از این در حوزه غور شود و دولتمردان و یا کسان دیگر بیشتر آنطوریکه از رفتارهایشان مشخص است از این وضعیت شوکه شده اند که یکباره می گویند ما نباید برای توضیح به ملت عزیز صرافت داشته باشیم و زبانمان در صورت نیاز به عذر خواهی از مردم نباید به پته پته بیفد. البته این هم حرفی است که می توان حداقل به شنیدنش دلخوش شد.

 

و اینکه یک مدیر ارشد می گوید؛ اگر نیاز باشد باید به مردم توضیح داده و پاسخگو باشیم. قابل تقدیر و احترام است به شرط آنکه در این فاصله به دنبال مسبب تراشی نرویم. و برای توجیه این اشتباه و خطا بدنبال دعا نویس و سرکتاب باز کردن و رمال نباشیم. دولتمردان در عمل تنها به این بسنده می کنند که در حال تهیه و تنظیم یک پیشنهاد به مجلس شورای اسلامی هستند.

 

تا در آینده مجددا این گونه اتفاقات به این شکل و یا در اشکال جدیدی در جامعه رخ ندهد. البته جامعه هم انتظار بیشتر از این ندارد، که در کشور ما هم مثل بعضی از کشورهای دنیا، ریئس دولت و یا وزیران مربوطه بیایند و از سمت خود استعفا بدهند و یا انتظار نداریم از کارهایی مشابه رفتار بعضی از مسئولین خطاکار ژاپنی و کره ای یا چینی که در کار خود کوتاهی نموده اند، انجام بدهند ولی این انتظار را داریم که تدابیری اندیشیده شود که این خطاها و اشتباهات دیگر باره به این وقاحت و زشتی دوباره تکرار نشود واین سوژه یک سریال تکراری نباشد و حداقل مبالغ بیت المال که اینگونه غارت شده است به بیت المال برگردانده شود.

 

مسئولین باور کنند که مردم و افکار عمومی جامعه منتظر روشنگری هستند ولی نه به بهای توجیه و فرافکنی و تنها اکتفا کردن به اینکه این ماحصل خطای دیگران است آن هم بعد از چندین سال که از عمر دولت سپری شده است و به سلامتی که می رود، بعد از چند ماه دیگر، شاهد تحویل صندلی خدمت به دولت دوازدهم باشیم. البته همه دولت ها از هر خاستگاهی که در جامعه باشند برای ملت محترم و عزیز می باشند چون منتخب ملت می باشند و هرگونه دهن کجی به منتخب مردم دهن کجی به شعور سیاسی مردم است هر چند که این موضوع نمی تواند، مانع نقد منتقدین دلسوز باشد و آنها را از نقد رفتار دولتمردان باز دارد.

 

اما سئوال اینجاست چرا یکباره این موضوع به این شکل خودش را نشان داد. به نظر می آید اگر افکار عمومی و رسانه ها همیشه در کنار دولتمردان و مسئولین حضور داشتند و برای رفتارهای سازمانی کارکنان دولت همیشه ناظر و محرم و منتقد دلسوز باشند، هیچوقت در جامعه ما شاهد اشتباهات و خطاهای بزرگ حداقل، تکراری نمی شویم و حداقل متخلفان به این بزرگی، تکراری و سریالی، خطا نمی کردند.

 

چون هر از چند گاهی کسانی که مرتکب خطا و اشتباه می شوند خود را در آیئنه افکار عمومی رصد کرده به مراتب، مراقب رفتار و عملکرد خود می شدند. و هرگز این گونه موضوعات به این صورت در جامعه دیده نمی شدند. رسانه ها در بیشتر مواقع در جریان تصمیم سازی دولتمردان در حاشیه هستند و یا اینکه نسبت به اتفاقات در جامعه نامحرم می باشند و یا با تکیه بر روابطی از پیش تعریف شده کنترل شده و محدود آنان را مجاب می نمایند که فقط دیدگاه های تصمیم سازان و سیاستگزاران را خبر رسانی نمایند.

 

و نه اینکه خودشان دست به عمل شده و خبر سازی کرده و تولید دانش در حوزه فضای عمومی جامعه نمایند. بدون کوچکترین اغماض و تعارفی باید بگوییم، نقد و بررسی نظرها برای بعضی از مدیران آزار دهنده و یک تابو بوده و جزو خط قرمز آنها است و از آنجایئکه معیشت تلاشگران رسانه ها و جراید، دل در گرو معیشت روزانه و زندگی روزمره خودشان است.

 

حضور رسانه ها در عرصه های سیاستگزاری و تصمیم سازی را با چالش جدی مواجه ساخته است و در طول این مدت هم ثابت شده رسانه های منتقد به روز، مقهور دولتمردان زمان خودشان می باشند و هیچ دولتمردی حوصله شنیدن انتقاد را بر نمی تابد و به این دلیل بیشترین نقد نظرها در جامعه رسانه و علی الخصوص مطبوعات، تاریخ گذشته و کم تاثیر هستند و اگر بخواهند رفتارها و کارکردهای دولتمردان معاصرخود را در هر تاریخی وابسته به هر حزب، جناح و گروه سیاسی با هر گرایشی که باشد را بروز نقد کنند مورد خشم و غضب و یا بی مهری دولتمردان شده و متهم به سیاه نمایی و سایر موارد می شوند و احتمال و شایدهای زیادی بر سرنوشت آنها متصور می شود.

