ازدواج زود هنگام عامل اصلی طلاق های زودرس
+ پ -
ازدواج زود هنگام عامل اصلی طلاق های زودرس

ازدواج به عنــوان یک پیوند مقدس، مهم ترین رخدادی اســت که موفقیت یا شکســت آن می تواند بــر جامعه تاثیر بگــذارد. در گذشــته اگرچه بر اســاس ســنت ها و اعتقادات دینــی، بزرگ ترهــا فرزندان خود را از ســنین نوجوانی برای تشــکیل خانواده یاری می رساندند ، اما با گذر از جامعه سنتی بــه جامعــه نیمه مدرن در کشــور و به تبــع آن تغییر کارکرد خانواده و انتظــارات هر فرد، ازدواج کودکان معضلاتی را به وجود آورده است .

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛ ازدواج به عنــوان یک پیوند مقدس، مهم ترین رخدادی اســت که موفقیت یا شکســت آن می تواند بــر جامعه تاثیر بگــذارد. در گذشــته اگرچه بر اســاس ســنت ها و اعتقادات دینــی، بزرگ ترهــا فرزندان خود را از ســنین نوجوانی برای تشــکیل خانواده یاری می رساندند ، اما با گذر از جامعه سنتی بــه جامعــه نیمه مدرن در کشــور و به تبــع آن تغییر کارکرد خانواده و انتظــارات هر فرد، ازدواج کودکان معضلاتی را به وجود آورده است .

 

ازدواجهای زیر سن قانونی در استانهای جنوبی همچون هرمزگان، سیستان و بلوچستان و خوزستان موجب پدید آمدن بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی شده است که جامعه تاوان سنگین این ازدواجها را می دهد. سن ازدواج شاید تنها موضوعی باشد که در مباحث مربوط به جوانان هیچ وقت از داغی نیفتاده است. معیاری که بالارفتن و پایین آمدن آن همیشه حساسیت هایی را در میان روانشناسان و جامعه شناسان کشور در پی داشته است.

 

سطح پایین اجتماعی و اقتصادی

بررسی ها نشان میدهد که ازدواج دختران در سنین کودکی در خانواد هایی که پدر معتاد، بیمار روانی یا بی سوادباشد یا کودک تکوالد یا والد ناتنی داشته باشد و ا ز لحاظ اقتصادی اجتماعی در سطح پایینی باشند، بیشتر است.

قنادی تصریح می کند: این واقعه نابهنگام در مناطق حاشیه نشین این استان که عمدتأ مهاجرهایی با سطح اقتصادی و فرهنگی پایین هستند، بیشتر مشاهده م یشود. وی با بیان اینکه درا زدواج زودرس هیچ هدف و تدبیری وجود ندارد که همین باعث ایجاد چرخ های از آسیب م یشود، میگوید:ا زدواج در سن پایین و قبلا زب لوغ فکری، زوج نوجوان را با انتظارات متفاوت و برآورد نشده مواجه م یکند؛ انتظارات محقق نشد های که دامنه آسی برسانی آن به سطح جامعه کشیده م یشود.ا ز سوییا زدیاد موالید که یکیا ز تبعات ازدواج زودرسا ست، موجب شده که هرمزگان به عنوان یکی

از پرزادو ولدترین استا نها در کشور شناخته شود. این مشاور تحصیلی و تربیتی با بیان این که دخترانیکه زودتر از عرف اجتماعی ازدواج می کنند، پس از آگاهی از حقوق خانوادگی وا جتماعی از دست رفته خود برای تغییر موقعیت فعلی تلاش می کنند، می افزاید: این افراد به دلیل نداشتن مهار ت های ا جتماعی و سواد که نه تنها خود و همسرشان ، بلکه به تبع آن فرزندان آنها هم دچار آزار و آسیب های روانی و اجتماعی خواهند شد. کافی ، زندگی زناشویی خود را به سوی ناسازگاری و طلاق و همچنین دیگر خواهی سوق می دهند

عصمتل طفی زاده، مسوول دفتر پیشگیریا ز آسیب های اجتماعی بهزیستی هرمزگان نیز با بیانا ین که آسیب های ازدواج زودهنگام دختران بیشا زا زدواج دیرهنگاما ست، م یگوید: دختران زیر ۱۸ سالی که ازدواج م یکنند، مشکلات جسمی و روانی جدی زندگی آنها و کودکانشان را تهدید می کند.

 

ازدواج زودهنگام، افزایش همسرآزاری

مطالعات نشان می دهد دخترانی که به صورت زودهنگام به ازدواج اجباری در سنین زیر ۱۸ تن داده اند ، بیشتر به قبول خشونت خانگی و تنبیه توسط شوهرانشان باور دارند . ازدواج زودهنگام منجر به طلاق و جدایی بیشتری هم می شود .لطفــی زاده با بیان این که مشــاوره اجباری قبل از ازدواج و تایید ســلامت روانی پدر و مادر برای تشکیل یک خانواده ســالم در جامعه ضروری است ، می گوید : عدم وجود سلامت روانــی زوجیــن ، چرخــه ای از آســیب های اجتماعی چون خشونت های خانگی و به تبعات آن دیگر معضلات اجتماعی را به وجود می آورد .

آمارهای سازمان ثبت احوال کشور نشان می‌دهد در یک دوره سه ماهه امسال ازدواج ۱۲ هزار و ۸۸ دختر و پسر کمتر از ۲۰ سال به ثبت رسیده که ۹ هزار و ۸۶۳ زوج آنها کمتر از ۱۵ سال سن داشته اند. طی سال‌های اخیر هر از گاهی کارشناسان و مشاوران دادگستری‌های کشور درباره افزایش ازدواجهای کودکان در برخی استانهای کشور هشدار می‌دهند. انجمن حمایت از حقوق کودکان هم هر از گاهی بر ارائه آمارهایی در این باره پرده از یک آسیب اجتماعی نوظهور در کشور برداشت.

آقای دکتر بهترین سن ازدواج چه سنی است؟

ازدواج چیزی نیست که بتوان برای آن قاعده کلی داد و سن ازدواج در هر فردی متفاوت است. آنچه مشخص است، این که هر کدام از ما تغییراتی را در طول زمان داریم که بر اساس آمال، اهداف و خواسته های ما شکل می گیرد. در سنین پایین تر، سرعت این تغییرات بالاتر است و هر چه سن افزایش پیدا می کند، آمال و اهداف روند کاهشی دارند. در حقیقت زمانی که سرعت تغییر شخصیت، خلق و خو و آمال و اهداف کند شد و فرد به ثبات نسبی رسید، بهترین وقت ازدواج است.

فکر نمی کنید این تغییر اهداف تا حد زیادی وابسته به شرایط بیرونی مثل اجتماع، وضعیت اقتصادی و… باشد؟ یعنی مثلا وضعیت مالی یک فرد روی زمان دستیابی او به اهدافش تاثیر می گذارد و همین یک فاکتور می تواند ثبات شخصیتی و سن ازدواج او را بالا و پایین کند؟

دقیقا همین طور است و به همین دلیل است که نمی توان سن مشخصی را برای ازدواج تعیین کرد. اما اگر قرار باشد یک شاخص برای سن مناسب ازدواج در نظر بگیریم، آن شاخص به ثبات رسیدن در اهداف و آرزوها و تغییرات است.

دلیلی هم می توان برای این شکست ها آورد؟

همان تغییر در اهداف و آمال و خواسته های فرد و رشدی که در طول زندگی خواهد داشت. در حقیقت زن یا مرد بعد از چند سال تغییراتی می کند و دیگر فرد سابق نیست. شخصیت او این بار شکل گرفته و خواسته های متفاوتی دارد. علاوه بر این، هرچه سن عقلی فرد در زمان ازدواج پایین تر باشد، احتمال رفتار نابهنجار و خارج از چهارچوب در او افزایش پیدا می کند. به طوری که بررسی روی ازدواج های شکست خورده نشان می دهد که بیشترین بی تعهدی و رفتار خارج از چهارچوب در کسانی اتفاق افتاده که در زمان ازدواج زیر ۲۰سال سن داشته اند.

 

راه حل این مشکل چیست؟

مهم ترین راه حل افزایش سطح اعتقادات در خانواده هاست. کاهش اعتقادات، افزایش انحراف را در پی دارد و این اصلی است که اثبات شده.

اما این روزها تاکید زیادی روی ترویج ازدواج در سنین پایین می شود. حتی این اواخر شنیده ایم که می گویند سن ازدواج برای دختران باید حدود ۱۶ سال و برای پسران ۲۰ سال باشد.

اگر معیار فیزیولوژیک را در نظر بگیریم، بله. این بهترین سن ازدواج است. چون جوان در این سن بهترین آمادگی جنسی را برای ازدواج دارد. اما مهم تر از بلوغ جسمی، رشد عقلی و عاطفی است که دیرتر از رشد جسمی رخ می دهند و به همین دلیل یک جوان ۱۶-۲۰ ساله ممکن است به لحاظ فکری و روحی آمادگی یک زندگی مشترک را نداشته باشد. ضمن آنکه افراد در طول رشد عقلی و عاطفی شان نیازهای متفاوتی دارند که توجه کردن و توجه نکردن به آنها هر دو می تواند آسیب زا باشد. من یک مثال می زنم. چند وقت قبل مراجعی داشتم که می گفت در سن پایین با همسرش ازدواج کرده و در زمان ازدواج هر دو سیکل داشته اند. در طول زندگی خانم ادامه تحصیل می دهد و دیپلم می گیرد و بعد در دانشگاه پذیرفته می شود و لیسانس می گیرد و در یک اداره دولتی مشغول کار می شود. اما آقا همچنان سیکل داشت و در یک شغل متوسط مشغول کار بود. حالا این خانم می خواست بداند آیا درست است که در آزمون فوق لیسانس شرکت کند یا نه. این یک رشد ناهمگون را نشان می دهد که خانم اهداف متفاوتی را در طول زندگی داشته و سعی کرده به این اهداف برسد در حالی که اهداف آقا در زمان ازدواج  متوقف شده است. خوشبختانه این مورد، زندگی خوبی داشتند و آنقدر به هم علاقمند بودند که با وجود چنین تفاوت سطحی هنوز با عشق و علاقه با هم زندگی می کردند. اما این تغییر و تحولات در بسیاری از زندگی ها می تواند منجر به طلاق شود. شما نه می توانید خانم را از حق تحصیلش منع کنید و نه به آقا فشار بیاورید که اهداف خود را مثل خانم رشد دهد. بنابراین می توان گفت که هر قدر سن در زمان ازدواج کمتر باشد، احتمال نارضایتی از زندگی و جدایی در سنین بالاتر بیشتر است.

آقای دکتر بهترین فاصله سنی در ازدواج چقدر است؟

در گذشته میانگین ۳تا ۵سال را مطرح می کردند اما امروز باید گفت که نمی توان اختلاف سن را مرزبندی کرد. چون میزان رشد عقلی و عاطفی افراد با هم متفاوت است. کما این که دخترانی هستند که از همسرشان سن بیشتری دارند و به مشکلی هم بر نمی خورند. در این موارد باید گفت که اگر تفاوت سنی برای دختر و پسر خط قرمز محسوب می شود و حساسیت بالایی وجود دارد، این می تواند آسیب زا باشد.

با این حساب فاصله سنی معکوس و بزرگتر بودن خانم از آقا را نمی توان به کلی زیر سوال برد.

