تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز همایش وحدت
سیاسی
کد خبر : 444218
تاریخ انتشار:یکشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۸| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ

بانوان کشاورز روستایی در تکاپوی پیوستن به کاروان عاشوراییان

شهید اذر همایونفر قبل از اعزام به مهمانان می گفت چه لذت بخش از که انسان در اولین سفرش به کربلا شهید شود.

بانوان کشاورز روستایی در تکاپوی پیوستن به کاروان عاشوراییان

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛ یا حسین(ع) تو را با کدام واژه ها می توان تفسیرکرد؟ تویی که جوانان همچون قاسم(ع) در جستجو احلا من العسلت هستند در واقع این شیرینی زیر زبان ها مزه داده و افلاکیان را به سلوک فرا می خواند.
وامروز باز زمان علم بر دوش گرفتن و قدم گذاشتن در راه توست راهی که پایانش می تواند لذت بخش ترین مرگ ها یعنی شهادت باشد.
با فرارسیدن اربعین خاطرات خاطراتی از انفجار بمب درسامرا در جوارحرم امام حسن عسکری (ع) زنده می شود.اما رسیدن به احلا من العسل حسین (ع) مانعی برای دیدار امسال کربلاییان نشد ومردم جهان با دانستن این حقیقت که راه امام حسین (ع) پایانی جز شهادت ندارد همچنان مشتاقانه کوله بار سفر می بندند و عازم سفر به دیار عاشوراییان می شوند.اما گفت و گو با خانواده های این عزیزان از صبر زینبی وار خانواده شهدا حکایت می کند.و میتوان معنی دلدداگی غریب را به وضوح درک کرد.

برگی از زندگی نامه شهید آذر همایونفر
زینب همایونفرخواهر شهید آذرهمایونفر درگفت وگو با خبرنگارهرمز اظهار کرد: آذرهمایونفر فرزند شیرعلی در یکم شهریور ۱۳۵۷ در روستای شهید پرور سرخنگی ازتوابع دهستان شمیل دیده به جهان گشود. پدرش کشاورزبود وآذر نیز از کودکی هم گام با دیگر فرزندان و هم دوش پدر در زمین های کشاورزی مشغول به کار شد.
خواهر شهید همایونفربا بیان اینکه آذر را در کودکی کنیز نام نهادند و فامیلی ایشان نیز دره بود، ادامه داد: خواهرم خودش اقدام به تغییر نام و فامیلش کرد و دوست داشت نامش را خاتون بگذارد اما همسر من نام آذر را برای ایشان انتخاب و ثبت کرد.
وی افزود: شهیده آذر همایونفر تحصیلات ابتدایی خود را در نهضت سواد آموزی گذرانده و بعنوان سرکارگر در زمین های کشاورزی مشغول به کار بود.

نحوه اعزام آذر همایونفر به سفرکربلا

همایونفر تصریح کرد: خواهرم دو سال قبل قصد رفتن به کربلا را داشت اما من راضی نبودم که برود و مقدمات سفرش نیز مهیا نشد اما هرسال به مشهد سفر می کرد.
وی با اشاره به اینکه همسرم بدون اطلاع من اقدام به فراهم کردن زمینه های سفرش به کربلا را کرد بود بیان کرد: آذر درمنزل ما بود که متوجه اقدامات همسرم شد و با جدیت گفت اگر مرا به این سفر نفرستی و یا همراه خود نبرید به شماهم اجازه رفتن به این سفررا نمیدهم.
خواهر شهید در ادامه گفت: آذر به سرعت مدارکش را برای همسرم ارسال کرد به دنبال کاروان جهت نام نویسی بود، چون همسرم قصد داشت با دوستانش به این سفر برود به واسطه آقای مصدقی کاروان محله الشهدا که مدیر کاروان نیز خانم محمدی بود به ما معرفی شد.

حلالیت خواستن ورسم دیرینه چاووشی
همایونفر با اشاره به اینکه خواهرم سرکارگر زمین کشاورزی بود و خودش کارگربه صاحب زمین معرفی می کرد، ادامه داد: مقداری پول به مبلغ ده میلیون تومان یکی از صاحبان زمین به کارگرها و خود آذر بدهکار بود، آذر با صاحب زمین تماس گرفته بود و گفته بود اگرمی خواهید من به این سفر بروم این هزینه را آماده کنید.

وی گفت: بعد از تماس با صاحب زمین آذر با من تماس گرفت و گفت زینب جان به امام حسین (ع) گفتم اگر می خواهی من به دیدارت بیایم خودت کمک کن این هزینه جورشود که خوشبختانه همینطورهم شد.

