تبلیغات تولید ایرانی تبلیغات تبلیغات
کانال رسمی تلگرام شبکه اطلاع رسانی هرمز
کد خبر : 148303
تاریخ انتشار:یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۳ - ۱:۱۲| تعداد نظرات :بدون دیدگاه
پ

اشرف مخلوقات خاتم الا نبیاء حضرت محمد بن عبدالله(ص)

  گروه اجتماعی هرمز: به مناسبت رحلت حضرت  محمد (ص) وشهادت امام حسن (ع) در یاداشتی به اهمیت این رروز پرداخت.حضرت محمد (ص) دو ماهه وبنا بر نقلی در حمل بودند که پدر بزرگوارشان جناب عبدالله بن عبدالمطلب (ع)از دنیا رحلت فرمود ۴یا ۷ یا ۸ ساله بودند که مادرشان آمنه بنت وهب در ابواء […]

اشرف مخلوقات خاتم الا نبیاء حضرت محمد بن عبدالله(ص)

 

گروه اجتماعی هرمز: به مناسبت رحلت حضرت  محمد (ص) وشهادت امام حسن (ع) در یاداشتی به اهمیت این رروز پرداخت.حضرت محمد (ص) دو ماهه وبنا بر نقلی در حمل بودند که پدر بزرگوارشان جناب عبدالله بن عبدالمطلب (ع)از دنیا رحلت فرمود ۴یا ۷ یا ۸ ساله بودند که مادرشان آمنه بنت وهب در ابواء رحلت فرمود. ۸ سال ودو ماه وده روز از سن شریفش گذشته بود که جد بزرگوارش جناب عبد المطلب (ع) از دنیا رفتند.

۲۵ ساله بودند که با جناب خدیجه کبری (س) ازدواج کردند. ۳۰سال ازسن مبارک آن حضرت گذشته بود که امیر المومنین (ع)متولد شدند.در ۴۰ سالگی خداوند آن حضرت را به نبوت مبعوث فرمود.در ۴۵ سالگی به معراج تشریف بردند ودر سال پنجم از بعثت ،حضرت فاطمه (س) متولد شدند.

 

۵۰ سال ویازده ماه وسیزده روز از سن مبارکشان گذشته بود که به مدینه منوره هجرت فرمودند. بعد از هجرت تقرببا ده سال در مدینه شرف حضور داشتند ،تا آن که در ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری مسموما از دنیا رحلت فرمودند.

 

هنگام رحلت پیامبر (ص)حضرت زهرا (س) بسیار می گریست.حضرت اورا نزد خود فرا خواند ومطلبی فرمود که حزن واندوه فاطمه (ص) فرو نشست.وقتی علت را سئوال کردند آن حضرت فرمود:«پدرم به من خبر داد که اولین نفر از اهل بیتش که به او ملحق می شود منم ومدت این فراق طولانی نیست».پیامبر (ص) در لحظات آخر عمر خود وصیت هایی به امیر المومنین (ع)فرمودند وجبرئیل ومیکائیل وملائکه مقربین را بر آن وصیت شاهد گرفتند. از جمله آن کلمات که جبرئیل به پیامبر (ص) می فرمود وامیر المومنین (ع) می شنید این بود «حقت را می برند وخمست را غصب می کنند وپرده احترامت (حرمتت) را می درند ومحاسنت به خون سرت رنگین می شود.

 

امیر المومنین (ع) می فرماید :«هنگامی که آن کلام را فهمیدم ،فریاد زدم وبا صورت بر روی زمین افتادم »بعد فرمایشاتی به حضرت زهرا (س) وحسنین (ع)فرمودند سپس آن وصیت با چند مهر از طلا که آتش به آن نرسیده بود (وساخته دست بشر نبود)مهر شد وبه امیر المومنین (ع)تحویل داده شد.

 

امیر المومنین (ع)پس ازغسل دادن آن حضرت به تنهایی بر ایشان نماز خواندند . مردم به جز اصحاب سقیفه در مسجد جمع شده بودند ودر فکر نماز بر پیامبر (ص) ودفن حضرت بودند. امیر المومنین (ع) آمدند وفرمودند:«رسول  خدا (ص) امام ماست در زمان حیات وپس از وفاتش ،کنایه از اینکه برای نماز بر بدن آن بزرگوار نماز به صورت جماعت نمی خوانیم. در این هنگام مردم دسته  دسته داخل می شدند وبدون امام آیه «ان الله مملائکته یصلون علی النبی ،یا ایها الذین امنوا صلو علیه وسلموا تسلیما» را سه بار می گفتند وبیرون می آمدند.