بله. باید دید که بزرگتر بودن دختر از پسر برای یکی از آنها یا برای خانواده هایشان خط قرمز محسوب می شود، یا نه. اگر خط قرمز آنها سن باشد، قطعا ازدواجی که در آن فاصله سنی نامتعارف است، با مشکل رو به رو خواهد شد. مگر آنکه این خط قرمز کاملا حل شود. دقت کنید که من نمی گویم نادیده گرفته شود یا به نفع یک مزیت دیگر از آن چشم پوشی شود. می گویم خط قرمز باید حل و فصل شود. باز من مثال دیگری می زنم. کسی به من مراجعه کرد و گفت که پسرش قصد ازدواج با زنی را دارد که یک بار از همسرش جدا شده و بچه دارد. می خواست بداند این ازدواج ایراد دارد یا نه. من پرسیدم که ازدواج قبلی این خانم برای شما ناراحت کننده است؟ گفتند بله. گفتم پس این ازدواج به صلاح نیست. چون در آن صورت اختلاف های زیادی حول این موضوع به وجود خواهد آمد و خانم مرتبا به خاطر شکست در ازدواج قبلی اش سرزنش خواهد شد.

در ازدواج‌های زودهنگام، زوجین دچار افسردگی‌های بلوغ زودرس می‌شوند که اگر بخواهند به زندگی خود ادامه دهند یک زندگی اضطراری خواهند داشت و در صورت طلاق نیز افرادی شکست خورده و ناکام در اجتماع محسوب می‌شوند که بسیاری از فرصت‌های زندگی خود مانند حق انتخاب همسر را از دست داده اند.

 

 

اسلام مسأله ازدواج زودهنگام را پیشنهاد کرده است و اصل ازدواج را حالتی کاملاً طبیعی دانسته است و آن را از همه آرایه ها و پیرایه هایی که دیگران بر آن بسته اند، مثل طرح شرایطی چون پختگی فکری و اجتماعی و داشتن امکانات اقتصادی و … ـ به دور داشته است.

اسلام به امر ازدواج ـ به یک لحاظ ـ به عنوان وسیله ای برای اشباع جنسی زن و مرد می نگرد و معتقد است که ابعاد دیگر به موازات این پیوند، مجال رشد و تکامل خواهند داشت، درست همانند دیگر پیوندها.

اما در مورد مشکل آوارگی و مشکل تربیت، قطعا امکان پیدا کردن راه حل مناسب برای آنها وجود دارد. زیرا این مسایل و مشکلات به هر حال ـ چه در صورت وقوع زودهنگام ازدواج و چه در غیر این صورت ـ رخ خواهد نمود. اما اسلام بر ازدواج زودهنگام دختران و پسران جوان تأکید می ورزد و مهر را تنها به عنوان یک شکار، لحاظ و معتبر کرده است و بر آسان گیری ازدواج از جهت قید و بندهای اقتصادی و مالی که سنتهای اجتماعی آن را واجب می داند، تأکید ورزیده است.

می توان چنین فکر کرد که در محیط جامعه اسلامی، دانشجویانِ مشغول به تحصیل می توانند ازدواج کنند و همچنان به تحصیل خود ادامه دهند و اگر هر دو در دانشگاه درس می خوانند، مدتی را در منزل پدری خود به سر برند و یا اتاقی اجاره کنند و در عین حال واقعیت زندگی خود را با ساده زیستی ای که اقتضای حال و روزگار دانشجویی است، منطبق کنند.

امروزه می بینیم سنتهای اجتماعی با تحمیل قیود اقتصادی و الزامات اجتماعی سنگین خویش می تواند پرده هایی آهنین در برابر مسأله ازدواج ایجاد کند و چنان شود که ازدواج تنها در سنین سی سالگی و بالای سی سال میسر شود.

خلاصه سخن از دیدگاه اسلام، ازدواج زودهنگام ـ رغم در برداشتن مشکلاتی ـ اساسی ترین راه حل است.

ازدواج موقت … و عقده حقارت

جنسی

از نظر فقیهان مذهب امامیه راه حل دیگری وجود دارد که آن، ازدواج موقت یا عقد گسسته است که البته در این مسأله بویژه نسبت به دوشیزگان تحفّظات شرعی و در مورد بیوگان و طلاق گرفتگان، حساسیت غیر شرعی وجود دارد اگر چه برای ازدواج موقت این دو گروه مشکل شرعی ای وجود ندارد.

اسلام مسأله پیوند دو جنس را برای اشباع نیاز جنسی، پیوندی پست نمی شمارد و موجب خوارداشت شخصیت و کرامت زن نمی داند. زیرا اسلام نیاز جنسی را همانند نیاز به آب و غذا نیازی طبیعی می داند و طبعا هنگامی که انسان می خواهد این گرسنگی جسمی و جنسی خویش را با پیوستن به انسان دیگری برطرف کند به کرامت و شخصیت او آسیبی نرسانده است، زیرا اگر بخواهیم با این توهمات که فضای مسأله را مبهم می کند با آن روبه رو شویم از روح مسأله ـ که امری طبیعی است ـ دور افتاده ایم.

«غریزه جنسی» واقعا حالتی طبیعی است و زن این امکان و مجال را دارد که بخواهد به شکلی طبیعی و از طریق مردی که با او تفاهم کامل دارد [با رعایت زمینه های شرعی و قانونی] نیاز غریزه جنسی اش را اشباع کند. مرد هم به عکس چنین امکانی دارد بی آنکه یکی از این دو دیگری را تحقیر کرده باشد چرا که پیوند زناشویی، سنتی الهی است و [بنا بر عقیده مذهب امامیه] در صورتی که مرد و زن نتوانند پیوند زناشویی پایدار برقرار کنند، می توانند با حفظ شرایط شرعی و با توجه به مقررات و سنتهای اجتماعی ـ در صورتی که جامعه تحمل پذیرش داشته باشد ـ پیوند زناشویی موقت و مدت دار برقرار کنند.

در باره مسأله فرزندانی که هر چند ناخواسته از این نوع پیوندهای زناشویی به هم می رسد، مشکلی وجود ندارد چرا که آنان فرزندان مشروع [پدر و مادر خود] هستند.

مشکل اساسی از ناحیه اجتماع احساس می شود که همه روزنه های اشباع این گرسنگی افسارگسیخته را ـ که در این مرحله پا به نهاد انسان می گذارد ـ به روی دختران و پسران جوان می بندد.

تربیت جنسی و عرف اجتماعی

با وجود ارزشهای دست و پا گیر

اجتماعی، مفهوم «غریزه جنسی» چگونه می تواند راه راست خود را به دور از عقده ها و پیچیدگیها و مشکلات، بپیماید؟

آیت اللّه فضل اللّه : این امر با تغییر مفهوم ارزشی جنس (غریزه جنسی) در ذهنیت اجتماع و خارج کردن آن از تصورات پلیدانگارانه نسبت به آن و اصلاح ذهنیتهایی که آن را مایه خواری کرامت زن می داند و نیز با انقلابی اجتماعی و عصیان بر سنتهای ازدواج به هدف تحول مسأله غریزه جنسی به رابطه ای ساده و طبیعی و به دور از آرایه ها و پیرایه های اجتماعی ای که از تمدنهای غیر اسلامی به جامعه، منتقل شده است، میسر خواهد بود. زیرا اسلام می خواهد ازدواج حالتی درونی برای زن و مرد باشد.

در اینجا نکته مهمی شایسته ذکر است و آن اینکه عقد ازدواج به هیچ قدرت دینی و سنت اجتماعی ای نیازمند نیست که آن را به

شکلی شرعی محقق کند. بنابراین کافی است که زن ـ در صورت وجود شرایط شرعی در شخصیت زوجین ـ به مرد بگوید: زوّجتک نفسی بمهرٍ قدره کذا. من خود را در مقابل مهری که اندازه آن فلان قدر است به زوجیت تو درآوردم. و مرد بگوید: قبلت الزواج بالمهر المعلوم او الشرط المعلوم. ازدواج را با توجه به مهر شناخته شده و یا شرط مشخص شده پذیرفتم.

در مذهب شیعه امامیه وجود دو شاهد در ازدواج شرط نشده است، البته وجود دو شاهد مستحب است. زیرا گاه انسانها در شرایطی نیازمند ازدواج هستند که دسترسی به دو شاهد ندارند. اما مسأله ثبت ازدواج در نزد هیأتی رسمی یا شرعی برای قانونیت بخشیدن به آن

و قابلیت اثبات آن، همانند هر عقد و معامله دیگری است. مشروعیت پیوند یا عقد منوط به وجود و حضور چنین هیأتی نیست، زیرا مشروعیت پیوند ناشی از عقدی است که به عنوان امری ویژه بین دو نفر تبادل می شود. درست همانند مسأله خرید و فروش و شرکت و از این قبیل امور.

حل مشکل جنسی در عین پرهیز از شیوه های انحراف آمیز، بر ما ایجاب می کند که مسأله ازدواج را آسان بگیریم و آن را از پوشش ابرهای متراکم سنتهای اجتماعی که آن را به شکل مشکلی سخت در عرصه زندگی دختران و پسران جوان درآورده است، بیرون آوریم. درآمدن مسأله ازدواج به شکل معضلی دشوار، دختران جوان را به سمت وسیع ترین باب انحراف، راهنمایی و راهبری می کند.

نظر اسلام در باره دوستی دو جنس

[مخالف [… بین دختران و پسران جوان … چیست؟ آیا این امر مشروع است، بویژه اگر بدانیم که این دوستی گاه به شکلی غیر ارادی درمی آید؟

آیت اللّه فضل اللّه : اسلام خواسته است تا همه مردم ـ از زنان و مردان ـ گوهر احساس انسان دوستی را به دست آورند. این احساس، فرد را با انسانهای دیگر چنان مهربان می کند که او درمی یابد رابطه مهرآمیزش با دیگران به شأن انسانی او گره خورده است. این احساس او را به پاسداشت و حمایت از انسانهای دیگر و برآوردن نیاز و حفظ کرامت و احترام به شخصیت انسانی اشان وادار می کند.

در روایتی که از رسول اکرم(ص) به ما رسیده است ایشان ایمان را با مسأله دوستی مرتبط دانسته و فرموده اند: «لا یؤمن احدکم حتی یحب لاخیه ما یحب لنفسه و یکره له ما یکره لنفسه».

کسی از شما مؤمن نخواهد بود مگر آنکه برای دوستش همان را بخواهد که برای خود می پسندد و همان را ناخوش دارد که برای خود نمی پسندد. از این حدیث درمی یابیم که اسلام بر موضوع دوستی ای که به تو احساس همدردی با دیگران ببخشد تا آن حد تأکید می ورزد که این سطح از دوستی را مظهر ایمان می داند. بنابراین اگر نگاه تو به دیگران نگاهی جامد و بی روح و بی تفاوت باشد و به امور دیگران اهتمامی نداشته باشی مؤمن نخواهی بود. در بعضی از احادیث دیگر نیز به این مضمون برمی خوریم. مثل «من اصبح و لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم» هر کس شبی را به روز برساند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد مسلمان نیست.

