تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
سیاسی
کد خبر : 382399
تاریخ انتشار:سه شنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۶| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ
یادداشت/ محمد تقی زاده

دارالفنون خدمت یا خیانت به علوم انسانی

یکی از انتقاداتی که به امیرکبیر گرفته می شود این است که وی به جای وارد کردن مدرنیسم، مدرنیته را وارد ایران کرد یعنی به جای وارد کردن کل اندیشه جامع نوگرایی، فقط نظام و پوسته ظاهری ان یعنی جنبه سخت افزاری آن را آورد که صرفا برای صنایع نظامی و دفاعی و احتمالاً پزشکی راهگشا بود.

دارالفنون خدمت یا خیانت به علوم انسانی

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛میرزا محمد تقی خان فراهانی  معروف به امیر کبیر یکی از صدر اعظم های معروف دوران قاجار بوده که در ۳سال و ۳ ماه دوران تصدی خودش دست به اصلاحات بنیادی درکشور و جامعه ایرانی زد. امیرکبیر در دوران کوتاه صدارت خود، خدمات شایانی برای جامعه و فرهنگ و تمدن ایران انجام داد. از جمله این خدمات تاسیس مدرسه دالفنون است که ایشان در این مدرسه به تعلیم مباحث مهندسی و فناوری های نو برای ایرانیان پرداخت.

مدرسه ای که توسط صدر اعظم دربار شاه  در تهران پایه گذاری شده  و دارای هفت شعبه بوده است. اولین دانشجویان و دانش پژوهان این مدرسه شاهزادگان قاجاری بودند. در دارالفنون اصول علمی جدید و دانش‌های مهندسی، پزشکی و فنون به جوانان آموزش داده می‌شد و بسیاری از معلم‌های آن از اروپا و به ویژه از کشورهایی چون اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه به کار گرفته شده بودند.

برخی گفته اند تأسیس دارالفنون  پس از تلاشهای بسیار امیر کبیر در ۵ ربیع‌الاول ۱۲۶۸و فقط ۱۳ روز قبل از قتل امیرکبیر افتتاح شد.

با آنکه دوران صدراعظمی امیر کبیر تنها ۳۹ ماه دوام داشت. اما او توانست در همین مدت کوتاه سنگ بنای دولتمداریی را برجای بگذارد که در تمام دوران سلطنت قاجار پیش و پس از او سابقه نداشت.

علت ساختن دارالفنون توسط امیر کبیر

همان طور که می دانید در گذشته شیوه تعلیم و تربیت در ایران به شکل امروز ی نبود بلکه به شکل سنتی یا مکتب خانه بود . پس و پیش از دارالفنون نیز مدارسی وجود داشته‌اند اما سبک آنها با دارالفنون بسیار متفاوت بود.

امیرکبیر پس از جنگ ایران و روسیه که برتری دشمن کاملا نمایان گشت به این نتیجه رسید که باید برای کارامد شدن  و موفق بودن در جنگ و دیگر عرصه های اجتماعی باید توان نظامی و تکنولوژی ایران ارتقاء دهد و این در صورتی تحقق پیدا می کرد که یک نگرش جدیدی به سیستم تعلیم و تربیت داشته باشد و این سیستم را متحول و کامل تر کند .  برخی هم می گویند شاید هم ساخت دارالفنون در عثمانی (ترکیه) که سه سال پیش صورت گرفت «امیر» را به این فکر انداخته باشد.

ولی به هر حال  از اهداف اولیه دارالفنون اموزش و تربیت نیروی نظامی کشور بود تا بتواند نظم را در رأس امور کشور برقرار کند. تاثیر دارالفنون بر تحول امور فرهنگی و تربیتی کشور بسیار چشمگیر بود و در واقع نقطه عطفی در تعلیم و تربیت کشور به حساب می‌آمد. پس از دارالفنون نیز کم‌ کم بر تعداد مدارسی که به روش اروپاییان فعالیت می‌کردند افزوده شد.

فکر تاسیس دارالفنون از آنجا ریشه گرفت که امیرکبیر اندیشید برای رعایت قوانین و رسیدن به آزادی باید به امور مملکت نظم دهد. چرا که در زمان قاجار، ایران صحنه آماده‌ای برای یکه تازی دولت‌های خارجی به شمار می‌رفت. به ویژه پس از معاهده ترکمن چای ایران دچار آشفتگی عجیبی شده بود و نظم، قانون و آزادی تقریبا معنایی نداشت.

امیر کبیر به دنبال تحول اساسی بود که به وسیله خود ایرانیان  و با توجه به اندیشه خودشان انجام بگیرد. دانشجویان و افرادی که به خارج فرستاده می‌شدند یا خیلی کم  بود یا آنقدر مهارت کسب نمی‌کردند که در مملکت خود مفید واقع شوند. بنابراین کشور به افرادی  نیاز داشت که به علوم روز اشرافیت داشته باشند. پس برای تامین نیروی فرهیخته به فکر احداث دارالفنون افتاد. ایشان معتقد بود که با فرستادن افراد به خارج تنها یک نفر آموزش می‌بیند در حالی که با آوردن معلمانی به ایران چند نفر آموزش و تعلیم خواهند دید و هریک با گذشت زمان خود معلمانی خواهند بود که می‌توانند شاگردان دیگری تعلیم دهند.  و اینها می توانند شاگرد پرور باشند .همه این نیازها دست به دست هم دادند تا دارالفنون شکل گیرد.

