تئوری حزب در ایران شکل نگرفته است
تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
سیاسی
کد خبر : 388069
تاریخ انتشار:چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۹| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ

تئوری حزب در ایران شکل نگرفته است

در ایران از سال ۱۲۸۵ به تدریج رگه های تحزب مشخص می شود و ابتدا مفهوم حزب در قالب انجمن ها خود نمایی می کند به طوری که می توان گفت انجمن ها و حلقه ها مادر احزاب در ایران هستند.

تئوری حزب در ایران شکل نگرفته است

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛در ایران از سال ۱۲۸۵ به تدریج رگه های تحزب مشخص می شود و ابتدا مفهوم حزب در قالب انجمن ها خود نمایی می کند به طوری که می توان گفت انجمن ها و حلقه ها مادر احزاب در ایران هستند.

یک قاعده ی خیلی کلی می گوید هر جا دموکراسی ظهور کند احزاب هم شکل خواهند گرفت و یک نوع ملازمه بین حزب و دموکراسی وجود دراد که این دو مفهوم را به یکدیگر گره می زند . در ایران هم اولین دولتی که نشانه های دموکراتیک را از خود نشان داد، در دوره ی مشروطه بود.

احزاب از همان جا شروع به شکل گیری کردند و نظرات خوبی در خصوص انجمن های حزبی و نسبتش با دولت وجود داشت.

به تدریج ما شاهد رشد دوگانه احزاب بودیم ؛ یکی دموکرات عامیون و دیگری اجتماعی اعتدالیون ، عامیون نشان می دهد که رگه های اجتماعی تری دارد و مردمی تر است اما بر عکی اجتماعی ، اعتدالی بیشتر خصلت محافظه کار دارد.

این دو حزب در مجلس دوم کاملا مسلط بودند با این تفاوت که گروه اجتماعیون اعتدالیون اکثریت بودند و دموکرات ها هم با ۲۴ نفر اقلیت مجلس بودند.

بنابراین اولین گفتگوی نظری درباره ی احزاب در این دوران در ایران ظاهر شد و اشخاصی مثل محمد امین رسول زاده از جمله بنیان گذاران حزب دموکرات در ایران بود که شخصیت بسیار جالبی داشت . وی بعدها از ایران متواری شد.

رسول زاده نقد خوبی از حزب اجتماعیون داشت و برای اولین بار یک تلاش نظری در مورد حزب شکل گرفت.بعد از مشروطه به دلیل آن که دولت ماهیت دموکراتیک خود را از دست داد، احزاب هم به تدریج بی تاثیر شدند.

بنده معتقدم نسبت دموکراسی به احزاب نسبت درخت است به سایه اش، هر موقع نظام دموکراسی قطع شود ، سایه هم وجود نخواهد داشت.

بعد ازدوران مشروطه شاهد تشکیل دو حزب قوی در ایران هستیم که به لحاظ تکنیک و ساختار چیزی از تعریف کلاسیک حزب کم ندارند ، یکی حزب توده که بسیار قابل مطالعه است ؛ هرچند که مبنای مارکسیتی – لنینستی دارد و دیگری حزب جمهوری اسلامی که مدتی خوش درخشیدو بعد ها به دلایلی دچار انحلال شد.

این دو حزب، پس از دموکرات عمیون و اجتماعیون اعتدالیون احزاب متاخری هستتند که به معنای ماهوی حزب قابل بحث هستند.چرا که یک ملازمه ی جدی میان دموکراسی و حزب وجود دارد .

هرچقدر دولت ها به سمت یک نوع قدرت گرایی مطلق حرکت کنند، احزاب هم به تدریج تضعیف می شوند و اهمیت خود را ازدست می دهند این وضعیتی است که به لحاظ تاریخی ما در ایران داریم.

به نظر می آید جامعه ی ایران حرکت زیگزاگی داشته و چرخه هایی از دموکراسی و غیر دموکراسی وجود داشته است به طوری که روند عمومی تاریخی ایران به سمت دموکراتیزاسیون بوده و هر چقدر زمان می گذرد حتی دیکتاتورها هم تعابیر دموکراتیک به کار می برند و این امر نشان می دهد نه در ایران که دموکراسی در حال نهادینه شدن در جهان است.

اساسا ما در ایران به دلیل بی ثباتی نهادهای دموکرانتیک تا کنون آمادگی برای مطالعه احزاب پیدا نکرده ایم؛ یعنی در ایران تئوری حزب شکل نگرفته است و در جایی هم که نظریه ای وجود نداشته باشد ، عمل به ذات اختلال دارد؛ یعنی خیلی روشن نمی تواند راهخود را پیش برد .

با تجربه نمی شود امیدوار بود که در طولانی مدت بتوانیم حزب بسازیم، می گویند معلم خوبی است اما یک عیب بزرگ دارد و عمر را می سوزاند، اگر یک انسان بخواهد تجربه کند و به یک مسئله برسد، عمر یک جامعه هدر می رود.بنابراین ما نیازمند دانش هستیم و از جمله مهم ترین دانش ها ، دانش حزب و علم و معرفت یافتن در این خصوص است.

 

انتهای پیام/م

برچسب ها: , ,
لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=388069
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها
نظرات بینندگان
تعداد نظرات: بدون نظر
ارسال نظر





  • نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
  • توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.

یادداشت

گفتگو

بین الملل