مسأله حایز اهمیت این است که بر انسان لازم است که در مسایل انسانی، نسبت به دیگران مهر بورزد. در حدیثی از امام جعفرصادق(ع) آمده است که ایشان در پاسخ کسی که از ایشان در باره دوستی و محبت پرسیده بود فرمودند: هل الدّین الاّ الحبّ؟ آیا دین چیزی جز دوستی و محبت است؟

این مسأله در ابعاد انسانی دوستی است اما در اینجا مسأله دیگری مطرح می شود که به بعد غریزی [و جنسی [انسان ارتباط پیدا می کند. این شکل دوستی انسان را وادار می کند تا دیگری را دوست بدارد، درست همان طور که آب و غذایش را دوست می دارد. بنابراین این گونه دوستی، رویکردی به بُعد جنسی ای دارد که این فرد در انسان دیگری می یابد. چنین حالتی در بسیاری از نوجوانان در مرحله بلوغ و پس از آن وجود دارد که در شیفتگی نسبت به زیبایی جسمی و احساسات جنسی و از این قبیل نمود پیدا می کند. ملاحظه می کنیم که اسلام از انسان ـ زن و مرد ـ خواسته است تا به شیوه ای وارد این نوع دوستی شوند که به ازدواج بینجامد. بنابراین مانعی نیست که مرد به زنی که دوستش دارد و شیفته زیبایی او شده است رغبت پیدا کند تا با او ازدواج کند و از این رو است که اسلام نگاه کردن مرد را به زنی که قصد ازدواج با او دارد و در صدد تحقیق و سنجش و ارزیابی است، مباح نموده است. اما دوستی ای که بازیچه است و دوستی ای که بیهوده و پوچ و سرگرمی است و دوستی ای که فعالیت جنسی را حرکتی افسارگسیخته می داند نه تابع قانونی که پیوند مذکر و مؤنث را در دایره ازدواج حفظ می کند، چنین دوستیهایی از دید اسلام به شدت مردود است و نیز بالاتر از

این هر چیزی که به انحراف جنسی بیانجامد چه گرایش قلبی باشد یا توجه با چشم[چرانی[ یا چیزی که زبان انسان بدان گشوده شود یا دست و دیگر اعضای بدن به حرکت درآید و خلاصه سخن، هر گونه رفتار و عمل و تصوری که به فعالیت جنسی [خارج از محدوده زناشویی [بیانجامد چه به نحو زمینه سازی و چه انگیزش و چه به صورت تماس مستقیم باشد از نظر اسلام محکوم و مردود است زیرا این گونه فعالیتهای غیر شرعی مشکلات اخلاقی ای را به بار می آورد که انسان را از صراط مستقیمی که خداوند برای او اراده فرموده است دور می کند.

اما هنگامی که از دوستی به عنوان حالتی روانی و غیر اختیاری سخن می گوییم باید توجه کنیم که ما نمی توانیم هیچ قانونی موافق با این مزاج عاطفی تشریع کنیم. زیرا خداوند انسان را به آنچه که طاقت ندارد یا به امری نامعقول مکلف ننموده است. اسلام می خواهد که عاطفه، عقلانی شود و از این رو انسان را فرامی خواند که عاطفه اش را به شیوه ای عقلانی تثبیت کند و به عبارتی دیگر، بکوشد در ژرفای مسایل غور و اندیشه کند و در حد سطح باقی نماند. این همان شیوه تربیتی ای است که اسلام بر اساس آن دختران و پسران جوان را پرورش می دهد. بنا بر این شیوه تربیتی، دختر و پسر نباید به یک نگاه اتفاقی و یا انگیزه های سطحی به یکدیگر تمایل پیدا کنند. اسلام این اصل را تنها و تنها در مورد پیوند زناشویی گوشزد نمی کند بلکه در همه روابط انسانی مثل رفاقت و شراکت و جز اینها نیز بر این اصل تأکید می ورزد.

از جانب دیگر، اسلام ضوابط و مقرراتی برای روند آشنایی [دختر و پسر] نهاده است به این ترتیب که آن دو را به خلوت گزیدن دلیر نمی کند و به آن دو اجازه نمی دهد که این سطح دوستی را به مرز لمس و تماس بدنی یا اعمالی بکشانند که به انگیزش غریزی می انجامد.

در عین حال آن دو را از ابراز سخن پاک و مهرآمیزی که حاکی از عمق دوستی و محبت است که راه را به سوی پیوندی شرعی می گشاید بازنمی دارد.

آیا می توانیم در باره نوعی محبت که

«عشق پاک» یا «محبت عفیفانه» نامیده می شود سخن بگوییم؟

آیت اللّه فضل اللّه : وقتی شما از محبت به عنوان یک احساس سخن می گویید نمی توانید آن را به عشق پاک و عشق غریزی تقسیم کنید. البته نمی توان انکار کرد که حالتی هم از غریزه جنسی وجود دارد که گاه به آن «عشق» اطلاق می شود. در اینجا در حقیقت نوعی شیفتگی غریزی نسبت به جسم انسان دیگری پیدا شده است نه حالت عشق و محبت نسبت به او.

مسأله شیفتگی جنسی نوعی فعالیت جسمانی است در جهت قرب به مقصود، بی آنکه جنبه انسانی کمترین نقشی در آن داشته باشد.

اما محبت و دوست داشتن، گونه ای از احساس انسانی است که به انگیزه وجود صفتی نیک و زیبا یا اندیشه و عملی متعالی در کسی، تو را مجذوب او می کند. بنابراین ما باید فرق بگذاریم بین احساسی که زمینه ساز تحریک جنسی است و احساسی که زمینه ایجاد ارتباط تو است با انسانی دیگر، آن هم به انگیزه برقراری پیوندی طبیعی بر اساس احترام به او.

جوانان و فرهنگ جنسیت

چگونه می توانیم فرهنگ جنسیت را به

جوانان عرضه بداریم؟

آیت اللّه فضل اللّه : من مسأله را در محدوده ویژه ای محصور نمی کنم. چه بسا نیاز به کتابهایی داریم که این اندیشه را روشن کند، همان طور که وقتی با مردم از احکام شرعی سخن می گوییم لازم است واژه های مربوط به جنسیت را به کار ببریم تا مردم تکالیف شرعی خود را در این زمینه بشناسند. من در پاسخ به پرسشهایی این چنینی که از من شده است تجربه ای دارم و آن اینکه در پاسخ به صراحت از برخی مسایل جنسی ای که زمینه پذیرش اجتماعی داشته و قابل تحمل بوده است سخن گفته ام. زیرا فرهنگ جنسیت همانند هر گونه فرهنگی دیگر است. بر ما لازم است که آن را ترویج کنیم، البته با شیوه های علمی و از طریق کتاب یا با استفاده از روش تدریس و یا گفتگوی خانوادگی و یا گفتگوی عمومی.

مسأله جنسیت چیزی است که به جسم انسان مرتبط و متصل است و با فعالیتهای غریزی گره خورده است. پس طبیعی است که انسان تمام این امور را بشناسد و قطعا تحریمها و خط قرمزکشیدنهای جامعه پیرامون این مسأله ـ که به روشنی مشاهده می کنیم ـ، تحت تأثیر عادات و سنتها و انباشته های تاریخی است. بنابراین، رویارویی ما با این سنتها به این هدف است که این سنتها را با تیغ حکمت پاره کنیم تا دردسرهای بیشتری برایمان به بار نیاورند.

اسلام و پایه گذاری فرهنگ

جنسیت

مرزها و ورودیهای این فرهنگ کدام

است؟ آیا سن مشخصی در نظر دارید که برای چنین فرهنگ دهی ای مناسب و شدنی باشد؟

آیت اللّه فضل اللّه : اسلام باب ورود به فرهنگ جنسیت را به روی تمامی مسلمین گشوده است. این حقیقت را از متن آیاتی از قرآن که در باره روابط جنسی و به گونه ای تقریبا رُک و صریح سخن گفته است درمی یابیم. حتی تعبیری که قرآن کریم درباره ازدواج به کار می برد و معنی لغوی ازدواج است بیشتر از آنکه اشاره به معنی عقد و پیمان داشته باشد اشاره به معنی جنسی دارد و آن، واژه «نکاح» است.

اگر بخواهیم سنت شریف معصومان «علیهم السلام» را بکاویم احادیثی را می یابیم که از مسایل جنسی مانند مسایلی که مربوط به روابط مرد و همسرش، مستحبات این روابط، و فضاهای حاکم بر آن سخن گفته است، حتی در چندین حدیث به صراحت و به طور طبیعی، اعضای جنسی نام برده شده است طوری که انسان احساس می کند جامعه عصر رسالت این نوع سخن گفتن را منافی اخلاق نمی دانسته است.

و چه بسا برمی خوریم به احادیثی از رسول خدا(ص) که محور آن گفتگوی آن حضرت است با کسی که نزد ایشان آمده و به زناکاری خویش اقرار کرده است. می دانیم که آخرین سؤالی که از زناکار می شود این است که به انجام عمل جنسی آن هم به لفظی که امروزه مردم از گفتن صریح آن شرم دارند، اعتراف کند.

نیز احادیثی را درمی یابیم که به همین وضوح از مسایل مربوط به زن مثل حیض و نفاس و استحاضه و مسایل زناشویی از جهت جنابت و … سخن گفته است.

هنگامی که کتابهای فقیهان و ابواب فقهی ای را که پیرامون مسایل جنسی بحث می کند مطالعه می کنیم، می بینیم که مطالب ارائه شده در باره ویژگیهای مسأله جنسیت چه در مورد اعضای جنسی و چه در مورد عمل جنسی و حالات و اوضاع مربوط به آن، به صراحت و روشنی بیان شده است.

همچنین مشاهده می کنیم که علمای گذشته در کتابهایشان در باره مسایل جنسی و نکات و لطایف و نوادر و از این دست، مطالبی نوشته اند که جامعه امروز آنها را مطالب غیر اخلاقی می داند. در بعضی از کتابهای قدیمی که عالمان پاک و زاهدی آنها را نگاشته اند به بخشها و فصلهایی برمی خوریم که از شیوه های غیر عادی و غیر متعارف جنسی سخن گفته اند. گویا پایه و انگیزه کارشان این بود که فکر می کردند نگاشتن این مطالب به زوجها فرهنگ جنسی می بخشد و در نتیجه، آنان با دانستن این مسایل، خواهند توانست نیازهای طبیعی خویش یکدیگر را برآورده کنند و نیاز به آن نباشد که پاسخ این تمایلها و نیازها را در خارج از محدوده زندگی زناشویی بجویند.

اکنون می توانیم بر این نکته تأکید ورزیم که اسلام با پیوند دادن مسایل جنسی با وضع احکام شرعی ـ مستحب و واجب و حرام ـ که به این بعد از زندگی انسان مربوط است نوعی فرهنگ جنسی را پایه گذاری کرده است. اما هنگامی که ما در این قضیه تحقیق می کنیم به تأمل در مبدأ آن می پردازیم تا بر این نکته تأکید کنیم که این قضیه (فرهنگ دهی جنسی) در دایره حرامها و ممنوعات قرار ندارند بلکه در محدوده حلالها و مُجازها قرار گرفته اند.

اما دگرگونی اوضاع فرهنگی و اجتماعی گاه اثرهای منفی ای بر فرهنگ جنسی یا شکل خاصی از این فرهنگ به جای می گذارد بویژه اگر فضاهای ترویج فرهنگ جنسی کودکان و نوجوانان را هم تحت شمول بگیرد که به سبب برانگیختن تجربه ای ناآگاهانه و بی جهت در شخصیت کودک و نوجوان او را در معرض انحراف از مسیر پاک اسلامی قرار می دهد و به این ترتیب نتایج منفی ای به بار می آورد. بنابراین، لازم است که این مسأله (فرهنگ جنسی) با نهایت دقت و هوشیاری آموزش داده شود. و محیط و میدان اثر و شخصیت انسانی که مخاطب آن است شناخته شود.

آنچه که می خواهم بر آن تأکید کنم این است تمدن معاصر پایه گذار فرهنگ جنسی نیست بلکه اسلام در قرنها پیش این فرهنگ را با جزئیاتی که از آن سخن گفتیم بنیاد نهاده است.