 

اما واقعیت امر این است که رسانه ها رکن چهارم توسعه در جوامع می باشند و در هر جایی که رسانه ها در صحنه حضور جدی دارند خطا و اشتباه در سیاست گذاری های دولتمردان کمتر مشاهده می شود. خطای ایشان به حداقل ممکن کاهش پیدا می کند و این واقعیت غیر قابل اغماض است که ما برای تربیت مدیران و پرورش هر یک از آنها هزینه های زیادی صرف می نماییم. و جامعه حق دارد بعد از این همه هزینه کرد از محصول فکری شهروند ارتقا یافته به این جایگاه بهره مند شود و باید بدانیم فساد در سطح مدیریت و زمانیکه یک مدیر خراب از آب در می آید در هر سازمانی که باشد یعنی هزینه هایی که برای تربیت آن مدیر صورت پذیرفته است و سرمایه هایی که برایش هزینه شده تلف شده و این یک برنامه شکست خورده است و این وضعیت موجب فساد سایر نیروها و سرخوردگی در جامعه می شود.

 

ما باید با رصد و حضور رسانه ها در کنار مدیران میزان خطا و اشتباه آنها را به حداقل حد ممکن خود تقلیل دهیم. و به همین علت است که ما بیشترین انتقادها و نقدها را همواره بعد از اینکه تاریخ مصرف دولت ها و یا در عرصه مدیران هم بعد از اتمام عمر آنها شاهد بوده و دریافت می کنیم، که در این صورت این نقد و بررسی ها بیشتر جنبه گله گذاری از دولت ها و یا مدیرانی که عمرشان تمام شده و گاها به تاریخ پیوسته اند را دارد و هیچ تاثیری در رفتار و سیاستگزاری دولت های وقت و یا مدیران معاصر ندارد، الا اینکه همین مباحث خود موجب می شوند.

دولتمردان و مدیران وقت دست و بالشان در فرافکنی مشکلات و اشتباهات باز شود تا آنان بهتر بتوانند در این حاشیه امن، ولو موقتا ایجاد شده به راحتی از زیر باز مسئولیت ها فرار کنند و همه مشکلات را متوجه دیگران نمایند و تنها به این بسنده کنند که به دولتمردان و یا مدیران قبل و ماقبل از خودشان، همانند سایر مردم انتقاد دارند.

 

به همین علت است که ما در بعضی مواقع می بینیم بعضی از دولت ها بعد از اتمام چهار سال از دوران حاکمیت خود تازه در حال نقد و بررسی خطاهای دولت های قبل و ما قبل از خودش بوده و به انتقادهای بی پاسخ بسنده می کنند و حتی در متینگ های قبل و بعد تبلیغاتی خود برای دور جدید هم به جای بیان کارکردهای خود و ارایه برنامه های خود اگر داشته باشند، فقط به ارایه کد و آوردن دلیل که قبل آنها، دیگران هم خطاهایی کرده اند.

در نهایت می بینی هنوز گرفتار نبش قبر سیاسی مسایل تاریخ مصرف گذشته و بی اهمیت و یا به بیان خاطرات و نوستالژی های خود اکتفا می نمایند. براستی وضع معیشتی مردم چیزی است که بتوانیم با نقل خاطره و امیدوار ساختن، آرامش و اطمینان را به شهروندان خود القا نماییم.

 

و یا اینکه بتوانیم با نقل حکایت های گلستان و بوستان چرخ زندگی مردم را بچرخانیم. و تنها به این اکتفا کنیم که دیگران خطا داشته اند. و برای اینکه شجاعت را فراموش نکنند به خواندن شاهنامه اکتفا کنند.

 

امید است افراد دلسوز و متخصص به کمک قانون گزار رفته و این فرصت را غنیمت شمرده به این پرداخت ها پایان دهند. باشد که روزی قانون با رویکردی جامع و مانع بیاید و در محور همه رفتارها و رویکردها در جامعه قرار بگیرد.

 

 

انتهای پیام/

fff
دیدگاه ها

لطفا پیش از ثبت دیدگاه قوانین زیر را مطالع بفرمایید.

  • دیدگاه خود را مرتبط با همین خبر بنویسید.
  • از توهین بر اشخاص و ادیان پرهیز کنید.
  • تکمیل تمامی فیلدها الزامی می باشد.
  • دیدگاه شما پس از بررسی و تائید نمایش داده خواهد شد.

امکان ارسال نظر وجود ندارد


fff fff


شبکه اجتماعی سلام نشر خبر اول خبر fff
 

یادداشت
گفتگو
وبلاگ