خواهر شهید تصریح کرد: همسرم قرار بود یک هفته قبل از خواهرم به پیاده روی اربعین برود اما مدیر کاروان محله الشهداء تماس گرفت که حرکت زودتر انجام می شود بنابرین به سرعت اقدام به اتمام کارهایش کرد. وسایلی که برای برگشتش و در واقع ولیمه نیاز بود را خریداری کرد تا مبادا موقع برگشتش خواهران وبرادرانش به زحمت بیفتند. حتی به خواهران وبرادرانش در مورد نذوراتش توضیح داده بود.

همایونفر بابیان اینکه شب قبل ازاعزام مراسم چاووشی خوانی برگزار کرده بود بیان کرد: آذر با من تماس گرفت که تعداد مردمی که برای بدرقه اش آمده اند بسیار زیاد است وباز هم باید هدایایی برای مردم خریداری شود. که این هدایا طبق چیزی که خودش می خواست به مردم داده شد.

روز اعزام به کربلا

وی در ادامه گفت: جمعه روز اعزامش به کربلا بود و خواهرم با همسر پسر خاله ام که قرار بود همسفر باشند به منزل ما آمدند با جمعی از آشنایان به سمت گلزارشهدای بندرعباس که محل اعزام بود حرکت کردیم کنار اتوبوس پسرم علی اصغر که وابستگی شدیدی به خاله اش داشت به شدت بی قراری می کرد ومدام می گفت خاله مرا هم ببر به حدی بی قراری هایش ادامه اداشت که من مجبور شدم قبل از حرکت آذر به خانه بیایم.

همایونفر افزود: بعداز ظهر شنبه با من تماس گرفت و گفت شماره ام را به دوستان و آشنایان بده تا بامن در تماس باشند. قبل ازاینکه شماره رابدهم خودم چندین بار تماس گرفتم اما موفق به برقراری ارتباط نشدم.
زمانی که همسرم که از محل کار آمدند مجدد تماس گرفت که با اولین بوق آذر جواب داد همسرم به دلیل شغلش نتوانسته بود به بدرقه اش بیاید از ایشان دلخور بود. به همسرم گفته بود که اینجا سخت می گذرد اما شیرین است . می خواهند مارا به سامرا ببرند عده ای ناراضی هستند من نیز پول هایم تمام شده است. اما دوستان خوبی پیدا کرده ام.

خواهر شهید همایونفر در ادامه گفت: همسرم به ایشان گفت،اجازه بده برایت پول بفرستیم اما ایشان مخالفت کردند و گفتند به برکت امام حسین (ع) و وجود موکب ها اینجا همه چیز مهیا است . در حین صحبت کردن تماس قطع شد همسرم مجدد که تماس گرفته بود آذر تاکید کرده بود که دیگر با من تماس نگیرید.

شب قبل از حرکت به سمت سامرا

همایونفر با بیان اینکه همسر پسر خالم دراین سفر همراه خواهرم بود و از لحظه هایی که در کنار خواهرم بود تعریف می کرد افزود: طبق صحبت های همسر پسرخاله ام شنبه شب که در مسجد پسر مالک اشتر بودند آذر به شدت خوشحال بوده و به حرف های خادمان که می گفتند خدابه شما رحم کرده که سالم رسیده اید می خندیده است.
خواهرشهید ادامه داد:ایشان به آذر گفته بود که چرا می خندی ؟ اذر نیز در جواب گفته بود من یتیمم بگذار امام حسین مرا ببرد.
وی گفت : روز یکشنبه ظهر که به سامرا رفتند بعد از زیارت حرم اما حسن عسکری(ع) در کنار اتوبوس آذر ویزا خودش را به همسر پسرخاله ام داده بود و گوشی خودش دردستش بود که انفجار رخ داده بود.

خبر انفجار
همایونفر افزود: پخش خبر انفجار سامرا ازرسانه ها باعث دلهره ما شده بود .همسرم بدون اطلاع ما پیگیربود چون خودش از طریق آقای مصدقی اقدام کرده بود وکاروان را معرفی کرده بود از طریق آقای مصدقی پیگیر احوال کاروان شد.

خبرشهادت

خواهر شهید بیان کرد: آقای مصدقی با پیگیری های انجام شده توانسته بود خبرهایی را دریافت کند. با همسرم تماس گرفته بود و گفته بود یک خبر خوش ویک خبر بد دارم. که ایشان نیز گفته بود یکی زخمی و دیگیری شهید شده است. که نام آذر را بعنوان شهید آورد بود.