ضرورت برنامه ریزی فرهنگ

برنامه ریزی برای فرهنگ بخشی به نسل جوان در زمینه مسایل جنسی، امری ضروری است. یعنی باید شیوه ها و فضاها و جزئیات این کار دارای برنامه ای باشد چنان که صبغه علمی آن بر شیوه فرهنگی غلبه کند و در عین حال زمینه انگیزش جنسی را فراهم نکند.

برای انجام این مهم باید به کودک و نوجوان تفهیم کرد که اعضای جنسی او چیزی نیست که از حیات او بیگانه باشد بلکه وجود آن امری کاملاً طبیعی است و به سبب داشتن آن نباید احساس عیب و ننگ و غرابت کرد. اما در باره این اعضا احکام شرعی ای داریم که اقتضای پوشیده بودن آن را دارد و دایره فعالیت و تحریک آن را در شرایط مشخصی و درست چنان که خداوند خواسته است مجاز می داند. این اعضا همانند دیگر اعضای پیکر انسان است که در باره شان ممنوعات و محرماتی وجود دارد، که مثلاً خوردن غذایی با فلان وصف حرام است یا نگاه به چهره فلان شخص حرام است.

جا انداختن این مسأله پیش از اینها نیاز به فضای مناسبی دارد و وظیفه ماست که برای ایجاد این فضا، برنامه ریزی و زمینه سازی کنیم، زیرا در بسیاری از مناطق این کار را عمل یا فرهنگی غیر اخلاقی می شمرند. اگر ما بتوانیم برای این امر برنامه ریزی کنیم و تدبیری بیندیشیم، توان جهت بخشی و هدایت نسل نوجوان را به سوی فرهنگ جنسی خواهیم داشت. این آموزش باید به صورت علمی و موضوعی به آنان منتقل شود. حتی در باره مسأله ولادت و اینکه جنین از کجا می آید و … باید با آنان به صراحت سخن بگوییم. اما به شیوه ای برنامه دار، و آگاهی بخشی به نوجوان در این زمینه باید در طی مراحل و گام به گام انجام شود.

طبیعت مسأله جنسی گاه برخی از کودکان را به تجربه آن می فریبد. چنان که مشاهده می شود که بعضی از کودکان وقتی برخی از فیلمهای تلویزیونی را می بینند، اقدام به تطبیق عملی آن می نمایند و به تجربه ای ناگوار و زشت دست می زنند. همچنین می بینیم کسانی از خوانندگان داستانهای جنسی یا بینندگان فیلمهای جنسی تحریک و تهییج می شوند تا چنان عمل انحراف آمیزی را تجربه کنند در حالی که اگر فرهنگ جنسی رواج می یافت، فضای روانی و درونی و فضای محیط به گونه ای می بود که او را به طرز طبیعی و مشروع به مقصود می رسانید. بر این نکته تأکید می کنم که وضعیت تبلیغاتی جوامع امروز که از راه تلویزیون و تبلیغات پا به درون هر خانه ای گذاشته است و نیز صحنه های واقعی ای که جوانان و نوجوانان در کنار دریاها و … مشاهده می کنند گونه ای فرهنگ جنسی به آنان داده است، چنان که چشم و گوششان را باز کرده و اطلاعات و دانسته های آنان را از معلومات پدر و مادرشان فزونتر کرده است.

در اینجا به یاد لطیفه ای می افتم که می گوید: دو زن با هم مشغول گفتگو بودند. یکی به دیگری گفت: دخترم به سن بلوغ رسیده است، نمی دانم چگونه باید در باره مسایل مربوط به بلوغ و جنسیت با او سخن بگویم؟ دیگری به او گفت: به او بفهمان که تو به همان اندازه که او از این مسایل آگاهی دارد، اطلاع داری زیرا چه بسا که او بیشتر از تو بداند.

بنابراین مسأله فرهنگ جنسی نیاز ضروری و واقعی جامعه امروز است زیرا امروزه به وسیله فیلمها و کتابهای ارزان قیمت، گونه ای فرهنگ جنسی [انحراف آمیز] بدون هیچ حد و ضابطه ای به دختران و پسران جوان عرضه می شود. از این رو لازم است که آگاهان و اصلاحگران جامعه بکوشند با برنامه ریزی معین و حساب شده ای نسل جوان را از فرهنگ جنسی انحراف آمیز نجات بخشند.

مسؤولیت خانه و مدرسه

کدام یک از این دو را مناسبتر می دانید.

فرهنگ دهی جنسی از طریق خانواده یا از طریق مدرسه؟

آیت اللّه فضل اللّه : ما نمی توانیم این مسأله را در حد فاصلی مرزبندی کنیم و در محدوده معینی محبوس نماییم. گاه کودکان در مقطعی از زندگی، وقتی سؤالی در باره کیفیت ولادت برایشان مطرح می شود یا وقتی متوجه اعضای خاص خود می شوند و در پی شناخت آن برمی آیند، به این حد از فرهنگ دهی نیازمند است. و وقتی که خواهر متوجه ناهمگون بودن شکل خود و ترکیب برادرش می شود، در این مسایل پدران و مادران می توانند با استفاده از شیوه های آگاهی بخشی به صورت هماهنگ این فرهنگ را به فرزندان منتقل کنند تا به آن کودک پاسخی درست داده باشند.

در مقطعی دیگر آموزش بیرون از خانه بویژه آموزش مدرسه مورد نیاز است و فرهنگ دهی علمی در مدارس ضرورت پیدا می کند. بویژه آنکه برخی از مواد درسی ای که مربوط به بهداشت یا حیوان شناسی است به مسأله کیفیت تولیدمثل و ویژگیهای فردی حیوانات در این زمینه می پردازد و این خود موجب می شود تا دانش آموزان جزئیاتی را که برای شرح مفصل مسایل جنسی حیوانات بدان نیاز است، مطالعه کنند.

فضای جنسی

مشکلی که امروزه با آن روبه روییم این است که فضای عمومی جوامع امروزی به تقلید از تمدن غرب، به شکل فضای جنسی درآمده است و مسأله جنس در زمره مسایلی قرار گرفته است که انسان در ابراز و اظهار آنها احساس آزادی کامل می کند، درست همانند آزادی ای که در زمینه های عمومی دیگر احساس می کند و اگر جوامع شرقی دارای نوعی تعهد و التزام و پوشیدگی نسبت به بعد جنسی نبودند تمدن منحرف غرب می توانست وضع شرق را از حالت اسلامی ای که دارد به وضعیت عنان گسیخته ای بدل کند که مردم غرب در آن به سر می برند.

طبیعی است هنگامی که فرهنگ جنسی بدون هوشیاری و دوراندیشی در چنین فضایی فعال شود، روند انحراف را سرعت و سهولت می بخشد.

مفهوم عیب

مفهوم لغوی واژه «عیب» نقص اخلاقی، جسمی یا رفتاری انسان است. بنابراین انحراف اخلاقی هم می تواند عیب به شمار آید. زنای دختران برای خانواده شان عیب و ننگ شمرده می شود. نپوشاندن اعضای تناسلی در برابر مردم عیب است. عیب بودن این دو در نتیجه تحریم شرعی است، که شرع این دو کار را نشانه سستی و کاستی دین می داند و از سوی دیگر، این دو عمل نشانه کاستی (نقص) اجتماعی است زیرا سنتهای اجتماعی آن دو را برنمی تابند.

اما اسلام نمی پذیرد که انسانی بار عیب انسان دیگر را بر دوش بکشد. بنابراین اگر یکی از نزدیکانم منحرف شد اگر چه نزدیکترین نزدیکانم باشد، عیب و ننگ او به من سرایت نخواهد کرد. زیرا اسلام بر این اصل پای می فشرد که «ولا تزر وازرهٌ وزر اخری.»(۱) و هیچ باربُرداری بار [گناه [دیگری را برنمی دارد. با این مطلب روشن می شود آنچه که با عنوان شستن ننگ خانوادگی در باره زنی که خطای جنسی مرتکب شده، گفته می شود مفهومی جاهلی است نه اسلامی، زیرا اسلام بار مسؤولیت را بر دوش خود فرد ـ زن زناکار یا مرد زناکار ـ گذاشته است و ننگ را هم ویژه خود آنها می داند و نه متوجه دیگر افراد خانواده یا بستگان آنها.

انحراف جنسی ناشی از خطا در یافتن فرهنگ جنسی یا کاستی آن نیست. بلکه از محرومیت جنسی ای که فضای اجتماعات ما را در بر گرفته است، ناشی می شود.

آیت اللّه فضل اللّه : من نمی گویم که فرهنگ جنسی تنها عیب و انحراف است، البته ارتباط با آن دارد. اما من می گویم که فرهنگ جنسی می تواند دریچه انحرافی را به سوی انسانی که معلومات پیشین در این زمینه ندارد بگشاید.

علمی بودن مسایل جنسی

برای دختران و پسران خود شرح دهیم و تا چه اندازه مجازیم چشم و گوششان را در این زمینه باز کنیم؟

آیت اللّه فضل اللّه : این مسایل درست همانند دیگر مسایل علمی است که بازگو کردن آن برای کودکان نیازمند شرح و تفسیر است. گاه نه ضرورت اقتضا می کند و نه زمینه مناسبی یافت می شود که کودک به این امور به طور تفصیلی آگاهی یابد. بلکه می توانیم برای او مسأله ولادت را همانند مسأله زراعت یا تخمگذاری، تفسیر کنیم.

ضروری است که جامعه را در این زمینه به فرهنگ مجهز کنیم و این مسأله را وارد فرهنگ عمومی جامعه کنیم و شیوه های درست و استوار فرهنگ جنسی را به پدران و مادران عرضه کنیم که با بهره جویی از آن بتوانند پاسخ کودکانشان را بدهند.

در باره اختصاص یک ماده درسی

مدارس به فرهنگ دهی جنسی،نظرتان چیست؟

آیت اللّه فضل اللّه : من این کار را تأیید می کنم. البته طبیعی است که باید ویژگی هر ماده درسی از جهت تأثیر مثبت و منفی ای که ممکن است بر دانش آموز فراگیرنده آن یا بر فضای عمومی جامعه بر جای بگذارد، کاویده شود.

فیلمهای جنسی

حکم دیدن فیلمهای جنسی

تصویرهای مستهجن چیست؟

آیت اللّه فضل اللّه : مبنای شرعی و اخلاقی ای که نگاه به مواضع خاص دیگران را ممنوع می داند قابل تعمیم به فرض نظر به این مواضع در فیلم و عکس است، زیرا تقریبا تمام آثار منفی ای که مشاهده مستقیم در پی دارد، در مشاهده از طریق فیلم و عکس وجود دارد.

ما این اصل را مبنای فتوا [به حرمت مشاهده فیلمها و عکسهای مبتذل] می دانیم، اما در عین حال معتقدیم که این امر ممکن است استثنا بپذیرد. زیرا برای بعضی انسانها که مبتلا به حالت سردی جنسی ـ که هم در زن و هم در مرد امکان بروز دارد ـ ، نگاه کردن به فیلمهای جنسی موجب نجات زندگی زناشویی از تباهی است. بنابراین در چنین موردی، مشاهده کردن چنین صحنه هایی به عنوان دارویی جهت درمان است. اما مشاهده چنین فیلمها و تصویرهایی در غیر این حالت، موجب آشفتگی روانی می شود.

ادامه دارد.

یک جامعه شناس با بیان اینکه آمار دقیقی از ازدواج‌های زودرس وجود ندارد، گفت: تعداد ازدواج‌های زودهنگام در جامعه افزایش یافته است.