دورس ارائه شده در دارلفنون

دارالفنون در واقع همان پلی تکنیک غربی‌ها بود و در آن انواع فنون یا مجموعه‌ای از دانش ها اموزش داده می شد .مواردی که در وهله اول با ارتش ومسائل نظامی مربوط می شد. مثلا در ایران و برای اولین‌بار در این مدرسه طب تدریس شد. اما در واقع دروسی که بیشتر در دستور کار قرار داشت عبارت بودند از : آموزش نحوه مداوای بیماران جنگی، تدریس علوم نقشه‌ برداری و یا ریاضی برای نقشه‌کشی عملیات جنگی، شیمی، معدن‌کاری و ساخت مواد محترقه و منفجره.

به همین دلیل بود که در دارالفنون ازبعضی از دانشها  و فنون غیرمرتبط با نظام به طور مطلق خبری نبود. البته بعدا علوم متفرقه دیگر هم به این مدرسه راه یافت و گسترش بیشتری پیدا کرد. مثلا درس‌های مربوط به کارخانه‌های شمع‌سازی، بلورسازی، کاغذسازی و چاپخانه که اصولا خود شاگردان مدرسه در گرداندن آنها نقش داشتند و حتی کتاب‌هایی تألیف، ترجمه و چاپ می‌کردند. همین شاگردان بودند که کتاب‌های «تشریح بدن انسان» تألیف دکتر پولاک معلم طب ، جراحی و دواسازی دارالفنون و «تاکتیک» ترجمه میرزا ملکم خان و برخی آثار دیگر را چاپ کردند.

 

عدم تدریس دروس علوم انسانی

 

یکی از انتقاداتی که به امیرکبیر گرفته می شود این است که وی به جای وارد کردن مدرنیسم، مدرنیته را وارد ایران کرد یعنی به جای وارد کردن کل اندیشه جامع نوگرایی، فقط نظام و پوسته ظاهری ان یعنی جنبه سخت افزاری آن را آورد  که صرفا برای صنایع نظامی و دفاعی و احتمالاً پزشکی راهگشا بود. البته ما نمی گوییم مدرنیسم اشکالاتی ندارد  و اگر هم به فرض مدرنسیم هم همراه مدرنیته و گزاره های فنی توسط امیر کبیر و مدرسه دارالفنون وارد ایران می شد  بازهم باید ان را بومی و اسلامی می کرد .

اشکال این است که ایشان همان گونه که به علوم فنی و مهندسی اهتمام ورزیدند باید بیش از پیش به علوم پایه و انسانی اهتمام می ورزیدند تا ما اکنون و در این برهه از زمان و بعد از  ۱۶۰ سال سپری شدن از تاسیس دارالفنون بدین صورت نا مطلوب و فجیع در علوم انسانی عقب نباشیم .

به عبارت بهتر این اشکال را باید به همه روشنفکران نیز وارد کرد که در دو سده گذشته، به جای انتقال مدرنیسم به ایران، مدیرنیته راکه قشری سطحی و دم دستی از آن بود وارد کرده و نگاهی به جامعیت این اندیشه ومبانی فلسفی ، نظری و علوم انسانی آن نداشتند.

هرچند بعد از گذشت این سالها خدمت امیرکبیر جای تقدیر فراوان دارد چرا که در دوران خود بی نظیر بود اما از نقد آن نیز گریزی نیست.

دانشگاه  و مراکز علمی یک  جامعه علاوه بر مباحث فنی ، مبانی فکری ، علوم انسانی و فرهنگ را هم می خواهد که در حقیقت این علوم مایه رشد و نجات فرهنگی و علمی  جامعه است و میتواند به افراد جامعه نگاه کلان و دوراندیشی  داده و معرفت ارزانی کند ولی اگرصرفا به علوم فنی و مهندسی توجه شود نتیجه ای جز تقلید، عقب ماندگی و شکاف در سطوح مختلف علمی ، فرهنگی و اجتماعی و حتی سیاسی ایجاد نخواهد کرد، متأسفانه در ایران از هنگام ورود اولین دانشگاه به ایران سنگ بنا کج نهاده شد و هنوز هم که بیش از ۱۶۰ سال از تأسیس دارالفنون می گذرد شاهد ساخت و رونق دانشگاههای تک بعدی صنعتی هستیم وخبری از وجود دانشگاه های علوم انسانی و علوم پایه کمتر به گوش می رسد  که به نظر می رسد کاری اشتباه در ایران معاصر و خصوصاً ایران بعد از انقلاب است که داعیه تمدن سازی نوین اسلامی را دارد و می خواهد تمدن نوین اسلامی را به جهان صادر کند .

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=382399
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها
نظرات بینندگان
تعداد نظرات: بدون نظر
ارسال نظر





  • نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
  • توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.

یادداشت

گفتگو

بین الملل