وی با اشاره به اینکه همسرم سه روز این مسئله را پنهان کرده بود افزود: اسم شهید آذر همایونفراز رسانه ها اعلام نشده بود .ایشان با اینکه مطمئن شده بود خواهرم شهید شده اما منتظر انتقال پیکر به تهران واعلام نام شهید از رسانه بود. اسم شهید آذر همایونفر روز چهارشنبه از رسانه پخش شد.
شناسایی شهید

همایونفر گفت: با اطلاع یافتن از انتقال پیکر شهید به پزشکی قانونی تهران مراجعه کردیم.بعد ازشناسایی پیکر شهید متوجه شدیم ترکش به پهلوی شهید اصابت کرده همچنین زیر چشمش نیز کبود شده بود.
این خواهر شهید گفت: به دیدار همسر پسرخاله ام که در بیمارستان تهران بستری بود نیز رفتیم ایشان نیز از ناحیه دست و پاها دچار مجروحیت شده بود. در واقع آذر خود را سپر قرار داده بود اما ترکش از پهلویش گذشته وبه ایشان اصابت کرده بود.

وی افزود:بعد از غسل شهید در گلزار شهدای تهران اقدام به بازگشت به بندرعباس وبرگزاری مراسم تشییع کردیم.

روز تشییع پیکر شهید دراستان هرمزگان

همایونفر در ادامه گفت: جمعه در گلزار شهدا بندرعباس مراسم تشییع شهید داستار و شهید همایونفر به بهترین شکل انجام شد . وپس از آن نیزقرار شد پیکر شهید در همان مکانی که خودش همواره می گفت من این قدمگاه دوازده امام را آباد می کنم و قبلا هم اقدام به انشعاب آب و برق آن کرده بود. تشییع و به خاک پسپاریم.

خواهر شهید همایونفر تصریح کرد: استقبال مردم حسلنگی و دهستان شمیل به حدی بود که مسیر ۲۰ دقیقه ای حسنلنگی تا سرخنگی یک ساعت به طول انجامید.دهیاران و بسیجیان و مردم به طور خود جوش مراسم رابرگزار کردند.و پیکر شهید روی دستان مرم تشییع ،ودر محلی که روزی خودش می گفت آبادش می کنم به خاک سپرده شد.

خصوصیات بارز شهید

همایونفر تصریح کرد: شهید آذر همایونفرهمیشه در مراسمات عروسی و یا ترحیم آب پخش می کرد دختر بیار ساده ای بود به راحتی ارتیباط برقرار می کرد. حب به خدمت به امام حسین (ع) و ائمه در دلش همیشه زنده بود در مراسم یادواره شیهد ابراهیم تنیده همیشه فعال بود.

خواهر شهید بیان کرد: به مهمان هایی که برای بدرقه اش آمده بودند گفته بود چقدر دلنشین است که انسان با سفر اول به کربلا شهید شود که برای خودش این اتفاق افتاد و درکاروان کربلاییان جا گرفت.

وی افزود: ازسه نفر مطلبی را پرسیدم که همگی تایید کردند وآن هم اینکه قبل از انفجار یکی از خادمان حرم امام حسن عسکری (ع) درخواب دیده بود که امام حسین به ایشان گفته الان چندین نفر به ماروان کربلا اضافه خواهند شد. حتی این خادم اصرار داشت که این شهدا در کربلا دفن شوند.

حضور دوشهید گمنام بعد از شهادت آذر همایونفر

همایونفربا اشاره به اینکه چندین سال بود همسرم و تعدادی از جوانان دهستان شمیل پیگیر بودن تا شاید شهید گمنام در یکی از روستاهای دهستان شمیل تشییع و به خاک سپرده شودافزود: هیچ کدام موفق نشدند اما درست چهارماه بعد از شهادت شهید آذرهمایونفردو شهید گمنام نیز در دهستان شمیل تشییع و به خاک سپرده شدند.
خواهرشهید خاطر نشان کرد: امسال اولین سالی است که که یادواره شهید آذر همایونفر و شهید ابراهیم تنیده در آذر ماه در روستای سرخنگی برگزار خواهد شد.

 

 

 

لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=444218
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها
نظرات بینندگان
تعداد نظرات: بدون نظر
ارسال نظر





  • نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
  • توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.

یادداشت

گفتگو

بین الملل