وی با بیان اینکه سه عامل در ازدواج‌های زودرس دخیل است، گفت: یکی از این عوامل ترس خانواده‌ها از افزایش سن دختران است،‌ در تفکر رایج در این خانواده سن مناسب ازدواج ۲۲ تا ۲۵ سال است و گمان می‌کنند با افزایش سن دختر فراهم شدن فرصت ازدواج برای فرزندانشان دشوار می‌شود به همین دلیل به ازدواج دخترانشان در سن پایین مبادرت می ورزند.

این جامعه شناس ادامه داد: دومین عامل قابل بررسی در ازدواج‌های زودرس روحیه مرد سالاری در برخی از مردان است که موجب می‌شود این افراد به ازدواج با دختران در سن پایین تاکید کنند زیرا می‌خواهند پرورش شخصیت همسرشان در اختیار خودشان باشد.

پدریان با بیان اینکه بلوغ زود رس سومین عامل ازدواج زودرس است،‌ ادامه داد: گسترش ارتباط رسانه‌ای و در دسترس بودن این ارتباط برای تمام اقشار موجب بلوغ زودرس و نیاز به ازدواج دختران در سن ۱۳-۱۴ سالگی می‌شود.

ازدواج‌های زود هنگام در حال افزایش است

این جامعه شناس با بیان اینکه آمار دقیقی از ازدواج‌های زودرس وجود ندارد، گفت: این ازدواج‌ها به صورت قانونی ثبت نمی‌شوند و آمارهای موجود در این زمینه غیرواقعی است اما موضوع مهم افزایش تعداد ازدواج‌های زود هنگام در جامعه است.

جامعه شناسان معتقدند: فقر فرهنگی، پایبندی به اصول و رعایت سنن قدیمی و سنتی توسط بسیاری از این خانواده ها سبب شده تا دختران و پسران کم سن و سال حتی نوجوان گرفتار معضلات متعدد ناشی از ازدواج زودهنگام شوند.

به باور آنان، ازدواج دختر و پسر در دوران کودکی یا نوجوانی، تبعات منفی و آسیب های اجتماعی زیادی را در آینده بر آنان تحمیل خواهد کرد زیرا بچه هایی که هنوز به بلوغ فکری مناسب و سطح آگاهی کامل از شرایط زندگی نرسیده اند، باید بار سنگین زندگی را ناخواسته و تنها براساس خودخواهی های والدین بر دوش کشند.

ازدواج زود هنگام یا ازدواج کودکانv، به خصوص دختران، اثرات ناگوار بر خود کودکان و پیامدهای منفی فراوانی بر خانواده‌ها و جامعه دارد که بعضاً هیچ‌گاه رفع نمی‌گردد. این‌گونه ازدواج‌ها چانس طلایی فراغت دوران کودکی را از کودکان می‌گیرد و مانع تداوم تحصیل شان می‌گردد. کودکان با زناشویی زودتر از موقع و بارداری نا به‌هنگام، از رشد جسمی، روحی و فکری باز می‌مانند و دچار عوارض روحی، روانی و جسمی می‌گردند که بعضاً تا پایان عمر همچنان دامن‌گیر شان می‌ماند.
ازدواج زود هنگام بیشتر در محدوده مطالعات مردم شناسی یا جمعیت شناسی یا به دلیل نگرانی از خطرات صحی که با حاملگی زودتر از موقع، همراه است، مورد مطالعه قرار می‌گیرد. یعنی با این نگرانی که ارتباطی میان ازدواج زود هنگام و میزان بالای رشد جمعیت و فشارهای اجتماعی- اقتصادی بر جامعه شناسایی شده، روی این‌گونه ازدواج مطالعه صورت می‌گیرد. با این وجود، مطالعه ازدواج زود هنگام، هر چند، از منظر مردم
شناسی یا پزشکی مهم است، ولی رویکرد حقوق بشری تحلیل جامع تری از قضایا ارائه می‌نماید.
رویکرد حقوق بشری از این فرضیه آغاز می‌گردد که حقوق زن و حقوق جامعه و خانواده‌اش کاملاً به هم گره خورده اند و از همدیگر تفکیک نمی‌شوند. آن‌گونه که عوامل و پیامدهای ازدواج زود هنگام نشان می‌دهد، اگر منافع زنان و دختران در داخل یک جامعه نا دیده گرفته شود، آن جامعه رشد نمی‌کند. در مقابل، کشانده شدن دختران به ازدواج نابه‌هنگام تحت تأثیر شدید عقب ماندگی جامعه قرار دارد، به طوری که در جوامع عقب مانده‌تر و محروم‌تر میزان محرومیت دختران و زنان و از جمله در صد ازدواج زود هنگام نیز بیشتر است. اضافه برآن، در رویکرد حقوق بشری زنان و دختران خود شان صاحب حق اند و مستحق میزانی از احترام، خواسته ها و حقوق هستند که بتوانند استعدادهای خود را به فعلیت برسانند، یعنی همان چیزهایی که جوامع سراسر جهان به مردان بیشتر از زنان می‌دهند.
رویکرد حقوق بشری مستلزم تحلیل عوامل و نیز پیامدهای نقض حقوق زنان و دختران است، که از جمله ازدواج زودهنگام دختران را نیز پوشش می‌دهد و به آن به عنوان یک پدیده مربوط به کل اجتماع می‌نگرد. در سایه این تحلیل فراگیر و جامع، موارد فردی مرگ و میر مادران به عنوان معلول ازدواج زود هنگام و بخشی از نمونه وسیع‌تر تبعیض علیه زنان و دختران نگریسته شود. بنابراین، ازدواج ناخواسته دختر صغیر ۱۲ ساله به عنوان یک حادثه ضروری که دختر نهایتاً خود را با شرایط وفق خواهد داد، مورد توجه نیست، بلکه به عنوان بخشی از نمونه بزرگتر موانعی که توسط جامعه جلوی رشد و کمال دختران گذاشته می‌شود، یا لااقل برای رفع آن تلاش نمی‌شود، نگریسته می‌شود. رویکرد حقوق بشری همچنین مستلزم این است که نگرانی‌هایی‌که به طور سنتی جزء نگرانی‌های سنتی خانواده قلمداد می‌گردد، از موضوعات عمومی دانسته شوند و تأکیدش این است که جامعه باید منابع، انرژی و استعدادهای خود را بسیج نماید تا منافع زنان و دختران در آژندای عمومی قرار گیرد. بنابراین، در این رویکرد،
سرنوشت نا شاد دختر صرفاً مسئولیت پدر، مادر یا شوهرش نیست، بلکه باید به عنوان آژندای بزرگتر اجتماعی در عرصه فرهنگ و جامعه قرار گیرد، به طوری که هر فرد جامعه نسبت به شناسایی استعداد کامل خود و استعداد کامل تمام اعضای جامعه به شیوه‌ای بدون تبعیض متعهد باشد. در این رویکرد، معضل ازدواج زود هنگام صرفاً یک معضل فردی و خانوادگی نیست بلکه به دلیل پیامدهای زیانبار اجتماعی آن، مسئله مربوط به کل جامعه تلقی می‌گردد و راه حل اجتماعی نیز می‌طلبد.
گستره وخامت این معضل
تعیین این که چه تعدادی از دختران در خردسالی ازدواج می‌کنند، مشکل است. در خصوص افغانستان دشواری کار در این است که در کشور ما هیچ آمار دقیقی نه در مورد ازدواج زود هنگام و نه هیچ مورد دیگری وجود دارد. اما در سطح جهانی، مشکل تا حدودی از آنجا ناشی می‌شود که یک تعریف پذیرفته شده جهانی از سن ازدواج وجود ندارد. به علاوه اینکه بسیاری از ازدواج‌ها در یک سیستم معیاری ملی جمع آوری اطلاعات، گرد آوری نمی‌شود. اما بر اساس اطلاعات موجود، ازدواج زود هنگام در ناحیه صحرایی آفریقا و جنوب آسیا رایج است. به عنوان مثال، در نیجر، در مقایسه با ۴% پسران، ۷۰% دختران بین سنین ۱۵ و ۱۹ سال ازدواج می‌کنند. لازم به ذکر است که ازدواج زود هنگام و حاملگی زودتر از موقع کودکان در میان بخش‌های سرمایه دار جامعه، حتا در کشورهای فقیر و فوق العاده سنتی رو به کاهش است. زنان فقیر نواحی روستایی بیشتر متمایل اند که زودتر در خردسالی ازدواج نمایند و سطوح تحصیلی نیز نقش عمده را در ازدواج زود هنگام بازی می‌کند.
سن قانونی ازدواج در قانون مدنی افغانستان
به منظور کاستن از این پیامدهای زیانبار ازدواج زود هنگام، تقریباً تمامی کشورها حد اقل سن مناسب برای ازدواج دختران و پسران تعیین کرده اند که اغلب بین ۱۶ تا ۲۰ سال می‌باشد و البته
برخی کشورها کمتر یا بیشتر از آن، مثلاً تا ۲۴ سالگی را تعیین کرده اند. در تعدادی از کشورها حد اقل سن برای پسران بیشتر از دختران می‌باشد.
در افغانستان حد اقل سن ازدواج برای دختران ۱۶ سال و برای پسران ۱۸ سال می‌باشد. ماده ۷۰ قانون مدنی افغانستان در این باره می‌نویسد: «اهلیت ازدواج وقتی کامل می‌گردد، که ذکور سن ۱۸ و اناث شانزده سالگی را تکمیل کرده باشند.» در ماده ۷۱ قانون مدنی مقرر می‌دارد که:
۱٫ هرگاه دختر سن مندرج در ماده ۷۰ این قانون را تکمیل نکرده باشد، عقد ازدواج وی تنها توسط پدر صحیح التصرف یا محکمه با صلاحیت صورت گرفته می‌تواند؛
۲٫ عقد نکاح صغیره کمتر از ۱۵ سال به‌هیچ وجه جواز ندارد. این مواد هر چند در مورد دختران با معیار بین‌المللی سن ازدواج سازگار نیست، چون ۱۶ سالگی را به عنوان سن قانونی ازدواج برای دختران تعیین نموده است؛ به علاوه، در ماده ۷۱ فقره عقد نکاح صغیره ۱۶ ساله را توسط پدر صحیح التصرف یا محکمه با صلاحیت اجازه می‌دهد ولی متأسفانه، همین مقدار هم تا کنون اجرا نشده است و بدبختانه اکثر قریب به اتفاق مردم از آن مواد، با وجود اینکه در کشور چندین دهه سابقه دارد، بی‌اطلاع می‌باشند. پس مشکل ازدواج زود هنگام در افغانستان نه یک خلا یا نقص قانونی بلکه بیشتر یک مسئله اجرایی و اجتماعی است. مردم هنوز برای تبعیت از قانون آمادگی نشان نمی‌دهند و در مقابل، نیز متأسفانه مجریان قانون به این تخطی نمی‌پردازند.
تعیین سنین مختلف برای ازدواج پسران و دختران از نظر نورم بین‌المللی دچار ایراد می‌باشد. در نتیجه، آن دسته از مواد قانونی که نشان می‌دهد که سطح رشد عقلی دختران با پسران متفاوت است یا اینکه سطح متفاوت رشد جسمی و عقلی در ازدواج اهمیتی ندارد، با نورم بین‌المللی سازگار نیست.
همچنین در برخی کشورها، از جمله افغانستان، اعضای خانواده می‌توانند دختر را بدون رضایت و
حتا اطلاعش نامزد سازند یا به جای وی در باره ازدواجش تصمیم بگیرند. این اختیار مسلماً نه فقط با «کنوانسیون رضایت به ازدواج»، بلکه با حق دختران نسبت به انتخاب آزادانه شریک شان که در سایر اسناد بین‌المللی، میثاق بین‌المللی، حقوق سیاسی و مدنی آمده، نیز مغایرت دارد.
سن قانونی ازدواج در اسناد بین‌المللی

