تبلیغات تولید ایرانی تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
کد خبر : 29052
تاریخ انتشار:دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۱| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ

این قصه کودکان طلاق است

این قصه فرزندان و کودکان طلاقی است که خود خالق خویش نبوده و در خلقت خود نقشی نداشته و نسبت به سرنوشت آنها نیز بدون توجه به احساس، انتظار، درخواست و نظر آنان از سوی همان افرادی که بعنوان پدر و مادر مدعی و جامعه بحرانی خانواده هاست.به گزارش هرمز ، این نوشتار کوتاه ،نگاهی […]

این قصه کودکان طلاق است

این قصه فرزندان و کودکان طلاقی است که خود خالق خویش نبوده و در خلقت خود نقشی نداشته و نسبت به سرنوشت آنها نیز بدون توجه به احساس، انتظار، درخواست و نظر آنان از سوی همان افرادی که بعنوان پدر و مادر مدعی و جامعه بحرانی خانواده هاست.به گزارش هرمز ، این نوشتار کوتاه ،نگاهی انتقادی از زبان کودکان طلاق بر اساس تجارب حرفه ای یک حقوقدان و وکیل دادگستری در حوزه مطالعات مربوط به حقوق کودک و حقوق خانواده،  خانواده ها و سرنوشت کودکان طلاق در جامعه  از نظر خوانندگان محترم می گذرد…

جامعه ؛ متهم می کنیم….

چگونه به تو دل خوش کنم؛ وقتی تبعیضات و عدم برابری قانونی بین خودم و خواهرم و دیگر کودکان پسر و دختر را از حیث قانونی، حقوقی و عرفی در مراحل مختلف زندگی، تحصیل، کار و مسئولیت های اجتماعی دیده و می بینم؟! مگر نه آنست که برابر قانون اساسی و قوانین مدنی مربوطه بر اهمیت، جایگاه و سرنوشت ما کودکان از نگاه قانونگذار تاکید شده است؟ مگر نه آنست که کارشناسان و متخصصان بر لزوم برخورداری کودکان از امکانات مناسب آموزشی، تربیتی، رفاهی و پرورشی مناسب وضروری تاکید داشته اند؟ مگر نه آنست که ایران در اسفند ۱۳۷۲ به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته و برابر قواعد مندرج در آن باید نسبت به عدم تبعیض بین کودکان در برخورداری از مقررات آن از سوی دولت های عضو، از جمله ایران اقدام کرد؟ مگر نه آنست که برابر بند اول ماده سوم آن کنوانسیون، در تمام اقداماتی که در مورد کودکان توسط مقامات عمومی و خصوصی، اداری یا قضائی اتخاذ می شود، حفظ و رعایت منافع کودکان از اهم ملاحظات است؟ مگر نه آنست که جلب توجه همگانی نسبت به حقوق شناخته شده در کنوانسیون حقوق کودک، از زمره تکالیف دولتهای عضو شناخته شده است؟پد، مادر ؛ متهم می کنیم …!

پدر، مادر؛ یادتان هست روزی که تصمیم به ازدواج گرفته و خود را لیلی و مجنونی عاشق پیشه و چشم و گوش بسته به تمامی رهنمودها و تذکرات بزرگان و دلسوزان خویش یافتید! هیچ آگاهی و ذهنیتی به داشتن فرزند و ظهور ما در زندگی خویش نداشته و کوچکترین اطلاعی نسبت به تولد فرزند، نحوه نگهداری و تربیت آنها و آتیه آنان نداشته و فقط به وصل خویش می اندیشیدید! یادتان هست که پدر و مادر خویش را با فشار و ارعاب و تهدید به انتحار و این و آن، مجبور به خواستگاری از همسر دلخواه خویش، با وجود مخالفت آنان نموده و آنها را به مانند ما در عمل انجام شده ای قرار داده اید! یادتان نرفته که با وجود تاکید بزرگان و برخی از دوستان شما به جلوگیری از بچه دار شدن زود هنگام تا حصول به تجربه بیشتر در زندگی مشترک و رسیدن به بلوغ اجتماعی و فردی در پذیرش مسئولیت خانوادگی و فهم درست و مسئولانه شان پدری و مادری- خود را بحر العلوم و عقل کل می پنداشتید که از عهده نگهداری و تربیت ما بر خواهید آمد!

یادتان نیست آن روزی که هنوز، از حضور برادر خردسالم در این دنیا چند صباحی نگذشته بود که بدون هرگونه فکر و اندیشه و برنامه ای، مرا به دنیا آوردید و به مانند وی به امان خدا رها ساختید! یادتان هست که با کوچکترین اختلاف سلیقه و نظر خویش، بعد از فروکشیدنِ آتش عشق مورد ادعایتان نسبت به هم- از هیچگونه تنش و سایش و دعوا و توهین نسبت به یکدیگر و در مقابل من و برادرم خودداری نکرده و به هیچ وجه هم گوش به حرف عاقلان و بزرگان اطراف خویش در این باره نداده و به پیامدهای این وضعیت تاسف بار نسبت به جسم و جان و روان و آتیه مان بی تفاوت و اهمیت بوده اید…! حتماً، از یاد نبرده اید در دعوی های مستمر و پیاپی خویش- مادر می گفت ؛ دخترمان مال تو و پسرمان مال من و بهتره از هم جدا شیم…؟؟!!! واقعاً من و برادرم غنیمت جنگی یا گوشت قربانی بودیم که بدون هر گونه توجه شما به سرنوشت و احساسات کودکانه مان در مقام تقسیم و مُثله کردن مان بین خویش برآمده اید؟

یادتان نرفته، اشک و آه و سوز و گداز و تنهائی و افسردگی من و برادرم در نگاه و احساس شما هیچ اهمیتی نداشته و محکوم به تنهایی و انزوای بیشتر بوده و خود را حاکم روح و روان و آینده مان به غلط می پنداشتید؟! یادتان نرفته؛ چه روزها و شبهایی که آسمان، مرهم زخمهای ما و مهتاب؛ تنها مونسِ تنهاییمان در غمهای بی شمار و اشک های بی قرارمان بود و شما و پدر در اندیشه اثبات بی حاصل منّیت ها و غرورِ تاسف بارِ افکار و گفتار و کردار خویش بوده اید و حتی، گوشه چشمی هم به ما نشان نمی دادید؟!

خبرگزاری تسنیم

برچسب ها:
لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=29052
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

6,163 Spam Comments Blocked so far by Spam Free Wordpress

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

یادداشت

گفتگو

بین الملل