 

بعد حضرت مولی الموحدین (ع)فرمودند :خداوندا در هر مکانی که روح پیامبرش را قبض می کند راضی است که در همان مکان دفن شود ،ومن آن حضرت را درحجره ای که از دنیا رفته دفن می کنم . وآن حجره حجره حضرت زهرا (س) بود؛که دلیل بر این مطلب بسیار است.

 

امیرالمومنین (ع)با کمک دیگران قبری حفر کردند وبدن حضرت را داخل قبر قرار دادند. سپس آن حضرت داخل قبرقراردادند.سپس آن حضرت داخل قبر رفت وصورت پیامبر (ص) را باز کرد وگونه راست را بر زمین گذاشته در لحد رابستند وخاک روی آن ریختند.

 

همچنین در این روز یعنی ۲۸ صفر در سال۵۰ هجری امام حسن مجتبی (ع) در سن ۴۷ سالگی به خاطر خوردن زهر ومسمومیت ناشی از آن به  شهادت رسید بنا بر قولی شهادت آن حضرت در ۷ صفر وبنا بر قولی در آخر صفر  وبنا بر قولی دیگر در ۵ ربیع الاول واقع شده است  ودرقبرستان بقیع به خاک سپرده شد. جعده دختر اشعث بن قیس با زهری که معاویه برای او فرستاده بود آن حضرت را مسموم کرد .معاویه همراه با زهر ،صدهزار درهم فرستاد ووعده کرد که او را به عقد یزید در آورد؛ولی به وعده خود وفا نکرد.  مسمومیت امام حسن (ع)چهل روز طول کشید پس از ظهور اثرات سم بر بدن مبارک وفرا رسیدن وقت شهادت به سید الشهداء (ع)فرمودند:«مرا مسموم کرده اند و پاره های جگرم داخل طشت است.

 

من ازشما جدا می شوم وبه خداوند ملحق می گردم،و می دانم چه کسی مرا مسموم کرده است؛ولی به حقی که بر شما دارم در این باره حرفی نزنید.وقتی من از دنیا رفتم چشممانم را ببند وغسلم بده وگفتم نماز ومرا کنار جدم پیامبر (ص) ببر تا با او تجدید عهد کنم.سپس مرادربقیع کنار جده ام فاطمه بنت اسد (س) دفن کنید. می دانم مخالفین ومعائدین گمان می کنند شما می خواهیدمرا کنار پیامبر(ص) دفن کنید ومانع شما شما می شوند.شما را به خدا قسم می دهم که مبادا به خاطر من حتی به اندازه خون حجامت ریخته شود.سپس آن حضرت مثل آنچه امیر المومنین وصیت فرموده بود به اولاد خود وصیت نمود واز دنیا رفت.

 

امام حسین (ع) بعد از غسل وکفن ونماز ،آن حضرت را به طرف مرقد شریف پیامبر (ص)حمل کردند. بادیدن این منظره برای مروان وبقیه بنی امیه که با سلاح وبه همراهی عایشه آمده بودند شکی باقی نماند که می خواهند آن حضرت را در کنار پیامبر (ص) دفن نمایند. لذا آمدند ومانع شدند.

عایشه جلو قبر پیامبر (ص) رفت وخود را از مرکب پایین انداخت وگفت :«تا یک مو در سر من هست نخواهم گذاشت اورا در اینجا دفن کنید»واز کسانی که با بودند درخواست تیر وکمان کرد وبه طرف جنازه مطهر امام مجتبی (ع)پرتاب نمود وگفت :پسر دشمنم را ازخانه ام بیرون کنید.

 

بنی هاشم دست به شمشیر بردند،ولی امام حسین (ع) مانع شدند وفرمودند :وصیت برادرم نباید ضایع شود .سپس ۷۰ تیر از جنازه آن حضرت بیرون کشیدندوواین در حالی بود که امام مجتبی (ع) به امام حسین (ع) خبر داده بود که عایشه بعد از شهادت ایشان چه جنایتی را مرتکب می شود.
پس از آن حضرت سید الشهداء کلماتی فرمودند که اگر وصیت برادرم نبود می دانستید که شمشیرهای الهی در کجا وچگونه بر شما فرود می آید. سپس بن مطهر آن حضرت را به بقیع آوردند ودر کنار جده اش فاطمه بنت اسد (س)دفن نمودند . امام مجتبی (ع) دارای ۱۵ فرزند دختر وپسر بودند ،ولی از جعده هیچ فرزندی نداشتند.

لینک کوتاه : http://www.hormoz.ir/?p=148303
این خبر را به اشتراک بگذارید
دیگر رسانه ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

6,184 Spam Comments Blocked so far by Spam Free Wordpress

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

یادداشت

گفتگو

بین الملل