سازمان‌های بین‌المللی از قبیل یونسف و صندوق جمعیت ملل متحد جهت پیش‌گیری از پیامدهای ناگوار ازدواج خردسالان و یا کاستن از آن، تلاش‌های فراوانی نموده اند تا دولت‌ها را وادار نمایند که قوانینی را در این راستا وضع و اعمال نمایند و برنامه‌هایی را جهت ارتقای آگاهی مردم نسبت به عوارض این گرایش غلط سنتی، اجرا کنند. کنوانسیون‌های بین‌المللی، هرچند، به طور واضح و یک صدا بیان نمی‌کنند که چه سنی برای ازدواج یک دختر خیلی زود است، ولی نهادهای مختلف بین‌المللی مثل یونسف و صندوق جمعیت ملل متحد پیشنهاد نموده اند که ۱۸ سالگی حد اقل سن برای ازدواج در نظر گرفته شود. در برخی اسناد بین‌المللی متعرض شرط رضایت طرفین نسبت به ازدواج می‌شوند که شامل ازدواج نا به‌هنگام یا زیر سن قانونی هم می‌شود. زیرا اکثریت قریب به اتفاق ازدواج صغار بدون رضایت و حتا بدون مشورت گاهی بدون اطلاع آنها صورت می‌گیرد.
در اینجا، برای بررسی سن ازدواج در اسناد بین‌المللی، کنوانسیون‌هایی‌که از سن ازدواج بحث کرده اند، بررسی می‌شود و مواد مربوط به سن ازدواج و رضایت طرفین نسبت به ازدواج ذکر می‌شود:
ماده ۱۶، بند ۱ هر زن و مرد بالغ حق دارد بدون هیچ گونه محدودیتی از نظر نژاد، ملیت، تابعیت، یا مذهب، با همدیگر زناشویی کنند و
در ماده اول تصریح می‌کند که ازدواج باید با توافق کامل و آزاد طرفین صورت گیرد و بدون آن قانوناً باطل است. «هیچ ازدواجی بدون رضایت کامل و آزادانه طرفین، قانوناً منعقد نخواهد شد، چنین رضایتی باید توسط آنها شخصاً به طور علنی و در حضور مقام صالح برای رسمیت ازدواج و در حضور شهود، همان‌گونه که فوقاً ذکر شد، باید اظهار گردد.» هم چنین می‌افزاید که رضایت طرفین به ازدواج در نزد مقام مذکور و شهود توسط خود شان اعلام گردد.
در ماده دوم تعیین حد اقل سن مناسب برای ازدواج را به کشورهای عضو پیشنهاد می‌نماید: دولت‌های عضو کنوانسیون حاضر، جهت تعیین حد اقل سن برای ازدواج اقدام به وضع قانون خواهند نمود. هیچ ازدواجی قانوناً توسط شخص زیر این سن منعقد نخواهد شد، مگر جایی که مقام صالح، به دلایل مهم، به نفع همسران مورد نظر، حد اقل سن را استثنا کرده باشد.
در ماده سوم مقرر می‌دارد که: «ازدواج نزد مراجع رسمی و در حضور مقام صلاحیت دار ثبت و رسمی شود.»
به علاوه، در مقدمه کنوانسیون از دول عضو مؤکداً خواسته می‌شود که: «… تمام دولت‌ها به شمول آنهایی‌که اداره سرزمین‌های غیر خودگردان و
تحت قیمومیت را تا زمان استقلال یافتن آنها به عهده دارند یا خواهند داشت، باید تمامی تدابیر مناسب را جهت لغو آن رسوم، قوانین و سنت‌های قدیم، با تأمین آزادی کامل انتخاب همسر، جلوگیری کامل از ازدواج‌های اطفال و نامزدی دختران خردسال قبل از سن بلوغ، تعیین مجازات مناسب در موارد ضروری و ایجاد ثبت مدنی و غیره که در آن تمام ازدواج‌ها ثبت خواهد شد، اتخاذ نمایند.»؛
«کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان» مصوب ۱۹۷۹
بند ۲ ماده ۱۶ «کنوانسیون رفع تمام اشکال تبعیض علیه زنان» به سن ازدواج اختصاص یافته است و مقرر می‌دارد که‌ نامزدی و ازدواج کودکان غیر قانونی است و کلیه اقدامات از جمله وضع قانون جهت تعیین حد اقل سن ازدواج و ثبت اجباری ازدواج در یک دفتر رسمی، ضروری است.
کمیته‌ای‌که بر اجرای کنوانسیون زنان نظارت می‌کند، تفسیر خود را از بند ۲ ماده ۱۶ کنوانسیون به شکل توصیه نامه کلی، شماره ۲۱، تحت عنوان «برابری در ازدواج و روابط خانوادگی» منتشر نموده است. این تفسیر کلی پیشنهاد می‌کند که سن ازدواج برای مردان و زنان باید ۱۸ سال باشد.
طبق همین توصیه نامه کلی، در اعلامیه برنامه کاری ویانا که در «کنفرانس جهانی حقوق بشر» در ویانا از تاریخ ۱۴ تا ۲۵ جون ۱۹۹۳ تصویب شد، از دولت‌ها خواسته شد که قوانین و مقررات موجود را اصلاح نمایند و سنت‌ها و عنعنات تبعیض آمیز و مضر برای کودکان دختر را لغو نمایند. ماده ۱۶ فقره ۲ و سایر مواد کنوانسیون حقوق کودک دولت‌های عضو را از تجویز و اعتبار بخشیدن به ازدواج افراد زیر سن قانونی منع می‌نمایند. در فضای کنوانسیون حقوق کودک، کودک یعنی هر انسان کمتر از ۱۸ سال، مگر اینکه قانون قابل اجرا برای کودک سن قانونی را زودتر از آن قرار داده باشد. با توجه به همین تعریف و مواد اعلامیه ویانا، کمیته مزبور نظر می‌دهد که حد اقل سن ازدواج باید برای مرد و زن هر دو باید ۱۸ سالگی باشد.

یکی ازخاستگاه های مهم بروز مسایل اجتماعی مختلفی که امروزه گریبان مردان و زنان امروز ایران را گرفته است، ریشه درپدیده و دوران کودکی دارد. کودکی به عنوان پدیده اجتماعی چنان دراندیشه و فرهنگ دینی و سنتی ایرانیان درحاشیه توجه ها و برنامه ریزی هاست که ناخواسته تمامی مسایل اجتماعی را به صورت بین نسلی و حلقه به حلقه به آینده منتقل می کند. در بین مسایل کودکی نیز از طرز نگاه به کودک تا حقوق آنان چنان وضعیتی حاکم است که مشکلات بسیاری در این گروه سنی و جمعیت انسانی به چشم می خورد.

از بین مسایل مختلفی نظیر سوء تغذیه، کمبود شیرمادر، بی سرپرستی، بی هویتی فرزندان خارج از ازدواج رسمی، فقدان خدمات بهداشتی و درمانی لازم، فقر آموزشی، بیسوادی، بهره کشی جسمی و جنسی و ده ها مورد دیگر؛ ازدواج کودک یکی از مهمترین مسایلی است که گریبان ده ها هزار دختر وپسر واقع در سن کودکی را به مخاطره انداخته است که با پیشگیری از آن می توان میلیون ها کودک را از ورطه فقر و محرومیت رها ساخت. ازدواج کودک یا ازدواج زودهنگام مربوط به ازدواج با کودک زیر ۱۸ سال است. در این میان با وجودی که هردو جنس پسر و دختر در معرض ازدواج های زودهنگام هستند ولی دختران بیش ترین قربانیان این پدیده به شمار می روند.

 

این‌گونه ازدواج‌ها شانس طلایی فراغت دوران کودکی را از کودکان می‌گیرد و مانع تداوم تحصیل شان می‌گردد. کودکان با زناشویی زودتر از موقع و بارداری نا به‌هنگام، از رشد جسمی، روحی و فکری باز می‌مانند و دچار عوارض روحی، روانی و جسمی می‌گردند که بعضاً تا پایان عمر همچنان دامن‌گیر شان می‌ماند. پدیده ازدواج کودکان نه تنها در کشوهای فقیر، بلکه در کشورهای ثروتمند نیز وجود دارد، به‌طوری که در کشوری هم‌چون آمریکا یک درصد از نوجوانان ١۵ تا ١٧ساله ازدواج کرده‌اند.این در حالی است که براساس کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان، مقوله ازدواج کودکان دختر به شدت منع و نامزدی و ازدواج کودکان غیرقانونی اعلام شده است.سازمان یونیسف هم یکی از شیوه‌های رایج سو‌‌استفاده جنسی و استثمار دختران را ازدواج در کودکی اعلام کرده است، چراکه از مهم‌ترین پیامدهای زندگی زناشویی در کودکی، جدایی از والدین، از دست دادن هم‌بازی‌ها، ترک همسالان و عدم دسترسی به آموزش، کار اجباری، بهره‌کشی جنسی و خشونت است.

 

سازمان ملل در تعریف ازدواج زودهنگام بیان می کند: «ازدواج زودهنگام عبارتست از هر ازدواجی که در سنین زیر ١٨سالگی صورت گرفته، در صورتی که دختر از نظرجسمی، فیزیولوژیکی و روانی برای ازدواج و فرزندآوری آماده نیست .

در اکثر توافقنامه های بین المللی، حداقل سن ازدواج برای مردان و زنان ١٨ سال تعیین شده است. اگرچه ممکن است دختران در سنین پایین به بلوغ جنسی برسند، ولی اغلب از نظر فیزیولوژیکی، برای فرزندآوری و از نظر روانی، برای ازدواج و پذیرش مسوولیت های زندگی خانوادگی آماده نیستند. ازدواج زودهنگام معمولابا نوعی اجبار همراه بوده و رضایت کامل زوجین در آن لحاظ نمی شود. بیانیه جهانی حقوق بشر در سال ١٩۴٨ بیان می کند که ازدواج باید با رضایت کامل و آزاد طرفین باشد، ولی در اغلب موارد این والدین هستند که فرزندان خود را مجبور به ازدواج در سنین پایین می کنند. اگرچه آن ها ممکن است در زمان ازدواج، رضایت خود را اعلام کنند، ولی به علت سن و سال کم عملا درک درستی از ازدواج نداشته و رضایت آن ها به صورت آزاد نبوده است. همچنین ازدواج زودهنگام اغلب یک عمل سنتی است که از طریق عرف و آداب و رسوم محلی مورد پشتیبانی قرار می گیرد.
در منطقه خاورمیانه به علت تسلط باورهای سنتی و مذهبی در زمینه ازدواج، در برخی از کشورها میزان بالایی از ازدواج زودهنگام وجود دارد البته در این منطقه با توجه به این که سیستم ثبت درستی در زمینه ازدواج وجود نداردآمار های دقیقی در دست نیست.

برخی شواهدو آمارجهانی

آمارها نشان می دهد درسطح جهانی ۳۶ درصد زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی ازدواج کرده اند. سالانه ۱۴ میلیون نوبالغ ۱۵ تا ۱۹ ساله زایمان می کنند و دختران زیر سن ۱۵ سال، ۵ برابر بیش از دختران سن بیست سالگی دستخوش مرگ و میر در طول بارداری یا زایمان می شوند. دختران زیر سن ۱۸ سالگی، ۶۰ درصد بیش از دختران بالای ۱۹ سالگی شاهد مرگ و میر نونهالشان در یک سال اول زندگی شان هستند و حتی اگر شانس زنده ماندن داشته باشد بیش تر در معرض بیماری های کم وزنی، کمبود مواد غذایی و دیرکرد در رشد جسمی و شناختی قرار می گیرند .ظاهراً بین ازدواج زود هنگام و سطح تحصیل، فقر و بهداشت ارتباطی وجود دارد. دخترانی که تحصیلات کمتر دارند، زودتر ازدواج می‌کنند و نیز بهداشت ضعیف‌تری دارند. همچنین ازدواج زود هنگام باعث تضعیف صحت و بهداشت، به خصوص بهداشت دوران بارداری می‌گردد.مطابق یک تحقیق احتمال مرگ و میر دوران حاملگی و زایمان دختران سنین ١٠ تا ١۴ ساله پنج برابر بیشتر از زنان ٢٠تا ٢۴ ساله می‌باشد. به علاوه، ازدواج زود هنگام، باعث افزایش حاملگی می‌گردد که این خود میزان مرگ را بالا می‌برد و اثرات ناگوار بر خود آنان و پیامدهای منفی فراوانی بر خانواده‌ها و جامعه دارد که بعضاً هیچ‌گاه رفع نمی‌گردد.

پیامدهای ازدواج زودهنگام

این نوع ازدواج باعث می شود که دختران دوره نوجوانی خود را از دست داده و مجبور به انجام کارهایی شوند که چندان مناسب آن ها نیست. بسیاری از آن ها به اجبار ازدواج می کنند و در زمینه انتخاب همسر تصمیم گیرنده نیستند. ازدواج زودهنگام مانع پیشرفت دختران شده و امکان تحصیل و آزادی های فردی را از آن ها سلب می کند وتاثیرات منفی بسیاری بر دختران می گذارد. احتمال مرگ و میر و اختلالات بهداشتی در دخترانی که در سنین پایین ازدواج می کنند، بیش تر است، باعث ترک تحصیل دختران شده و مانعی در جهت استقلال اقتصادی آن هاست. در اکثر ازدواج های زودهنگام، سن مردان بالاتر از زنان است که این امر باعث می شود که زنان در زندگی خانوادگی از قدرت تصمیم گیری بالایی برخوردار نبوده و تسلیم محض شوهران خود باشند. این عوامل باعث افزایش خشونت علیه زنان و افزایش حاملگی های ناخواسته و بیماری هایی همانند ایدز می شود.

فقر یکی از عوامل اصلی ازدواج کودکان با بزرگسالان است. در بسیاری از مواقع با وقوع فقر، والدین بودن دختران را هزینه و بار اضافی بر هزینه خانوار محسوب کرده و با ازدواج او نه تنها بار هزینه را می کاهند بلکه گاه با ازدواج دخترشان با افراد مسن تر می توانند به زندگی اقتصادی و اجتماعی خودشان نیز سامان بهتری دهند. در این اجتماعات ازدواج برای خانواده دختر به نوعی امتیاز اقتصادی نیز محسوب می شود. یک دختر در این شرایط به عنوان کالا مورد معامله قرار می گیرد و گاه به عنوان پول و یا به جای بدهی معامله می شود. در موارد نابسامانی مانند جنگ یا شرایط بد زراعت، خانواده می داند که دخترانش می توانند زمینه ی  امنیت اقتصادی برای آنان باشند .

ازدواج زود هنگام با دختر نابالغی که آمادگی جسمی کافی ندارد به ویژه با مردان بزرگسال پیامدهای فیزیکی و بدنی زیادی از نظر سلامتی دارد. براساس مطالعات انجام شده همبستگی قوی بین سن مادر و نرخ مرگ ومیر مادر وجود دارد. بارداری زودرس دربین دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله پنج برابر بیش از زنان در سن ۲۰ تا ۲۴ ساله تلفات جانی هم برای مادر و هم جنین به همراه دارد. (HIV) نیز از خطراتی است که ازدواج های زود رس را تهدید می کند. دلیل این امر هم برخلاف تصور والدین که ازدواج زود هنگام می تواند سلامت دختران را نیز تضمین کند، ناشی از این است که شوهران ناقل بیماری های جنسی ناشی از ارتباط جنسی با افراد دیگر هستند.

یکی دیگر ازپیامد های آسیب رسان ازدواج کودکان جدایی از خانواده و دوستان، از دست دادن آزادی تعامل با همسالان و مشارکت در فعالیت های اجتماعی و کاهش فرصت های آموزشی است. همچنین ازدواج کودک منجر به کار اجباری یا بردگی کودکان، استثمار جنسی وتجاری و خشونت علیه آنان است. به دلیل آن که کودکان نمی توانند از رابطه جنسی جلوگیری کرده و برای استفاده از روش های پیشگیری تاکید کنند، بنابراین در معرض مخاطرات بهداشتی نظیر بارداری پیش از بلوغ سنی، انتقال عفونت های جنسی و به خصوص «HIV» قرار می گیرند.

والدین اغلب برای پیشگیری از تجاوز جنسی، بارداری بدون ازدواج، افزایش طول دوره باروری و اطاعت پذیری بیشتر دختران از شوهرانشان و همچنین کاهش هزینه اقتصادی ٬دخترانشان را به ازدواج اجباری سوق می دهند.ازدواج، بارداری و مادر شدن زودهنگام آثار روانشناختی مثبتی روی دختران در سنین زیر ۱۸ سال بجای نمی گذارد. آنان از خشونت و سوء استفاده جنسی و پیامد های جسمی و روانی آن رنج می برند. مطالعات نشان می دهد دخترانی که به صورت زودهنگام به ازدواج اجباری در سنین زیر ۱۸ تن داده اند، بیش تر به قبول خشونت خانگی و تنبیه توسط شوهرانشان باور دارند. در اغلب موارد عروس پس از ازدواج وارد خانواده شوهرشده و توسط شوهر و خانواده او مورد استثمار و برده داری خانوادگی قرار می گیرند. ازدواج زود هنگام منجر به طلاق و جدایی بیش تری هم می شود.

ازیک سو دختران با ازدواج اجباری و زودهنگام از فرایند آموزش و تحصیل دور مانده و با فقر آموزشی روبرو می شوند و از سوی دیگر به دلیل همین کم سوادی و دانش اندک توانایی رویارویی با مسایل خانوادگی را نداشته و در توسعه خانواده و تربیت فرزندان نیز سرمایه مناسبی محسوب نمی شوند. بنابراین دختران و زنان بیشترین قربانیان این پدیده هستند. پس از جدایی وطلاق های شایع دراین طیف و گروه سنی ازدواج کرده ها نیز، به دلیل همان فقرآموزش و مهارت، ادامه زیست برای خانواده هایی که این کودکان سرپرستی آن را بر عهده دارند، بسیار مشکل آفرین است. از این روست که ازدواج زودهنگام و اجباری سبب ساز تحکیم و شیوع فقر و زنانه شدن بیشتر آن می شود.

بررسی ها نشان می دهد که ازدواج دختران در سنین کودکی در خانواده هایی که پدر معتاد، بیمار روانی، بیسواد یا کودک تک والد یا والد ناتنی داشته باشند و از لحاظ اقتصادی اجتماعی در سطح پایینی باشند، بیشتر است. امروزه قاچاق کودکان در قالب ازدواج گریبانگیر خانواده های فقیر است. برای مثال ۷۲ درصد از زنانی که اقدام به ترک خانه (فرار از خانه) کرده و در اورژانس های اجتماعی بهزیستی استان تهران در سال های ۸۱ و ۸۲ پذیرش شده بودند بین ۱۱ تا ۱۷ سال داشتند. رواج فرهنگ عشیره ای و طایفه ای و برخی باورهای سنتی، باعث شده تا هنوز بسیاری از اهالی استان سیستان و بلوچستان، خود را از داشتن شناسنامه بی نیاز بدانند. در این استان پهناور افراد زیادی بدون ثبت رسمی ازدواج به صورت کاملا سنتی شرعی با هم زندگی می کنند، طلاق شان ثبت نمی شود و کودکان حاصل از این ازدواج ها نه شناسنامه ای دارند و نه هویتی به طوری که با استناد به آمار سال ۸۳، بیش از ۴۰ درصد تولد نوزادان در استان متعلق به پدر و مادرهایی بوده که ازدواج شان ثبت نشده است . از دلایل دیگر بروز ازدواج اجباری و زودهنگام برای کودکان وجود عامل فشار و تهدید به مرگ است. قتل های ناموسی که در ایران نیز رواج دارد برخاسته از همین رویکرد است.

دین اسلام نیز خود مروج ازدواج زودهنگام دختران است، به‌طوری که در منابع معتبر آمده است «عایشه» در شش یا هفت سالگی به ازدواج «پیامبر اسلام» درآمد و یا دختر پیامبر،فاطمه(س) در ٩ سالگی با علی(ع) ازدواج کرد که بسیاری از مسلمانان با استناد به این عملکرد پیامبر، دختران خود را در کودکی به عقد مردان در می‌آورند.

سن ازدواج در کشور بر اساس قانون ۱۳ سال برای دختران و ۱۵ سال برای پسران تعیین شده است. آمارهای منتشر شده اخیر نیز از وقوع حدود چهار هزار ازدواج بین ۱۰ تا ۱۴ سال و ازدواج حدود ۷۵ دختر و پسر زیر ۱۰ سال در سال ۹۰ خبر می‌دهند.ازدواج‌هایی که ثبت آن‌ها در دفا‌تر ثبت ازدواج به گفته کار‌شناسان خلاف قانون است و جرم محسوب می‌شود. چندی پیش سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس٬ ازدواج دختران و پسران زیر سن ازدواج را خلاف قانون دانسته و مسئولان به‌ویژه مراکز ثبت ازدواج را موظف به پاسخگویی چگونگی ثبت این ازدواج‌ها دانسته است.

براساس آمار موجود سازمان ثبت احوال در سال ۸۶، ۳۱۷ مورد ازدواج دختران در سن کمتر از ۱۰ سال و ۳۵ هزار و ۶۱۴ مورد ازدواج در سنین بین ۱۰ تا ۱۴ سال ثبت شده است. آمار ازدواج در مورد پسران کمتر از ۱۵ سال نیز هزار مورد بوده است.

در تماس با چند محضر رسمی عقد و ازدواج متوجه می شوم آن ها نیز آمار ازدواجی که در دست دارند براساس سن و سایر مشخصات، تفکیک نمی شود.یکی از محضرداران گفت:در محضرهای عقد و ازدواج اگر فردی ۱۳ سال و یک روز تمام سن داشته باشد صیغه عقد برای او جاری می شود اما اگر حتی یک روز از سن ۱۳ سالگی کم باشد صیغه عقد جاری نخواهد شد مگر آن که حکم رشد از دادگاه داشته باشد.وی عقد دختران زیر ۱۳ سال را غیر قانونی دانست و افزود: درحال حاضر از لحاظ قانونی جاری کردن صیغه عقد برای دختران زیر ۱۳ سال خلاف است اما غیر شرعی نیست.وی خاطر نشان کرد: مواردی از ازدواج در سنین پایین وجود دارد که دختر یا پسر به سن بلوغ نرسیده اند اما خانواده ها بر عقد آن ها تأکید دارند در این حالت، در برخی محاضر ازدواج صیغه عقد جاری می شود اما پس از رسیدن به سن بلوغ به ثبت می رسد.

درمجموع می‌توان نتیجه گرفت که معضل ازدواج زود هنگام دختران عامل مشکلات زیادی برای دختران، خانواده و اجتماع می‌باشد و حل آن در صورتی ممکن است که به علل و پیامدهای آن در سطح جامعه نگریسته شود و برای رفع و محو آن تمام امکانات و افراد جامعه بسیج شوند.

روزنامه ابتکار: آمارهای سازمان ثبت احوال کشور نشان می‌دهد در یک دوره سه ماهه امسال ازدواج ۱۲ هزار و ۸۸ دختر و پسر کمتر از ۲۰ سال به ثبت رسیده که ۹ هزار و ۸۶۳ زوج آنها کمتر از ۱۵ سال سن داشته اند.

طی سال‌های اخیر هر از گاهی کارشناسان و مشاوران دادگستری‌های کشور درباره افزایش ازدواجهای کودکان در برخی استانهای کشور هشدار می‌دهند. انجمن حمایت از حقوق کودکان هم هر از گاهی بر ارائه آمارهایی در این باره پرده از یک آسیب اجتماعی نوظهور در کشور برداشت.

بر اساس اعلام سازمان ثبت احوال، در سال گذشته ۲۹ هزار و ۸۳۱ دختر و پسر کمتر از ۱۵ سال در کشور با یکدیگر ازدواج کرده بودند.این آمار نشان می‌دهد، پایین ترین میزان ازدواج زودهنگام متعلق به شهر تهران و بیشترین آن مربوط به مناطق روستایی استان‌های اصفهان و سیستان و بلوچستان بوده است.

پیش از این سازمان ثبت احوال در توضیحی اعلام کرده بود که علت افزایش آمار ازدواج‌های زودهنگام در چند سال اخیر، ثبت ازدواج‌های شرعی در فاصله سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ بوده است که برای برخورداری از امکانات و تسهیلات اجتماعی نظیر دریافت یارانه، سهام عدالت، دریافت گذرنامه برای سفرهای زیارتی و… بوده است.

بر اساس اعلام ثبت احوال بخشی ازاین آمارها «ازدواج معوقه» هستند که در چند سال اخیر در حال ثبت می‌باشند. در ازدواج‌های معوقه، زوجین قبلا ازدواج شرعی داشته اند اما آن را ثبت رسمی نکرده‌اند‌ و پس از گذشت سالها از زندگی زناشویی خود به دلایلی در سالهای اخیر اقدام به اثبات زوجیت و ثبت ازدواج خود نموده‌اند.در چنین مواردی سازمان ثبت احوال تکلیف دارد پس از استعلام و اطمینان از عدم ثبت زوجیت آنان، ازدواجشان را در سند هویتی آنها ثبت نماید.

در هر حال فارغ از آمارهای مربوط به ازدواج‌های معوقه قابل توجه بودن ازدواج‌های زود هنگام در سنین نوجوانی از منظر جامعه شناسان هشدار دهنده است. آنان معتقدند که فقر فرهنگی، پایبندی به اصول و رعایت سنن قدیمی و سنتی توسط بسیاری از این خانواده‌ها سبب شده تا دختران و پسران کم سن و سال حتی نوجوان گرفتار معضلات متعدد ناشی از ازدواج زودهنگام شوند.

به باور آنان، ازدواج دختر و پسر در دوران کودکی یا نوجوانی، تبعات منفی و آسیب‌های اجتماعی زیادی را در آینده بر آنان تحمیل خواهد کرد زیرا بچه‌هایی که هنوز به بلوغ فکری مناسب و سطح آگاهی کامل از شرایط زندگی نرسیده اند، باید بار سنگین زندگی را ناخواسته و تنها براساس خودخواهی‌های والدین بر دوش کشند. هر چند مدتی است کارشناسان فرهنگی و اجتماعی نسبت به افزایش سن ازدواج جوانان هشدار می‌دهند و ادامه این روند را دارای پیامدهای خوشایند و ناخوشایند اجتماعی عنوان می‌کنند، اما هنوز معضل ازدواج زودهنگام در بسیاری از جوامع و اقوام محلی به قوت خود باقی است که پیامدهای منفی و مثبت آن کمتر از دیگری نیست.

شواهد و مدارک تاریخی گواهی می‌دهد که ایرانیان باستان سن ازدواج را ۲ یا ۳ سال پس از بلوغ در نظر می‌گرفتند که غالبا سن عادی بلوغ برای هر دو جنس مرد و زن؛ ۱۵ سالگی بود که به مناسبت ورود به اجتماع، کمربند مقدس به آنان اهدا می‌شد. سازمان ملل در تعریف ازدواج زودهنگام بیان می‌کند: «ازدواج زودهنگام عبارتست از هر ازدواجی که در سنین زیر ۱۸سالگی صورت گرفته، در صورتی که دختر از نظرجسمی، فیزیولوژیکی و روانی برای ازدواج و فرزندآوری آماده نیست.در اکثر توافقنامه‌های بین‌المللی، حداقل سن ازدواج برای مردان و زنان ۱۸ سال تعیین شده است.

اگرچه ممکن است دختران در سنین پایین به بلوغ جنسی برسند، ولی اغلب از نظر فیزیولوژیکی، برای فرزندآوری و از نظر روانی، برای ازدواج و پذیرش مسئولیت‌های زندگی خانوادگی آماده نیستند. ازدواج زودهنگام معمولابا نوعی اجبار همراه بوده و رضایت کامل زوجین در آن لحاظ نمی‌شود. بیانیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ بیان می‌کند که ازدواج باید با رضایت کامل و آزاد طرفین باشد، ولی در اغلب موارد این والدین هستند که فرزندان خود را مجبور به ازدواج در سنین پایین می‌کنند.

پیامدهای مخرب ازدواج زود هنگام آنجا تداعی می‌شود که بدانیم غالب این ازدواج‌ها شکل اجباری و ناخواسته دارند و به عواملی مانند فقر، ناآرامی اجتماعی، تعلقات قومی، انگیزه محافظت از دختران و قوانین بازدارنده مبتنی است.

ازدواج زودهنگام و بارداری زودرس در بین دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله ۵ برابر بیش از زنان در سن ۲۰ تا ۲۴ ساله است. علاوه بر آن از آثار روانی ازدواج زودهنگام نمی‌توان چشم‌پوشی کرد، الزامات ازدواج در سنین پایین اغلب منجر به جدایی از خانواده، دوستان و تعلقات، از دست دادن آزادی، تعامل با همسالان و استفاده از فرصت‌های آموزشی می‌شود.مطابق یک تحقیق احتمال مرگ و میر دوران حاملگی و زایمان دختران سنین ۱۰ تا ۱۴ ساله پنج برابر بیشتر از زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله می‌باشد.

مهناز فرهمندی جامعه شناس در این زمینه گفت: دختران کمتر از ۱۵ سال بیش از پسران قربانی فقر فرهنگی و حتی فقر مالی خانواده‌های خود می‌شوند.وی افزود: در بسیاری از روستاها و شهرهای استان‌های خوزستان و سیستان و بلوچستان، والدین نگهداری و مراقبت از فرزندان دختر را به معنای تحمل هزینه و بار اضافی بر خانوار محسوب کرده لذا تلاش می‌کنند با شوهر دادن او، نه تنها هزینه‌های خانواده را کاهش دهند بلکه گاه با دادن دخترانشان به افراد پولدار به وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود نیز سامان دهند.

فرهمندی با بیان اینکه ازدواج‌های زودهنگام در سنینی روی می‌دهد که افراد در آن به مرحله بلوغ فکری و عقلانی نرسیده اند، گفت: بنابراین زوجین در انتخاب شریک زندگی خود نمی‌توانند هیچ نقشی را ایفا کنند به طوری که پس از گذشت مدتی و بعلت ناتوانی در اداره زندگی تصمیم به طلاق و جدایی می‌گیرند.

این جامعه شناس افزود: والدین براساس سنت‌ها و باورهای غلط خود باعث می‌شوند فرصت انتخاب از دختران و پسرانشان که به قدرت عقلانی و حتی جنسی کامل نرسیده اند، گرفته شود و زوج کم سن و سال مجبور است از کودکی یکسری مسئولیت‌های سنگین زندگی را به دوش بکشد.فرهمندی تصریح کرد: در ازدواج‌های زودهنگام، زوجین دچار افسردگی‌های بلوغ زودرس می‌شوند که اگر بخواهند به زندگی خود ادامه دهند یک زندگی اضطراری خواهند داشت و در صورت طلاق نیز افرادی شکست خورده و ناکام در اجتماع محسوب می‌شوند که بسیاری از فرصت‌های زندگی خود مانند حق انتخاب همسر را از دست داده اند.

وی با اشاره به اینکه مداخله دولت در این زمینه ضروری است، خاطرنشان کرد: اطلاع رسانی و آموزش مهارت‌های زندگی به والدین بویژه در مناطق محروم و روستایی در زمینه عوارض و عواقب جبران ناپذیر ازدواج‌های زودهنگام و دوران کودکی بسیار ضروری است.حسین آقاجانی جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران نیز معتقد است: این مسئله باید از دیدگاه مردم شناسی مورد مطالعه قرار گیرد و ضمن آشنایی با فرهنگ‌ها و خرده فرهنگ ها، دلایل این تصمیمات را ریشه یابی کنیم.

وی با بیان اینکه برای انجام ازدواج رعایت قوانین مدنی، شرعی و عرفی ضروری است، ادامه داد: قوانین مدنی راجع به ازدواج و شیوه همسرگزینی است که به طور قانونی به آن پرداخته شده و شرایط و ویژگی‌های ازدواج از منظر قانونی مورد بررسی قرار گرفته است.
به گفته وی، قوانین شرعی نیز براساس دین و شرع هر جامعه ای شرایطی را برای ازدواج در نظر گرفته و قوانین عرفی نیز براساس فرهنگ و شرایط اجتماعی هر جامعه بنا نهاده می‌شود.

استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه بسیاری از این خانواده‌ها معتقدند ازدواج در سن پایین مشکلی ایجاد نمی‌کند و در واقع یک رسم در میان آنها محسوب می‌شود، تصریح کرد: در کشور ما خرده فرهنگ‌ها و قبایل مختلفی وجود دارد که این عوامل نیز سبب شده فرهنگ‌ها و قوانین متعددی برای ازدواج در کشور وجود داشته باشد.وی با بیان اینکه ازدواج‌های زودهنگام خسارات زیادی برای کودکان بویژه دختران در پی خواهد داشت، گفت: ازدواج در سن کم باعث می‌شود که دختران از نظر جسمی و روحی در شرایط بد و ناگواری قرار گیرند.

آقاجانی تصریح کرد: بسیاری از کودکان که مجبور به ازدواج در سنین کودکی هستند هنوز در حال و هوای بازی هستند و نمی‌توانند جایگاه خود را در خانواده بیابند.وی گفت: این کودکان بیشتر در زندگی سرخورده می‌شوند و هیچگاه احساس استقلال نمی‌کنند و حتی نمی‌توانند فرزندان مستقل و جامعه پذیری را تربیت کنند.

انتهای پیام/م

fff
دیدگاه ها

لطفا پیش از ثبت دیدگاه قوانین زیر را مطالع بفرمایید.

  • دیدگاه خود را مرتبط با همین خبر بنویسید.
  • از توهین بر اشخاص و ادیان پرهیز کنید.
  • تکمیل تمامی فیلدها الزامی می باشد.
  • دیدگاه شما پس از بررسی و تائید نمایش داده خواهد شد.

fff fff


شبکه اجتماعی سلام نشر خبر اول خبر fff